
چندي قبل در خبري آمده بود كه بي. بي. سي از ورود روحانيت به مدارس ابراز نگراني كرده است. گويا ظاهراً ورود روحانيت به عرصه آموزش و پرورش به مذاق دشمنان قديمي انقلاب خوش نيامده است. اين مسئله نشان ميدهد كه حافظه تاريخي انگليسيها هنوز قوت دارد و با توجه به سابقه چندين ساله استعمار و غارتگري در ايران بهخوبي از قدرت تأثيرگذاري روحانيت بر مردم ايران مطلع هستند و همين باعث شده تا بنگاه خبرپراكني استعمار پير از عواقب حضور روحانيت در مدارس بترسد. چنانچه گستاخانه اين حضور را ناشي از بيكاري و عدم وجود بازار كار براي آنها دانسته كه مجبور شدهاند در مدارس تدريس كنند. انگليسيها كه در اسلامستيزي بهخصوص مبارزه با تشيع يد طولايي دارند خوب ميدانند، هركجا مردم به پشتوانه علماي دين و روحانيت متعهد وارد ميدان شدهاند به آنها ضربات سختي وارد گرديده است. در دورههاي مختلف تاريخ كشورمان مصاديق بسياري وجود دارد و تاريخ خود گواه اين مسئله است. براي مثال زمان ديكتاتوري رضاخان، كه دوران طلايي حضور انگليسيها براي غارتگري ايران بود همين علماي ديني چون شهيد مدرس مانع بزرگي برايشان محسوب ميشد يا در زمان ملي شدن صنعت نفت حضور مقتدر آيتالله كاشاني بود كه سيل مردم را به خيابانها كشاند و دست استعمارگران را كوتاه كرد يا همين پيروزي انقلاب اسلامي كه با رهبري امام و هدايتگري ايشان كسب شد. موارد از اين دست بسيار زياد هستند و انگليسيها هم به خوبي تاريخ را ازبر دارند براي همين نگرانند زيرا خيلي تلاش كردهاند تا با لطايفالحيلي به سبك قديمي خودشان يعني تفرقه بينداز و حكومت كن بين مردم و روحانيت فاصله ايجاد كنند؛ هرچند تاحدودي هم با دروغپراكنيها و پرورش برخي روحانينماها توفيقاتي بهدست آوردند. اما با وجود ولايت فقيه و مردم پيرو فرامين ايشان نتوانستند موفقيتي براي اضمحلال روحانيت و مرجعيت در ايران داشته باشند حالا هم از حضور روحانيت؛ يعني ورود مسائل اسلامي به مدارس نگران هستند زيرا كتقرمزهاي پير خوب ميدانند كه بهترين زمان آموزش و شكلگيري يك انسان زمان كودكي و نوجواني اوست يعني همان دوران تحصيل در مدارس است و قطعاً اگر روحانيت وارد مدارس شود و حضور فعالي داشته باشد از سنين كودكي در تربيت نسل آينده تأثيرگذار خواهند بود و آموزش همراه با پرورش عملياتي ميشود.
متأسفانه در 35 سال گذشته به دلايل مختلف حضور روحانيت در مدارس بسيار كمرنگ بوده است تا جايي كه بهجرئت ميتوان گفت مدارس ما تاكنون مدارسي ديني نبودهاند و طبيعتاً از چنين مدرسهاي نميتوان انتظار خروجي مذهبي و ارزشي داشت شايد همين علت است كه باعث شده تا امروز در بحث آموزشهاي ديني و آسيبپذيري مذهبي وضعيت مطلوبي نداشته باشيم، بسياري از دانشآموزان در مقاطع مختلف و در دهههاي گوناگون انقلاب مثل دهه شصت، دهه هفتاد، دهه هشتاد، خروجيهاي مدارس بهگونهاي بوده كه برخي از آنها حتي نميدانند چگونه نماز بخوانند و با اصول اوليه دين آشنايي ندارند. آنها بسياري از آموزههاي ديني را خارج از مدرسه آموختند. براي مثال: احكام خاص كه از طريق والدين كمتر انتقال پيدا ميكند تنها ميتواند از طريق يك روحاني معتمد منتقل شود وگرنه افراد از منابع غيرمعتبر اين آموزهها را كسب ميكنند البته حضور روحانيت در مدارس همان قدر كه مهم است بايد حساس هم باشد طبيعتاً هركسي توانايي ارتباط با دانشآموزان را به دليل حساسيت سني ندارد. اخلاق، رفتار، نوع برخورد، جذابيت ظاهري آشنايي با روانشناسي نوجوانان و داشتن علم كافي براي پاسخگويي به سؤالات بچهها از واجبات حضور يك روحاني در مدارس است اين درحالي است كه متأسفانه شيوه نمرهمحوري كه به حوزههاي علميه راه پيدا كرده و دربرخي از حوزههاي علميه به خصوص حوزههاي علميه بانوان حاكم است، به چنين چيزهايي چندان اهميت نميدهد. اينكه دشمن از چنين مسئلهاي نگران شده نشاندهنده قوت است و بايد با جديت اجرايي شود اما همانطور كه گفتيم در اين زمينه بايد تحقيقات وسيعي صورت گيرد و نبايد هركس را به مدارس بفرستند.
بنابراين ميتوان اينگونه نتيجه گرفت كه با حضور جدي و تأثيرگذار روحانيت در فضاي مدارس كشور اينكه اين دانشآموزان به راحتي تحت تأثير خبرپراكنيهاي اين سايتهاي بيگانه عليه اسلام و روحانيت قرار نميگيرند. لذا آنها از شيوه ديگري براي تخريب استفاده ميكنند و نوك پيكان خود را از سر استيصال به سمت ديگر ميچرخانند اينكه چون روحانيت بازار كاري ندارند از حوزههاي علميه راهي مدارس شدهاند و با ارائه آمار و ارقام غيرواقعي سعي در تحريك افكار عمومي دارند؛ درصورتيكه ارقام ذكر شده توسط اين سايت وابسته به دولت انگليس اگرهم صحت داشته باشد قابل مقايسه با بودجه تنها يكي از دانشگاههاي كشور هم نيست.