
مستند تربيت پاسداري با موضوع دانشگاه تربيت پاسداري امام حسين (ع) پس از ماهها فيلمبرداري به روزهاي آخر توليد خود رسيد. مستندي كه با توجه به موضوع خاصش ميتوانست با يك تصويربرداري ساده و معمولي به يكي از آن كارهاي خستهكننده يا شعارزده تلويزيوني تبديل شود، اكنون اولين مستند ديجيتال آنامورفيك ايران است. تصاويري ديدني و عرض و قابهايي كه خود به خود چشم اهل فن را در همان نگاه نخست جلب ميكند.
جالب اينجاست كه كليپها و سريالهاي تلويزيوني كه با سياه كردن بالا و پائين تصوير سعي در شبيهسازي قطع آنامورفيك داشتهاند (اندازه نماي اكثر توليدات هاليوود) و نيز فيلمهايي كه از شبكه نمايش پخش ميشوند، باعث آشنايي چشم با اين اندازه گيت تصويري شدهاند اما وقتي پاي يك تصوير واقعي آنامورفيك مينشيني به عمق اين تفاوت پي ميبري. اين اتفاقي است كه با تماشاي تصاوير مستند تربيت پاسداري براي چشم مخاطب رخ ميدهد. تدوين مستند اكنون شروع شده و عوامل اين مستند را ميشود پاي ميز مونتاژ ديد. هنوز جعبههاي لنز و دوربين در گوشه استوديويشان روي زمين است و از خاكهاي نشسته بر آنها ميشود تخمين زد هنوز عرق تصويربرداري خشك نشده است.
داوود مراديان كه هفته گذشته براي فيلمنامه «كانادا دراي» درخواست پروانه ساخت كرده بود اما به بهانه يك آئيننامه داخلي صدور پروانهاش را تا خرداد 93 عقب انداختهاند (آن هم به شرط تأييد صلاحيتش توسط كانون كارگردانان!) كارگرداني اين مستند را به عهده گرفته است. مراديان در توضيح دلايل انتخاب اين قطع ميگويد: «ما يك فيلمنامه متفاوت و خاص داشتيم كه با راهنمايي سردار سلماني نوشته شده بود. اين فيلمنامه دو خاصيت داشت. اولاً پيدا بود نويسندگان تسلط كاملي بر مبحث تربيت پاسداري دارند و ثانياً معلوم بود نگاه سفارشدهندگان يك نگاه سينمايي است. يعني مطمئناً يك كار تلويزيوني اين تفكر را راضي نميكرد. چنانكه قبلاً هم مستندهاي تلويزيوني با دوربينهاي روي دست ساخته شده بود و چنين نگاهي ما را به اين نتيجه رساند كه قطع آنامورفيك به علت عرض بسيار زياد تصوير مناسبترين اندازه براي نشان دادن پروداكشنهاي عظيم است. تا قبل از اين تاريخ عمده تجربيات اسكپ واقعي روي دوربينهاي نگاتيو قديمي بوده و نزديك شدن به اين قطع در ديجيتال عملاً غيرممكن بود. تجربههايي هم كه روي اينترنت ديده ميشود حداكثر با يك لنز و مكمل آنامورفيك و در يك قاب ثابت است و ما هنوز فيلمي نديدهايم كه توانسته باشد لنزهاي قديمي اين تكنيك را روي دوربينهاي جديد تست كاملي زده باشد. از اين رو بيش از شش ماه مطالعه مستمر انجام داديم و لنزهاي 1962 را بر روي دوربينهاي عكاسي دياسالآر نصب كرديم كه ماحصل آن اين مستند با تصاوير اسكوپ واقعي است. جالب اينكه حتي شركت زايس كه سازنده اين لنزهاست هيچ اطلاعات به دردبخوري از لنزهاي دهه شصت نداشت و واقعاً همه چيز از صفر اتفاق افتاد. اما از طرف ديگر ماهيت سپاه ما را واميداشت كه به بازسازي كردن صحنهها نزديك نشويم. يعني همه چيز بايد همان