حالا كه تحريمها دارد برداشته ميشود اولاد آدم دوست دارد بنشيند سر درد دل خودش. ميگوييد اين ديگر چه كاري است، مثل آب در هاون كوبيدن ميماند. اتفاقاً به شما ميگويم كه درست ميگوييد. همه چيز از آن نداي دروني يا غيبي شروع شد كه سؤالي را دائم از اولاد آدم ميپرسيد! يك سؤال فلسفي و پيچيده كه شايد عقل هيچ ابوالبشري نتواند آن را هضم كرده و پاسخ درخوري به آن بدهد و آن اينكه اين جامعه ما به غير از من هم، روشنفكر دارد يا ندارد؟ اگر دارد كه دارد و اگر ندارد هم كه ندارد. ميگوييد خب اين چه جور نوشتن متن است. ميگويم كه طومار كه نيست، كمپين هم كه نيست، بيبيسي و راديو فردا هم كه پشت در زنبيل نگذاشتهاند، بگذاريد آزاد باشم. متن پست مدرن است ديگر. كپي پيست و سفارشي هم كه نيست! در مورد ربطش به تحريم عجله نكنيد، طوري ميگويم كه نفهميد! (يعني درست همانطور كه در مورد توافقنامه ژنو ميگويند.)
داشتم چه نظريهاي را صادر ميكردم؟ آهان! بود و نبود روشنفكران در ايران چه چيزي را ميتوانست عوض كند كه كرده؟ يا نكرده ؟ من كه خيلي چيزها را عوض كردهام! (بين خودمان بماند البته هنوز رأي دادگاه خانواده نيامده). اما آيا در اين مملكت روشنفكر تعريف دارد؟ راستش ياد گفته مرحوم آل احمد افتاده بودم كه روشنفكر كسي است كه فارغ از تعبد و تعصب و به دور از فرمانبري، اغلب نوعي كار فكري ميكند و نه كار بدني، و حاصل كارش را كه در اختيار جماعت ميگذارد، كمتر به قصد جلب نفع مادي ميگذارد. اما اين تعريف در ايران براي شما معنايي دارد؟ خب چوبكاري ميفرماييد. اولاد آدم از اول گفت كه استثناست. از قدر شناسي شما ممنونم. در ضمن يادتان باشد شماره حساب براي كمكهاي مردمي و امدادهاي غيبي و كمكهاي بشر دوستانه و واريز وجه جوايز بينالمللي خدمتتان بدهم. هر چه بيشتر لايك بزنيد احتمال روي بورس افتادنم بيشتر است. با آنكه از بحث شيرين بيزينس نميتوان گذشت اما از بيزينس بگذريم. فكر كنيد آگهي ميان برنامه تلويزيوني بوده. حالا اسپانسر توجه شما را به خواندن ادامه متن جلب ميكند:
واقعيت آن است كه اگر تا ديروز ايرادي به روشنفكران ميگرفتم، گير ميدادند كه ميخواهم پايههاي جنبش ضد تحريم را خراب كنم. ميگوييد اين را ديگر از كجايم در آوردم؟ ميگويم من در نياوردهام كه! بيش از سه دهه بود كه ايران تحريمهاي مختلف داشت و كمپاني امريكا و همراهان ميخواستند به هر وسيله شده دمار از روزگار ملت ما در بياورند، ... و هيچ روشنفكري آخ نگفت. دردش هم نيامد كه نيامد... . اما به مجرد اينكه روحاني روي كار آمد، نشريات وابسته به نهاونديان و اتاق بازرگاني گفتند كه جنبش ضد تحريم توسط روشنفكران راه افتاده است براي كمك به دولت راستگويان! سعيد حجّاريان هم كه گفته بود: «تحريم و ما ادريك ما التحريم! روشنفكران درباره تحريم سكوت نكنند»... حاصلش شد زحمات فراوان رسانههاي بيگانه و چند نامه و مصاحبه. اين آخرين دستاورد جنبش روشنفكري ايران بود و اگر من رياست اين جنبش را بر عهده داشتم همينجا مصادره به مطلوب ميكردم و لغو تدريجي تحريمها را به دليل تصميم آني روشنفكران در مقابله با تحريم اعلام ميكردم.
اولاد آدم ميماند از اين شعبده و بازي. روشنفكر دستوري و بخشنامهاي خودجوش ديگر نوبر است! هر چه هم زور زدند كه بگويند اين يك حركت اصيل است، ته روشنفكران اقتصادي گره ميخورد به دولت و ته روشنفكران سياسي هم باز گره ميخورد به دولت. ايرادي هم ندارد! دولت به دنبال لغو تحريمها بود و بازي مناسبي را براي روشنفكران دستوري تدارك ديده بود. (هر چند اولاد آدم بدبين است و ميگويد بايد ديد توسط دولت چقدر هزينه ريالي براي روزنامهها و راديوها و حضرات روشنفكر دست ساز شده است.)
حالا فكرش را بكنيد كه اگر قرار بود ايران، امريكا را تحريم كند. ايران به واسطه نقض حقوق بشر در امريكا، عمليات مداخله جويانه امريكا در كشورهاي ديگر، فروش سلاح به آشوب طلبان سوري و... ، حمايت از تروريسم بينالمللي، جاسوسي و... تصميم ميگرفت امريكا را تحريم كند. همين روشنفكر جماعت ما چه ميكردند؟ منتظر ميماندند تا يك دولتي بيايد و به آنها امر كند كه مخالفت يا موافقت كنند و آنها كارشان را ميكردند و پولشان را ميگرفتند يا نه؟ از من ميشنويد يكسري همان روز اول سينه چاك ميدادند و مخالفت ميكردند و بعد خودشان را تبعيد خودخواسته ميكردند به غرب! يكسري هم نگاه ميكردند ببينند اگر تا حالا از تحريم ايران توسط غرب، جيبشان پر پول شده، از تحريم غرب توسط ايران هم جيبشان پر پول ميشود؟( آخر كيميايي حرف خوبي ميزند كه ميگويد روشنفكران تكنوكرات شده و تكنوكراتها روشنفكر.) ته همه چيز پول است. آن هم نه در جيب ملت كه در جيب من روشنفكر! لابد ميگوييد كه يكسري هم مثل من ميشدند. ميماندند و روشنگري ميكردند ولو در قالب ستون طنز!
اما من به شما نويد بدهم كه... ببخشيد نامزد جديدم از خواب بيدار شده و پشت اسكايپ دارد صدايم ميكند... شبيه اشتون هم هست لامصب، نروم قهر ميكند... . آن وقت شب عيدي بايد باز طلا بخرم..... باي. دوستون دارم. تا يه روز ديگه همين موقع همين جا... .