کد خبر: 630254
تاریخ انتشار: ۳۰ دی ۱۳۹۲ - ۱۴:۴۵
كودكاني كه با كار از دنيايشان محروم مي‌شوند
به جثه نحيف، بدن ضعيف و دستان لرزانش كه نگاه مي‌كنم دلم مي‌ريزد. قدش به زور به نيم‌متر مي‌رسد شايد هم ده، بيست سانت بيشتر!
زينب شكوهي طرقي

به روز دستش را مي‌كشد سمت شانه، با دو دست شانه را برمي‌دارد و انگار توان زدن بيش از يك ضربه را ندارد. شانه را با دو دست از روي تارها برمي‌دارد و روي تخته كناري‌اش مي‌گذارد. انگار وقت پودزدن رسيده. با دست راستش از بالاي دار نخ قرمز را مي‌كشد و با دو انگشت سبابه بين تارها پودش را گره مي‌زند، گره را محكم مي‌كند و با دست چپش چاقو را روي باقي مانده نخ مي‌كشد. سركارگر مي‌گويد سريع‌ترين بافنده كارگاه قالي‌بافي اين دختر هشت ساله است. با خودم مي‌گويم شده حكايت مورچه چيه كه كله پاچه‌اش باشه، كارگاه قالي‌بافي زوركي چيست كه كارگر كودك سريعش باشد! مي‌گويند به خاطر اعتياد نامادري و پدرش مي‌آيد سركار. مي‌خواهد به خيال خودش خرج ترك كردنشان را بدهد اما خبر ندارد كه دارد خرج خماري‌شان را مي‌دهد. سر مي‌چرخانم و مي‌بينم همه دختر بچه‌ها كنار هم نشسته‌اند و با صداي چاقو و ضربه‌هاي شانه انگار با هم رقابت مي‌كنند. دو دار آن طرف‌تر دو خواهر نشسته‌اند كه سركارگر مي‌گويد به خاطر مشكل جسمي پدرشان هر روز صبح مي‌آيند و عصر مي‌روند. انگار اينجا هم دست از خواهري برنمي‌دارند، يكي نقشه مي‌خواند و با صداي نيمه بلند مي‌گويد «دوتا گل‌قرمزي» آن يكي خواهر مي‌گويد «زدم» باز اولي مي‌گويد «بالاي يه مشكي» دومي مي‌گويد «زدم» و...

ديوارهاي اينجا كاهگلي است و دارهاي قالي انگار با آب دهان بند شده‌اند. تازه مي‌فهمم كه چرا همين چند روز پيش يك دار روي پاي يك دختر افتاده و استخوان پايش زير تيغ جراحي رفته است. زير همين سقف يك وجبي تا دلتان بخواهد دختر و پسر بچه‌هاي كوچكي را مي‌توانيد ببينيد كه هر كدام به بهانه‌هاي مختلف مجبورند اينجا كار كنند. يكي به خيال گرفتن وثيقه‌هاي پدرش، آن يكي در عوض بدهكاري مادرش، بغل دستي براي گرفتن چندتومان پول جزئي براي خرج خواب و خوراكش و...

اينجا يك كارگاه قالي‌بافي در مسير كاشان به اصفهان است. سقفش كوتاه و هوايش دم گرفته است. اينجا خبري از رنگ و لعاب دوران كودكي نيست، اينجا هيچكس حق ندارد بگويد «دوست ندارم اين كار را انجام بدهم» چون همه چيز بوي اجبار مي‌دهد. اينجا بچگي كردن و شيطنت ممنوع است و در قالب جسم‌هاي كوچك و نحيف مردان و زناني را مي‌تواني ببيني كه تنها از سر اجبار و نياز مادي قيد همه كودكي‌شان را زده‌اند. بدتر از همه اينكه اين اوضاع و احوال كار كودكان محدود به اين كارگاه و اين شهر نيست، هرجايي كه يك سوءاستفاده‌كننده فكر كند مي‌تواند از هر دست كوچكي كار اضافي و بيش از توانش بخواهد، هر جايي كه فكر كند دور از نگاه بازرسان و مأموران است مي‌توانيد انتظار حضور بچه‌هاي قد و نيم قد و افسرده را داشته باشيد. اما چرا؟!
 

چاله‌هايي ماندگار در جسم‌هايي كوچك

دكتر رؤيا صادقي، روانشناس

زندگي كودكان كار داستاني است كه بدترين و بزرگ‌ترين آسيب‌ها را در آينده به همراه خواهد داشت. به هر بخش از زندگي و تفاوت‌هاي واضح زندگي اين كودكان در مقايسه با ساير كودكان نگاه كنيد تازه مي‌توانيد درك كنيد كه چه مي‌خواهم بگويم. اين كودكان مشكلات و سختي‌هايي را پشت سر مي‌گذارند كه به تدريج همه زندگي فعلي و آينده آنها را دستخوش تغييرات بزرگ و منفي قرار مي‌دهد.

تصور كنيد كودكي كه در دوران نياز و پايه‌ريزي شدن شخصيت اجتماعي و اخلاقي، درست در سال‌هايي كه نياز به آموزش، حمايت روحي و رواني دارد وارد بازار كار آن هم از نوع خشن و بي‌رحم شود چه تفاوت‌هاي چشمگيري با كودك معمولي خواهد داشت؟

ورود زودهنگام كودكان كار به محيط‌هاي كاري باعث مي‌شود كه آنها از رشد طبيعي اجتماعي، رواني و جسماني باز بمانند. تقريباً تمام اين كودكان براي انجام كارشان مجبور مي‌شوند كه درس خواندن را كنار بگذارند و به همين دليل است كه بي‌سوادي يا افت تحصيلي جزو عواقب جدي اين معضل به شمار مي‌رود. كودكان كار با مجبورشدن به انجام كارهايي كه هيچ علاقه‌اي به آنها ندارند در واقع بخش مهمي از علايق كاري و مهارت‌هاي وجودي‌شان را در روند چند ماهه يا چند ساله كار اجباري در وجودشان مي‌كشند! محيط‌هاي كار اجباري كودكان محيط‌هايي هستند كه از فضاي بيروني آنها گرفته تا ماهيت كاري كه انجام مي‌دهند هيچ كدام بويي از دوران و فضاي خاص كودكي نبرده‌اند. فضاهايي مملو از رنگ‌هاي تيره و خشن، با حضور همكارها و مديران ميانسال و بزرگ‌تر همه دست به دست هم مي‌دهند تا حتي رگه‌هاي باقي مانده از كودكي و لطافت را در وجود اين بچه‌ها خشك كنند. متأسفانه اعتياد، فشارهاي مالي و فقر شديد بسياري از خانواده‌ها باعث مي‌شود قبول كنند كه فرزندانشان در شرايط كاري سختي كه اغلب بزرگ‌ترها را از محيط‌هاي كاري فرار مي‌دهد مشغول به كار شوند و در ازاي بيشترين ميزان كار كمترين دستمزد را بگيرند.

گاهي اوقات آنقدر دستمزد اين كودكان كم است كه فقط در ازاي داشتن يك سقف و يك لقمه غذاي بخور نمير قبول مي‌كنند تن به هر كاري بدهند. ناگفته نماند تمام شرايط بد كاري و دستمزدهاي بسيار كم تنها مختص ايران نيست.

معضل كودكان كار در تمام كشورهاي در حال توسعه جهان و در برخي از كشورهاي توسعه يافته دنيا ديده مي‌شود اما نكته مهم اينجاست كه تعداد كودكان كار در كشورهاي آسيايي به نسبت كشورهاي اروپايي و امريكايي رشد بيشتري نشان مي‌دهد. اوضاع در بين كودكاني كه در سطح شهر كار مي‌كنند وخيم‌تر است چون اين كودكان معمولاً ندانسته به كارهايي گماشته مي‌شوند و در اثناي آن مجبور به جيب‌‌بري، خرده‌فروشي موادمخدر و حتي سوءاستفاده‌هاي جنسي مي‌شوند.