واقعيتي باشد كه هست. در اين زمينه مشاورههاي سردار اباذري نيز بسيار راهگشا بود. ايشان كه جانشين فرمانده دانشگاه هستند به وضوح ما را به سمتي هدايت كردند كه از نمايشي شدن تصاوير به شدت پرهيز كنيم. اين يعني هم يك كار سينمايي خاص مد نظر است و هم نبايد در هيچ واقعيتي دست برد. از طرف ديگر وقتي از كلمه پاسدار استفاده ميكنيم در نظر داشته باشيم درباره نيرويي حرف ميزنيم و فيلم ميسازيم كه شبيه هيچ نيروي نظامي نيست. سپاه صد درصد فرهنگي و صد درصد نظامي است. پس نيرويي كه تربيت ميكند فقط يك نيروي صرف نظامي نيست و بايد در زمينههاي مختلفي داشته باشد. به همين علت ما تصميم گرفتيم تا تمام دانش و توان خودمان را پاي اين كار بياوريم كه به لطف خدا و حمايت قاطع سردار رمضان شريف معاون روابط عمومي كل سپاه اين اتفاق محقق شد. به هرحال من در زماني كه هيچ مديريت سينمايي و تلويزيوني حاضر نبود براي فيلم ساختنم ريسك كند به لطف سپاه سينماگر شدم. هنوز به خاطرم هست يكي از مديران سينمايي دولت قبل پاي طرح پاكسازي ميادين من نوشت از آنجا كه در شرق كشور مين كاشتهايم صلاح نيست اين فيلم ساخته شود حال آنكه ما در شرق يكهزار متر مين نكاشتهايم اما تمام ديواره غربي كشورمان به 16 ميليون قطعه مين آلوده بود. اينگونه شد كه سپاه پذيرفت من اين فيلم را بسازم و مستند مزدور خاموش عملاً مرا وارد دنياي فيلمسازي جدي كرد. افتخار من است كه با سپاه فيلمساز شدم و تا وقتي ذهنم خلاقيتي دارد آن را براي سپاه خرج خواهم كرد. از اين تكنيك نيز در مستند «پاي پياده روي آب» در خصوص شهداي خليج فارس كه با لطف فرمانده نيروي دريايي سپاه به زودي وارد پيش توليد ميشويم استفاده خواهيم كرد.»
علي هاشميان فيلمبردار اين فيلم ميافزايد: «آقاي مراديان خودشان تصويربردارند و به خوبي بر مبحث طرح شده تسلط دارند. ميدانيد كه حتي دوربينهاي حرفهاي تلويزيون داراي سنسور بسيار كوچك بوده و داراي لنز نيستند. به همين دليل سريالهاي تلويزيوني با مستندها فرق دارند زيرا خود به خود تصاوير نيازي به فوكوسكشي سينمايي ندارند. (فوكوسكشي يعني چرخاندن حلقه وضوح لنز به طوري كه در طول حركت تصوير تار نشود) در سريالها هم همه چيز تحت كنترل است و گاهي يك صحنه چندين بار تكرار ميشود. اما تجربه كارهايي كه با آقايان ساختمانيان و مراديان داشتم مشخص ميكرد ايشان با يك نگاه سينمايي به مستند نزديك ميشوند. اين يعني بايد در همه صحنهها فوكوسكشي جدي اتفاق بيفتد. همين جا خيليها براي تصويربرداري پا پس ميكشند. حالا در نظر بگيريد اولين مستند ديجيتال آنامورفيك ايران قرار است اتفاق بيفتد و هيچ تجربهاي نيز قبل از اين براي الگوگيري نيست و لنزهاي آنامورفيك داراي دو حلقه فوكوسند يعني دو رينگ دارند كه دقيقاً برخلاف هم ميپيچد. صحنهها هم هيچكدام قابل تكرار نبود. هزار نفر آدم در يك قاب مطمئناً قابل تكرار نيست. استرس تار شدن تصاوير به خودي خود كافي است تا بفهميم چه كار صعب و سنگيني امروز بر پرده نقش بسته است.»
مستند تربيت پاسداري محصول همدلي يك تيم جوان و پرانگيزه است اما اهل سينما ميدانند همه اين تجربيات بيترديد بدون حضور يك تهيهكننده توانمند غيرممكن بود. تهيهكنندهاي كه پاي چنين تجربه سختي ميايستد و به يك تيم جوان چنان اعتمادي ميكند كه ثمرهاش توليد اولين مستند آنامورفيك ايران باشد آن هم با هزينهاي بسيار اندك. حسين ساختمانيان مدير گروه تلويزيوني سپاه با توجه سوابقش چنين است. وي در حالي كه سرگرم پيشتوليد مستندي درباره غائله آمل است ميگويد: «محتواي اين فيلم در مورد صدها نفر پاسداري است كه آمدهاند تا از نظر فيزيكي و روحي براي پاسداري از انقلاب اسلامي آموزش ببينند. لذا بايد با فيلمهاي تبليغي ديگري كه درباره نيروهاي نظامي ساخته ميشد تفاوت ميكرد و آنقدر به واقعيت نزديك ميگشت كه اگر روزي يك دانشجو در سالهاي بعد ببيند بگويد دقيقاً همين است و فيلم نيست اما در عين حال يك كار سينمايي با دكوپاژ ديدني باشد. انتخاب اين تيم هم به دليل تجربيات موفقي است كه با آنها داشتهايم.»
از او ميپرسم با توجه به وجود تلهفيلمهاي بعضاً بيكيفيت كه حتي از نظر فني هم قابل اعتنا نيستند با چنين سابقه و توانمندي چرا تاكنون تلهفيلمي با موضوعات مرتبط با سپاه توليد نكردهايد؟ ساختمانيان ميگويد: «شما بهتر ميدانيد ساخت چنين كارهايي بستگي مستقيم به لابيهاي خاصي در تلويزيون دارد كه نمونه هايش بسيار است. زياد هم پافشاري كني انگهاي غيرحرفهاي، بيصلاحيت و چيزهايي از اين قبيل است كه ميچسبانند. اثبات عدم صحت اين ادعاها هم دردي را درمان نميكند. نيروهاي انقلاب اينطور منزوي ميشوند و عطاي خيلي چيزها را به لقايشان ميبخشند. ضمناً به نظر نميرسد اراده مثبتي براي توليد چنين موضوعاتي وجود داشته باشد. خصوصاً الان كه وضعيت مالي هم بهترين بهانه است. اما نه فقط تيم ما كه گروههاي ارزشي بسياري هستند كه سطح توليدات و دانششان از بسياري كه ارتباطات خوبي دارند بالاتر است. اما خب در اولويت نيستند وگرنه صدها طرح را همين الان ميتوان در زمينههاي مختلف ارائه كرد. از ماجراي شهيد محبي كه جان خودش را سپر جان سربازان آموزشي تحت امرش كرد تا موضوعات پيچيده سايبري. از اساتيد بينام و نشان پاسدار كه نامشان در صدر نامهاي متخصصان پزشكي جهان است خصوصاً در عرصه درمان بيماران شيميايي. پل عظيم صدر و عمران و آباداني وسيع كشور و بيمارستانهاي صحرايي بهداري رزمي نيروي زميني در نقاط محروم. هركدام اينها صدها قصه با پيرنگهاي شنيدني دارد آيا به نظر شما قابليت تبديل به آثار سينمايي ندارند؟ البته هستند افراد خوشفكري كه قصد حمايت از اين جريان انقلابي را دارند. ما سال گذشته به پيشنهاد فرمانده بهداري رزمي نيروي زميني، سردار اخوان، دو مستند متفاوت با همين كارگردان براي بهداري رزمي نيروي زميني سپاه توليد كرديم كه كيفيت به مراتب بالاتري نسبت به توليدات مشابه داشت و امسال قرار است در صورت تأمين اعتبار لازم يك تلهفيلم در خصوص حضور بهداري رزمي نيروي زميني سپاه در جنوب شرق كشور توليد كنيم كه آقاي مراديان و تيم نويسندگان در حال آمادهسازي طرحند. مذاكرات اوليه اين طرح سال قبل با فرمانده بهداري رزمي صورت گرفته و انشاالله امسال با عنايت خدا و لطف فرمانده نيروي زميني كليد خواهيم زد...»
گروه درگير چك كردن وسايل لازم فيلمبرداري مستند غائله آمل ميشوند تا صبح دوشنبه به قصد شمال كشور حركت كنند و از خود ميپرسم وقتي هستند كساني كه هم دلبسته به انقلاب اسلامياند و هم داراي سطح دانش بالايي در حوزه سينما هستند و كوچكترين مسائل تكنيكي تا اين حد برايشان اهميت دارد و با هزينههاي اندك كارهاي خاص ميسازند چرا هنوز داستانهاي ناب سپاه به تله فيلمهاي تلويزيوني تبديل نميشود؟