جوانآنلاين: حسن بهشتيپور،كارشناس مسائل سياسي در گفتوگو با «جوانآنلاين» با اشاره به اجراي توافق ژنو اظهار داشت: بر اساس امكانات موجود اين يك موفقيت بزرگ است. با توجه به مقدورات شرايط كنوني اين راهكار به نتيجه رسيده و فكر ميكنم اين براي اعتمادسازي گام مهمي است.
بهشتيپور ادامه داد: گام اول بر دو گام باقي مانده توافق ژنو تاثير تعيين كنندهاي دارد. مرحله مياني اين توافق مربوط به لغو قطعنامههاي شوراي امنيت عليه ايران است و مرحله نهايي هم انعقاد قرارداد جامع همكاريها بين ايران و گروه 1+5 است. اگر گام اول با موفقيت انجام شود، آن اعتمادسازي لازم كه لازمه اجراي توافق است، به دست ميآيد.
اين كارشناس مسائل سياسي اعتماد در سياست خارجي را نسبي دانست و اضافه كرد: هيچ كشوري به هيچ كشوري اعتماد صد در صد را ندارد اما صد در صد هم نسبت به يكديگر بياعتماد نيستند. درواقع كشورها در چارچوب قراردادها به يكديگر اعتماد ميكنند. به اعتقاد من اين قرارداد هم اجرايي خواهد شد همچنان كه طبق وعدهي داده شده، اقداماتي انجام شد. ايران اقدامات لازم را انجام داد و طرف مقابل هم خلف وعده نكرد.
وي عنوان كرد: اين براي كشورهاي غربي يك آزمون بزرگ است؛ اگر به تعهداتشان پايبند باشند، بقيهي مراحل هم جلو ميرود، اما اگر طبق تعهدات پيش نروند حجت بر ملت ايران تمام ميشود كه همه اقدامات لازم در جهت اعتمادسازي انجام شده اما به نتيجه نرسيدند، بنابراين مسير ديگري را در پيش ميگيرند. به طور كل اين يك دستاورد بزرگ و تجربهاي تاريخي براي ملت ايران است.
بهشتيپور با اشاره به مخالفت برخي از افراد نسبت اجراي توافق، گفت: در كشور ما تنوع و تكثر افراد است و برخي موافق اين موضوع هستند و برخي مخالف. اما مخالفان بايد اين موضوع ها را مشخص كنند ابتدا اينكه بايد روشن شود اگر اين كار را انجام نميداد چه كار بايد ميكرديم؟ مذاكرات 5 سال طول كشيد و به نتيجهاي نرسيديم و حال به نتيجهاي رسيديم كه صد در صد مورد دلخواه ما نيست اما من به عنوان يك ناظر كه ده سال است اين موضوع را پيگيري ميكنم بايد بگويم طرف غربي هم صددرصد به آنچه كه ميخواست، نرسيد.
وي با بيان اينكه بخشي از خواستههاي طرف غربي مهار پيشرفت هستهاي ايران بود، افزود: ما با نرمش قهرمانانه فضايي را براي خود ايجاد كردهايم تا بدون اينكه تحريم و تهديد عليه كشورمان باشد، غنيسازي اورانيوم را ادامه دهيم. برخي از رسانهها حق دارند با اين روند مخالفت كنند اما بايد به اين سوال جواب دهند كه آيا باز هم بايد همان روال 5 سال گذشته را ادامه دهيم؟ اگر آن روال 5 سال گذشته صحيح بود كه ما امروزه اين وضعيت نميرسيديم. نكته دوم سوال اين است كه در سياستهاي پنج سال گذشته چه چيز باعث شد در شرايط تحريم ديگران براي فروش نفت ما سقف تعيين كنند؟ همان كساني كه قطعنامهها كاغذ پارهاي بيش نميدانستند و با ادبيات تند صحبت ميكردند منجر به اين شد كه حتي براي فروش نفتمان سقف تعيين كنند.
بهشتيپور تصريح كرد: چگونه ميتوان همچنان سياست گذشته را ادامه داد. شايد اين ديدگاه مطرح شود كه اصلا نيازي به فروش نفت نيست. اين در صورتي است كه به گونهاي برنامهريزي كنيم كه اقتصاد كشور متكي به صادرات نفت نباشد. اما در شرايط فعلي چه بايد كرد در شرايط فعلي كه ما به چنين درآمدي نياز داريم. با شعار كه نميشود مشكلات را حل كرد.
وي اظهار كرد: بايد واقعيتها را تحليل كرد و گفت بر اساس اين واقعيتها اين اقدامات ما اشتباه بوده و ما بايد اين اقدامات را انجام دهيم اما منتقدين فقط انتقاد ميكنند و هيچ راهكار عملي و دقيقي كه بتواند كار را به سامان برساند به ملت ايران ارائه نميدهند. انتقاد موجب رشد ميشود اما وقتي ما يك طرفه موضوعات را ببينيم دچار مشكل و شعارزدگي ميشويم.
بهشتيپور به اعترافات طرف غربي نسبت به پيشرفت ايران در زمينه هستهاي اشاره كرد: جان كري ميگفت زماني ايران 164 سانتريفيوژ داشت مصالحه ايران را نپذيرفتيم و ايران امروز 19 هزار سانتريفيوژ دارد و اگر امروز با آن موافقت نكنيم اين روند ادامه پيدا خواهد كرد. اين اعتراف نشان ميدهد كه اولا ايران خواهان صلح و دوستي بوده است و آنها قبول نكردند ثانيا اعتراف ميكند كه نتوانستند جلوي پيشرفت هستهاي ايران را بگيرند و ملت قهرمان ايران به پيشرفتهاي خود ادامه داده و خواهد داد. اوباما اعتراف ميكند ما ميخواهيم تاسيسات هستهاي ايران را نابود كنيم اما نميتوانيم اين كار را انجام دهيم و چون نميتوانيم به اين توافق تن دادهايم.
وي در پايان خاطرنشان كرد: مطلوب آمريكا اين بود كه ما اساسا فعاليت هستهاي نداشته باشيم اما به حول قوت الهي در دهان آنها خورده و ما توانستيم اين كار را ادامه دهيم. فناوري هستهاي بومي سازي شده اين در بين جوانان ما وجود دارد. آنها ميخواهند جلوي آن را بگيرند اما نميتوانند. بنابراين ما بايد اين واقعيتها را بپذيريم كه آنها هم مجبور شدند اين توافق را بپذيرند و بخشي از آن به نفع ما بوده و بخشي از آن هم به نفع آنها بوده اينگونه نبوده كه همه يك طرفه به نفع ايران باشد يا به نفع آمريكا و اروپا باشد. به نظر ميرسد بايد به مجموعه اين موارد توجه كرد.
لطفا بفرماييد براي به ثمر رساندن توليد اورانيوم 20 درصد و بعلاوه هزينه اجراي مفاد موافقت نامه با گرو 1+5 چقدر هزينه مي شود و اگر اين توافق با شكست مواجه شود نتيجه آن به سود كدام طرف خواهد بود؟