
هايائو ميازاكي كارگردان معروف ژاپني آثار پويانمايي (انيميشني) است، كه علاوه بر كارگرداني، طراح، گرافيست، فيلمنامهنويس و تهيهكننده فيلمهاي پويانمايي نيز ميباشد. او در پروسهاي كه بيش از50 سال طول كشيد، تحسين بينالمللي را بهعنوان آفريننده فيلمهاي انيميشن به دست آورد و بههمراه ايسائو تاكاهاتا، «استوديو انيميشن و فيلم جيبلي» را بنا نهاد. موفقيتهاي ميازاكي در حد انيماتورهاي والت ديزني، نيك پارك و كارگردان امريكايي، رابرت زمكيس است. ميازاكي به عقيده بسياري از منتقدان سينما بهترين انيمهساز تاريخ سينما است كه او را «پادشاه انيميشن» هم لقب دادهاند. وي آثار ماندگاري چون «شهر اشباح»، «عصر يخبندان»، «سياره گنج» و... را توليد كرده است. با اين وجود چندي قبل خبري منتشر شد مبني بر اينكه آكادمي اسكار از قبول فيلم وي به خاطر مضامين ضد امريكايي خودداري كرده؛ خبريكه واكنش او را برانگيخت. خبرنگار ليبراسيون در نشست توكيو پيرامون انيميشين با وي گفتوگويي داشته است كه خواندن آن خالي از لطف نيست، بهخصوص اينكه ميازاكي، خبر بازنشستگي خود را تأييد كرد.
آقاي ميازاكي، اول سپتامبر درحاشيه جشنواره فيلم ونيز، كوجي هوشينو از مؤسسان استوديو جيبلي، اعلام كرد كه فيلم «باد برميخيزد» آخرين كار شماست. پنج روز بعد، شما دريك كنفرانس مطبوعاتي در توكيو اين خبر را تأييد كرديد. آيا خبر قطعيت دارد و خودتان را بازنشسته كرديد؟
بله، درست است. اين يك اتفاق ساده است. من خودم را بازنشسته كردم. به زودي 73 ساله ميشوم و فيلمي مانند «باد برميخيزد»، كه نقطه عطف كارهايم بود، يك فرآيند بسيار طولاني بود كه پنج سال طول كشيد. مطمئن نيستم كه دوباره فرصت انجام چنين كارهاي ماجراجويانهاي را داشته باشم.
آيا شما خود را بهعنوان يك فيلمساز كه سينماي ژاپن و تاريخ آن را معرفي ميكند نميشناسيد؟
من هرگز خودم را بهعنوان يك كارگردان يا فيلمساز معرفي نكردهام. هزاران و هزاران تن از فيلمهاي انيميشن در ژاپن وجود دارد، و ما تنها يك قطره در اقيانوس هستيم. من نميدانم كه ديگران درباره من چه فكري ميكنند و چه تعريفي دارند.
شما خودتان را بهعنوان فيلمساز معرفي نميكنيد اما توليدات شما مراحل يك فيلم را طي ميكند.
در مجموع. اين يك فرآيند گروهي است من نميدانم كه چگونه همه چيز در اين فيلم معمولي، اتفاق ميافتد، اما ما همه با هم تصميم ميگيريم و همه چيز را حل و فصل ميكنيم، كار از قبل برنامهريزي شده است. انيميشن «باد برميخيزد» چالشي بود براي جامعه سنتي ژاپن، كه به سرعت درحال از بين رفتن است. امروزه شما نميتوانيد تصوركنيد چقدر دشوار است، پيدا كردن يك زن ژاپني كه واقعاً بداند چگونه كيمونو ميپوشد. براي زنان ما فرهنگ كار اولويت دارد. من هنوز مادرم را به ياد ميآورم، اما او براي نسلهاي آينده، خيلي قديمي شده است. غربيها اغلب فكر ميكنند كه ژاپنيها بيشتر از ديگران سنتهاي فرهنگي را خودشان حفظ كردهاند، بيشك درست است، اما اينجا چيزهايي هم وجود دارد كه به سرعت درحال تغيير هستند.
در انيميشن« باد برميخيزد» نسبت به فيلمهاي قبليتان با وضوح بيشتري، به فرهنگ اروپايي، مردم ژاپن اشاره كردهايد.
اين مسئله ريشه در بستر تاريخي جامعه ما دارد، خيلي از روشنفكران ژاپني از اينكه جامعه، فرهنگ اروپايي داشته باشد خوشحال هستند و اين يك واقعيت از زندگي بود كه من در فيلم «باد برميخيزد» آن را انعكاس دادم. من توسعه همراه با چاشني اندكي از فرهنگ اروپايي را قبول دارم نه بيشتر. در انيميشن «پوركو روسو» هم به آن اشاره كردم.
