اكثر آناني كه در دام شبكههاي اجتماعي افتادهاند، با ابزار وجدان و انصاف خود اقرار مينمايند كه اينان جز صرف وقت به بطالت و تهييج قوه شهواني انسان و بر هم زدن كانونهاي خانواده و...حتي با وجود درصد ناچيزي منفعت با عنوان ارتباطات اجتماعي چيز ديگري عايدشان شده باشد، نيست فلذا دغدغه اصلي مديران فرهنگي بايد ترويج و حفظ اصول ارزشهاي سنتي خودمان با كمك ابزارهاي مدرن و البته با شناخت كافي از هر دو است، چه بسا كه برخي از كشورهاي آسيايي به اين مدل رسيده و آن را روشمند كردهاند.
يكي از عوامل تأثيرپذيري جامعه از اين گونه ابزارها اين است كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، همواره يكي از دغدغههاي ملت و دولت، اسلامي شدن همه بخشهاي جامعه بوده و گمان عده زيادي از مسئولان آن بوده است كه بايد ظواهر اسلامي در محيط دانشگاهها، جلوه آشكاري داشته باشد؛ مثلاً هر دانشكده يك نمازخانه داشته باشد، شبهاي جمعه دعاي كميل و كلاس دخترها از پسرها جدا شود البته لازم است توجه نماييم كه با توصيه و بخشنامه و نمازخانه ساختن و تأكيد بر ظواهر شرعي، نميتوان دانش و فرهنگ دانشگاه و وزارت متبوع را اسلامي كرد، امّا بايد عنايت كرد كه دانش و فرهنگ اسلامي است كه مراكز يادگيري و دستگاههاي دولتي را اسلامي خواهد كرد نه عكس آن. اين مهم جز با حركت جهادي محقق خواهد شد والا با نطق و بخشنامه كماكان بايد شاهد ضربه زدن ابزارهاي مدرنيته به جامعه خودمان باشيم.
نگارنده، نافي نفع اين گونه ابزارها نيست ولي مطمئن است مبدعين اين گونه ابزارها قبل از هر چيزي به منافع و استثمار فرهنگ و ارزشهاي ملت ما توجه دارند تا رساندن خيري به ما.
واقعا تبیین این گوته نکات کدلاک می کند