تصور كنيد كودكي كه در سن چهار تا شش سالگي مجبور به دزدي شود در آينده مي‌تواند چه شغلي انتخاب كند؟ كودكي كه هيچ مهارت و آموزشي غيراز بزهكاري نديده اصلاً چه كاري بلد است كه به عنوان منبع درآمد انجام دهد؟ در واقع هيچ كار و به همين خاطر است كه تقريباً تمام اين كودكان با اختلالات روحي و جسمي شديد، لطمه‌هاي اجتماعي، انواع و اقسام بيماري‌ها و آسيب‌هاي ناشي از محروميت از تحصيل در نوجواني و جواني جزو خلافكاران حرفه‌اي مي‌شوند. كودكان كار چون اغلب در فضاهاي مشابهي بزرگ مي‌شوند ترجيح مي‌دهند در آينده با هم ازدواج كنند، ادامه اين رويه و گردش اين نوع سبك زندگي و فرهنگ بسيار پايين باعث مي‌شود از اين بچه‌ها در آينده خانواده‌هايي با همين طرز فكر شكل بگيرند.

همه جا، همه رنگ كودك كار داريم

دكتر حسين صالحي، مردم‌شناس

شرايط كاري و حضور بچه‌هاي كار در بعضي از استان‌هاي كشور با ساير استان‌ها متفاوت است. چون شرايط كاري و مشاغلي كه در بعضي از استان‌ها وجود دارد بيشتر زمينه كار و حضور كودكان را فراهم مي‌كند.

از آنجايي كه بيشتر خانواده‌هاي شهرهايي مانند قم، تبريز، ورامين و برخي استان‌هاي جنوبي كشور از ميزان درآمد كافي برخوردار نيستند و به همين خاطر دست به دامن بچه‌ها مي‌شوند اين مهم‌ترين دليل براي رشد بيشتر حضور كودكان كار در بين مردم ساكن در اين استان‌هاست.

مثلاً ما نمونه بارزي از حضور كودكان كار را در تبريز و شهرستان كاشان در كارگاه‌هاي قالي‌بافي مي‌بينيم. كارگاه‌هايي كه حداقل امكانات را دارند و در آنها خبري از استاندارد‌هاي فيزيكي و روحي محيط‌هاي كاري نيست. دارهاي قالي بزرگ، سقف‌هاي سست، وجود پودهاي مضر براي تنفس، تهويه نامناسب و شرايط كم نور، همه و همه تنها بخشي از شرايط سخت و مضر كار در كارگاه‌هاي قالي‌بافي هستند. در برخي شهرها مانند حاشيه ورامين و استان قم كه كارگاه‌هاي آجرپزي وجود دارد هم حضور كودكان كار بيش از ساير مناطق مشهود است و اين درحالي است كه در كارگاه‌هاي آجرپزي كودكاني مشغول به كار هستند كه اغلب بين 4 تا 8 سال سن دارند.

در واقع بيشتر كودكاني كه در اين كارگاه‌ها مشغول هستند كودكاني هستند كه به دليل دور بودن از مركز شهر يا شهرستان و حتي منطقه مسكوني حتي به خانواده‌هاي‌شان هم دسترسي ندارند. دور بودن از خانواده بدترين فشار روحي است كه مي‌تواند ذهن و آرامش فكري يك كودك را تهديد كند. دليل مهم به كار گرفتن كودكان در شهرستان‌ها و مناطق دور كم‌تر زيرنظر بودن اين مراكز است. طبيعي است نظارت بر مراكزي كه دور از مناطق اصلي هستند كم‌تر باشد و سوءاستفاده‌كنندگان هم به دنبال شرايطي هستند كه دور از چشم بازرسان اداره كار يا حاميان و نمايندگان حقوق كودكان آنها را به كار ببندند.

در كلانشهرها و مراكز استان‌هاي كشور اوضاع كودكان كار به كلي فرق مي‌كند. اين بچه‌ها اگرچه در معرض ديد بازرسان و مسئولان هستند، اگرچه هر از چندگاهي طرحي براي جمع‌آوري، اسكان و تربيت آنها اجرا مي‌شود اما اين طرح‌ها همان‌قدر هم كه ضربتي اجرا مي‌شوند ضربتي هم رنگ مي‌بازند و زودتر از آنكه فكرش را كنيم از كارآيي مي‌افتند.