انيميشن «باد برميخيزد» حداقل در رديف فيلمهاي كودكانه است.
بله؛ من فكر ميكنم ما بايد براي آموزش به كودكان خيلي چيزها را به آنها نشان بدهيم. حتي درمورد قبرستان در فيلم «قبرستان كرمهاي شبتاب»، به نظرم ما بايد بچهها را آموزش بدهيم چيزي كه خودم ياد گرفتم و مهمترين بخش كارم هم بوده اين است كه هميشه بايد چيزهاي بسيار خوب را به كودكان نشان داد زيرا آنها بخشي از اين جهان هستند و درميان ما زندگي ميكنند. هرگز نبايد كوچكترين مفهومي از يأس و نااميدي براي آنها تعريف كرد، حتي در مورد قبرستان، در «قبرستان كرمهاي شبتاب» شخصيتهاي كوچك فيلم هم ميميرند اما آنها قبلاً كارهاي خوبي انجام داده بودند كه روزي حساب ميشود.
نظر شما در مورد انيميشن ديجيتال، بهعنوان مثال فيلمهاي پيكسار چيست؟
من عاشق طراحي با مدادم و عاشق كار با كاغذ هستم. نقاشي را دوست دارم. شما چه چيزي ميخواهيد بدانيد. فكر ميكنم درعرض دو سال، كداك براي توليد فيلم بهطور كامل متوقف ميشود، احساس ميكنم اين يك داستان غمباري است كه به بخشي از تاريخ تبديل ميشود مدير فيلمهاي پيكسار دوست قديمي من است هميشه براي او سخت است درمورد كاري كه دوست دارد نظر بدهد يا نيك پارك در كمپاني انيميشن آردمن، زيرا تنها به توليد فكرميكنند.
آيا ميتوانم درباره فاجعه فوكوشيما با شما حرف بزنم؟
البته! اين غمانگيز و درعين حال خيلي مهم است. (ميازاكي سيگارش را روشن ميكند) زندگي همچنان جريان دارد و بدتر از هر روز است. فكر ميكنم ما تكه كاملي از زمينمان در اين منطقه را از دست داديم، دولت هم نميخواهد دراين باره چيزي بگويد. درحال حاضر سن و سالي از من گذشته، اما اگر لازم باشد و شرايط اجازه بدهد هنوز هم ميتوانم مفيد باشم تا براي حل وفصل منطقه فوكوشيما كاري كنم. زندگي در اينجا (توكيو) احساس ناتواني و ترس ايجاد ميكند. چند روز پيش با ماشينم به منطقه فوكوشيما رفته بودم، احساس كردم سرنوشتم با كساني كه در منطقه راديواكتيو زندگي ميكنند يكي شده است. زمينها و خانهها را خراب ميكنند، اما طبيعت پر از چمن و گياهان پرپشت زيبا بود. وقتيكه آدمها نباشند، طبيعت فوقالعاده زيبا ميشود. به نظرم ژاپن بايد تمام تلاش خودش، را براي حفظ اين منابع در فوكوشيما را بكند حتي بازيهاي المپيك2020 هم نبايد اينجا برپا شود.
ديدگاه شما در مورد ژاپن تند به نظر ميرسد.
ما در لحظهاي تاريخي قرار داريم كه نياز به بازخواني مجدد تمدن است. جامعه ژاپن نميخواهد اين مسير را طي كند. من درمورد سياست اقتصادي حاكم خيلي ترديد دارم، (نخستوزير ژاپن شينزو آبه كه سياست اقتصادي دولت او برمبناي محركهاي مالي است) بهخصوص احساس ميكنم كه دولت پول و ارز زيادي چاپ ميكند تا خيلي از چيزهاي احمقانه كه لازم نيست را جذب ژاپن كند كه ما را از مسائل منحرف كرده و از نيازهاي اصلي دورميشويم. درصورتيكه ميتوانيم از راههاي مفيد كارهاي زيادي انجام بدهيم. خانهاي كه من زندگي ميكنم هيچ تهويه مطبوعي ندارد، هر روز 8/1ليتر بنزين براي آمدن به استوديو هزينه ميكنم و مرتب هم بيشتر ميشود البته من براي دوچرخهسواري خيلي پيرم. خيلي سخت است كه در جامعه مدرن، مصرفگرا نباشيم. جي. پي. اس ندارم و زمان را از دست دادهام. آه! بله! شايد محافظهكارم يا هنوز هم سنتي ماندهام.
منبع: ليبراسيون