چندي پيش نوشتيم كه مشكل دايي در تيمهايي كه هدايت آنها را بر عهده ميگيرد آن است كه نميتواند به روند پيروزيها و موفقيت خود ادامه دهد، نوشتيم كه دايي در كسوت سرمربيگري كاملاً بر خلاف دوران بازيگرياش نميتواند آنجا كه بايد پيروز از ميدان خارج شود.
نتايج اخير پرسپوليس بعد از پيروزيهاي خوب و قاطع ابتداي نيم فصل دوم رقابتهاي ليگ مؤيد اين مسئله است. پرسپوليس با هدايت علي دايي از چهار بازي اخير خود فقط دو امتياز به دست آورده و اين براي تيمي كه مدعي قهرماني است اصلاً خوب نيست. پرسپوليس درست در جايي ميدان را به ديگر مدعيان وا داد كه ميتوانست خود را از جمع آنها خارج و به صدر جدول بچسبد اما دايي درست همانند تيمهاي قبلي و فصلهاي قبلتر نتوانست خود را بالاي جدول نگه دارد تا در فاصله شش هفته به پايان رقابتها حالا نه به قهرماني كه فقط به حضور در جمع چهار تيم برتر بينديشد و اين در شرايطي است كه تيمهاي ديگر امتياز از دست بدهند و الا پرسپوليس اين توان را نيز ندارد. بگذريم بحث دايي و اوضاع تيمهايش را به ميان آورديم تا برسيم به كمكها و افرادي كه در نيمكت پرسپوليس كنار دايي حضور دارند آنها كه يا نميخواهند كمك حال سرمربي خود باشند يا نميتوانند.
كريم باقري بعد از شكست تحقيرآميز پرسپوليس مقابل گسترش فولاد اين جمله را گفت:«بازيكنان نميدانند در چه تيمي بازي ميكنند.» مربي پرسپوليس با بيان اين جمله عملاً توپ را به زمين بازيكنان فرستاد و آنها را مقصر اصلي شكست قلمداد كرد. در اينكه بازيكنان پرسپوليس در چهار بازي اخير بيانگيزه، پراشتباه و بيخيال در زمين حاضر شدند هيچ شكي نيست اما سؤال اين است كه آيا خود كريم باقري يا حتي خود علي دايي تاكنون به اين فكر نكردهاند كه در چه تيمي مربيگري يا سرمربيگري ميكنند؟
چه كسي مقصر بيبرنامه بازي كردن پرسپوليس است؟ چه كسي پاسخ بازي بدون تاكتيك پرسپوليس را ميدهد؟ آنها اينها را نيز بازيكنان بايد پاسخ دهند؟ علي دايي به عنوان نفر اول نيمكت بايد پاسخگو باشد اين رسم دنياي فوتبال است حالا چه او خوشش بيايد يا اينكه با سليقهاش مخالف باشد. در فوتبال دنيا بزرگترين مربيان آدمهايي را كنار دستشان قرار ميدهند كه در مواقع لزوم كمك حالشان باشند و بتوانند از نظر فكري آنها و تيمشان را از بنبست خارج كنند، سؤال اين است كه در پرسپوليس اين كار به عهده چه كسي است؟
علي دايي چه كسي را در كنارش داشت كه بتواند طي چهار بازي گذشته پرسپوليس را از بنبست خارج كند، پرسپوليس در اين چهار بازي دچار سردرگمي تاكتيكي، بيبرنامگي و اشكال در تغيير نوع بازي بود، دايي در اين بين فقط به مسائل حاشيهاي فكر كرد و هيچ كس ديگري هم نبود كه حداقل در اين شرايط به او بفهماند كه بايد چگونه از اين بنبست خارج شود. بله، به مشكل كهنه علي دايي در روند نتيجهگيري بايد كمكها و اطرافيان نابلد را نيز اضافه كرد تا واقعاً به اين نتيجه رسيد كه پرسپوليس در فاصله كوتاه باقيمانده به پايان ليگ حتي براي حضور در جمع چهار تيم اول نيز با مشكل بزرگي روبهروست. فرگوسن در منچستر عصاي دستي به نام كارلوس كرش داشت، بلاژويچ در تيم ملي فوتبال خودمان، يك برانكو ايوانكوويچ در كنارش داشت كه همه ميدانستند چگونه پيرمرد كروات خوراك فكري ميدهد، يواخيم لو براي كلينزمن همين كار را ميكرد و جانشين شايستهاي هم براي او در آلمان شد و... حتي در ليگ خودمان نيز مجيد صالح اين امور را براي قلعهنويي به خوبي انجام ميدهد، اينها را گفتيم تا شايد در پرسپوليس هم يكي پيدا شود كه بتواند كاري انجام دهد و الا از دايي و كمكهايش نميتوان بيشتر از اين انتظار داشت.