در همين شهر خودمان تهران ديگر سر هر چهارراهي كه چراغ قرمز باشد، هر خياباني كه زمان براي لحظه‌اي توقف وجود داشته باشد يا در هر مركز تجاري مي‌توان بچه‌هايي را ديد كه پاكت فال، دسته گل يا حتي دستمال به دست تلاش مي‌كنند تا پولي به دست آورند. اين بچه‌ها از نظر من قطعاً جزو دسته بچه‌هاي كار به شمار مي‌روند چون همه آنها چه سازماندهي شده باشند و چه نباشند، براي كسب درآمد، در بدترين شرايط و در سني غيرقانوني مشغول به كار شده‌اند و همه اين‌ها يعني اينكه «كودكان كار» هستند.

به اسم كودكان كار، به كام پول دوست‌ها

صبا حسيني يكي از اعضاي فعال انجمن‌هاي خيريه در ساماندهي كودكان كار با تأييد افزايش روبه رشد حضور اين بچه‌ها در سطح جامعه مي‌گويد: من فكر مي‌كنم ريشه و يكي از دلايل مهم افزايش تعداد كودكان خياباني به عملكرد خود ما برمي‌گردد، از ماست كه بر ماست!

براي اين منظور كافي است يك جست‌و‌جوي ساده در فضاي اينترنت در مورد مراكز ساماندهي كودكان كار بزنيد تا متوجه حرف من شويد. در آخرين جست و جويي كه من انجام دادم حدود 300 صفحه مشخصات مربوط به مركاز ساماندهي كودكان كار در ايران به دست آوردم. خودم به عنوان مسئولان يكي از همين مراكز با ديدن اين تعداد مركز ساماندهي متعجب شدم چون اصلاً با عقل جور در‌نمي‌آمد! در همين محله پامنار امسال در مقايسه با 10 سال قبل يك هزار كودك كار بيشتر داريم. ما بايد بيش از 300 مركز ساماندهي و رسيدگي به مشكلات كودكان كار فقط در ايران داشته باشيم اما تعداد آنها هر روز بيشتر از ديروز مي‌شود، چرا؟!

جواب سؤال من حداقل براي من و جمع ديگري كه فقط و فقط براي رفع مشكلات كاري اين بچه‌ها در صحنه فعاليت مي‌كنيم مشخص است چون از هدف اصلي اين مراكز باخبريم. اين همه مركز مردمي براي حمايت از اين كودكان تشكيل مي‌شود تا در ازاي تشكيل اين مراكز و پول جزئي كه هزينه مي‌شود بودجه قابل توجهي از دولت دريافت كنند! به اسم كودكان كار پول مي‌گيرند اما به كام رؤساي اين مراكز خرج مي‌كنند.

صادقانه بگويم اوضاع و احوال كودكان كار اين روزها آنقدر وخيم است كه تعداد زيادي از اين بچه‌ها ديگر اين روزها بيشتر از آنكه كودك كار باشند كودك خياباني شده‌اند!

در اين اوضاع بلبشوي اجتماعي هر از گاهي سازماني مي‌آيد و ادعا مي‌كند كه مي‌خواهد متولي امور اين كودكان باشد و به قولي سازماندهي‌شان كند اما فكر مي‌كنيد نتيجه چه مي‌شود؟ يكي دو روز بچه‌ها را جمع مي‌كنند فكري براي درس، تغذيه و آموزش‌هاي مهارتي به آنها مي‌كنند اما آب‌ها كه از آسياب افتاد باز‌آش همان‌ آش مي‌شود و كاسه همان كاسه، در واقع هيچ!

حتي برخي سازمان‌ها كه مثل شهرداري هميشه فعاليت‌هاي دائمي در اين زمينه دارند نيز از رسيدگي و سركشي به مراكز مهم و زيرزميني غافل مي‌مانند، در واقع هيچ وقت كار در حوزه كودكان كار آنطور كه بايد و شايد اساسي انجام نمي‌شود.

 
 
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار