کد خبر: 630604
تاریخ انتشار: ۰۲ بهمن ۱۳۹۲ - ۲۱:۰۰
با آنكه در عالم سينما چندين فيلم بزرگ و كوچك عليه ما ساخته شده است اما تا به حال پاسخ سينماي ما به آنها تنها در سكوت‌هاي بي‌معني و شايد هم چند مصاحبه محكوم‌كننده خلاصه شده است.
محمدصادق عابديني

با آنكه در عالم سينما چندين فيلم بزرگ و كوچك عليه ما ساخته شده است اما تا به حال پاسخ سينماي ما به آنها تنها در سكوت‌هاي بي‌معني و شايد هم چند مصاحبه محكوم‌كننده خلاصه شده است.

اصولاً سينماي سياسي در ايران آنقدر كودك است كه نتواند پاسخ بزرگتر‌هايش را بدهد مگر اينكه اتفاقي مانند آرگو رخ بدهد؛ فيلمي كه امريكايي‌ها براي بيان بخش مهم اما مغفول مانده تاريخ معاصر ما ساخته‌اند. امريكايي‌ها درست ماجرايي را تعريف مي‌كنند كه در زمان وقوعش باعث آبرو‌ريزي جهاني براي ابر قدرت وقت جهان شده بود. امريكايي‌ها بعد از حدود 30 سال سراغ داستان «تسخير لانه جاسوسي» رفته و آن را با روايتي امريكايي شده باز تعريف كرده است. اين بار برعكس رسم معمول كه تاريخ را ملت فاتح نوشته‌اند، دولت مغلوب دست به كار شده و افسانه «آرگو» را براي مخدوش كردن پيروزي ملت ايران و شكست دولت امريكا به تصوير مي‌كشد.

حال بماند كه مي‌گويند در داخل كشور نيز همكاري‌هاي صميمانه‌اي با گروه توليد‌كننده اين فيلم انجام شده است. اسامي ايرانياني هم كه حاضر شدند در «آرگو» نقش آفريني كنند نيز جالب توجه است. تأثير آرگو و اينكه آكادمي اسكار درست يك سال بعد از آنكه به «جدايي» اسكار بهترين فيلم خارجي را داد، «آرگو» را به عنوان بهترين فيلم مورد تقدير قرار داد تا محصول جديد سينماي تجاري امريكا فروش تضمين شده‌اي در سطح بين‌المللي داشته باشد، باعث شد تا ما هم در داخل به خودمان بياييم كه چرا براي «تسخير لانه جاسوسي» تا به حال هيچ فيلمي نساخته‌ايم؟

پارسال بحث داغي ميان فيلمسازان به وجود آمده بود كه آيا بايد ما هم فيلمي عليه آرگو بسازيم يا نسازيم. عده‌اي مي‌گفتند بايد فيلم ساخت و با زبان سينما جواب آنها را داد برخي ديگر مي‌گفتند اينكار برخورد منفعلانه است و ما نبايد منفعلانه ظاهر شويم و بايد مثل هميشه موقر و مؤدب سكوت اختيار كنيم. اين بحث فلسفي نيز كمي بعد از اسكار آرگو به سردي گراييد و فراموش شد. امسال در سالگرد اسكار آرگو انگار داستان تسخير لانه جاسوسي و تبديل آن به فيلم، دوباره جان گرفته است. سيد جمال ساداتيان، تهيه كننده سينما مي‌خواهد اين وظيفه را به انجام برساند.

وي روز گذشته نشست خبري گذاشته و به سؤالات خبرنگاران در اين باره پاسخ داده است. تا آنجايي كه ساداتيان اطلاعات داده است، اين فيلم هنوز كارگردان ندارد و تهيه‌كننده اذعان دارد اين فيلم بيش از يك كارگردان خواهد داشت. مي‌توان گفت مغز متفكر پروژه «‌تسخير لانه جاسوسي» شخص ساداتيان باشد. اما نكته‌اي كه موفقيت كار ساداتيان را با شك و شبهه روبه‌رو مي‌كند، سابقه فيلم‌هاي اين تهيه‌كننده است.

«دايره زنگي»، «برف روي كاج‌ها» و «انتهاي خيابان هشتم» چند نمونه از توليداتي هستند كه ساداتيان در مقام تهيه كننده در آنها حضور داشته است. دايره زنگي فيلمي كاملاً تجاري به كارگرداني كمال تبريزي، برف روي كاج‌ها اولين تجربه پيمان معادي در كارگرداني با مضمون خيانت بين همسران و انتهاي خيابان هشتم فيلمي تلخ از عليرضا اميني است.

ساداتيان آنگونه كه سابقه‌اش نشان مي‌دهد، بيشتر در همان فيلم‌هاي با تم خيانت مي‌تواند موفق باشد تا فيلمي تاريخي كه قرار است از بيگ پروداكشن‌هاي سينماي ايران به حساب بيايد. شايد هم اين تهيه‌كننده مانند خيلي از سينمايي‌ها خواسته است كاري براي انقلاب كرده باشد! اما بايد به اين نكته نيز توجه داشته باشيم كه نپرداختن به يك سوژه مهم و دست نخورده خيلي بهتر از ورود به آن و خراب كردنش است. اگر ساداتيان مي‌خواهد به سينماي انقلاب (به هر حال تسخير لانه جاسوسي كه بخش مهمي از تاريخ انقلاب است) خدمت كند، بهتر است يا اين وظيفه را به اهلش بسپارد يا ابتدا درون خود انقلابي به وجود آورد و نظراتش با آنچه در فيلم‌هاي قبلي از خود به نمايش گذاشته 180‌درجه متفاوت شود.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار