متأسفانه در سال اخير به دليل رشد كمي مراكز دانشگاهي علمي- كاربردي اين مراكز دانشگاهي از اهداف اصلي خود زاويه پيدا كردند و بيشتر به سمت مباحث آموزش نظري گام برداشتهاند كه همين امر سبب شده است تا خروجي اين مراكز نيز جوابگوي نيازهاي واقعي كشور در اين بخشها نباشد و فقط مدركگرايي مدنظر قرار گيرد. بر اين اساس فارغالتحصيلان اين مراكز نيز به دليل نداشتن مهارت حرفهاي و تخصصي عملاً يا جذب كار نشده يا به رغم داشتن مدارك اين مراكز در ساير جايگاههاي شغلي به كار گرفته ميشوند.
با افزايش كمي اين گونه مراكز، سرگرداني نيروها نيز افزايش مييابد و صرفاً مدركگرايي مدنظر قرار ميگيرد و بايد توجه داشت كه در شرايط كنوني رقابت اصلي كشور علاوه بر توليد علم و تكنولوژي بر اصل دانش مهارتگزيني و علمي- كاربردي استوار است و هر كشوري كه بر سرمايههاي انساني خود در اين بخشها بيشتر سرمايهگذاري كند ميتواند گامهاي پيشرفت و توسعه را بلندتر بردارد. از اين رو انتظار ميرود كه در اين نظام آموزشي در كنار رشد كمي، مراكز تصميمگير و برنامهريز به شاخص كيفي نيز توجه ويژهاي داشته باشند تا با بسترسازي مناسب زمينه حضور نيروهاي مهارتي و حرفهاي به مراكز زيرساختي كشور بيش از گذشته فراهم آيد.
همچنين بايد توجه داشت كه مراكز دانشگاهي علمي- كاربردي با توجه به نياز بخشهاي اولويتدار كاري و نيازهاي كشور توسعه يابند تا سرمايه گذاريها زودبازده شود در ضمن توجه به محيط آموزش، امكانات و شيوه ارائه خدمات آموزشي كاربردي بايد منطبق با رشتههاي تخصصي ارائه شود و به بحث بوميگزيني نيز اهتمام ويژهاي صورت گيرد تا شاهد شكوفايي و كارآمدي اين مراكز در بخشهاي توليدي، صنعتي و خدماتي باشيم.