دكتر امير آزادي، خوشنودي خداوند و بيماران مبتلا به سرطان مغز را مد نظر كار خود قرار داد و 5 سال از روزهاي گرانبهاي جوانياش را صرف تحقيق و پژوهش روي نانوژلهاي حاوي داروي متوتركسات كرد و با تكيه بر عنايت پروردگار موفق شد با در نظرگرفتن تمهيداتي در سطح سلولي سيستم اعصاب مركزي سبب ساخت ساختارهاي بسيار پيچيدهاي در مغز شود كه از ورود مواد خارجي به سيستم آن جلوگيري كرده و به نوعي به درمان بيماري سرطان مغز كمك بسزايي ميكند. امير آزادي، دستيار فارماسيوتيكس دانشكده داروسازي دانشگاه علوم پزشكي تهران دوره دكتراي عمومي خود را در دانشگاه علوم پزشكي شيراز گذرانده و از سال 1387 تاكنون در مقطع PHD مشغول به تحصيل است. گفت و گوي ما با اين نخبه جوان را ميخوانيد.
آقاي دكتر! از سوابق علمي، پژوهشي و بخصوص طرحتان كه هدف تهيه فرمولاسيون جديد جهت درمان سرطان مغز و درمان سرطانهاي سيستم اعصاب مركزي را دنبال ميكند و در جشنواره كشوري رازي نيز به عنوان يكي از مقالات برجسته برگزيده شده است بگوييد.
طرح مورد نظر در واقع بخشي از پاياننامه دوره تخصصي من است. همان طور كه اشاره كرديد هدف اين طرح ارائه فرمولاسيون جديد بر پايه نانوژل براي داروي متوتركسات با هدف درمان انواعي از سرطانهاي سيستم اعصاب مركزي است. اگر جزئيتر به مسئله بپردازم بايد به اين موضوع اشاره كنم كه سيستم اعصاب مركزي انسان به دليل نقش حياتي كه بر عهده دارد توسط دو سد فيزيولوژيك مهم تحت عنوانهاي سد خوني ـ مغزي و سد خوني ـ مايع مغزي نخاعي محافظت ميشود. بدين معنا كه با تدبير خداوند بزرگ تمهيداتي در سطح سلولي سيستم اعصاب مركزي در نظر گرفته شده است كه از ورود مواد خارجي به اين سيستم جلوگيري شود. اين ساختارهاي پيچيده و منظم مانع عبور بسياري از مواد از جمله بسياري از داروها از طريق خون به بافت مغز و بافتهاي مرتبط ديگر ميشوند. به همين دليل دارورساني به مغز و درمان بيماريهاي وابسته هميشه به عنوان يك چالش براي محققاني كه در حيطه علوم دارويي فعاليت ميكنند مطرح بوده است. در اين زمينه تحقيقات بسيار گستردهاي در دنيا انجام شده و در حال انجام است كه گروه تحقيقاتي ما در ادامه اين تحقيقات موفق به ارائه نتايج جديد شدند كه به لطف خدا مورد توجه مجامع علمي نيز قرار گرفت.
فرمولاسيون مورد بحث بر چه پايهاي است؟
فرمولاسيون مورد بحث بر پايه فناوري نانو است كه نتايج نشان داده است ميتواند به افزايش برداشت مغزي داروي متوتركسات منجر شود.
آيا استفاده از اين دارو براي بيماران عوارض هم دارد؟
در حال حاضر اين دارو بايد با دوزهاي بسيار بالا با هدف ورود به مغز تجويز شود كه عوارض جانبي بالايي را به همراه دارد و همين مسئله منجر به مشكلات بسيار زيادي براي بيماران عزيز ميشود. فرمولاسيون جديد نويد اين مطلب را دارد كه ميتوان اين دارو را با دوزهاي بسيار كمتر و به صورت هدفمند به بافت مغز رساند كه نتيجه آن به حداقل رسيدن عوارض جانبي و همچنين دارودرماني مؤثرتر در اين زمينه است. البته بايد به اين نكته هم اشاره كرد كه اين فرمولاسيون همچنان در حال گذراندن مراحل تحقيقاتي است و تا مرحله ورود به بازار دارويي راه زيادي را در پيش دارد.
ايده تهيه و ارزيابي نانو ژلهاي حاوي داروي متوتركسات از كجا آمد؟ اولين جرقههاي تحقيق در خصوص اين ايده چطور به ذهن گروه تحقيقاتي شما رسيد؟
حدود 10 سال است كه بر روي نانوژلها در حال تحقيق هستم و پاياننامه دوره دكتراي عموميام هم بر پايه نانوژل بود. قابليتهايي كه اين نانوذرات براي دارورساني دارند تيم تحقيقاتي ما را به سمت استفاده از آنها براي دارورساني به مغز سوق داد. از طرف ديگر متوتركسات يكي از داروهاي مورد توجه گروه تحقيقاتي ما از نظر مشكلات عبور از سد خوني ـ مغزي بود. تلفيق اين دو مسئله منجر به تعريف مطالعه مد نظر شد تا به خواست خدا بتوانيم گامي در جهت كمتر كردن مشكل بيماران و ارتقاي جايگاه علمي كشور برداشته باشيم.
چه چيزي باعث ايجاد انگيزه در شما شد تا سراغ تحقيق و پژوهش برويد و در نتيجه موفق به ارائه اين طرح شويد؟
من اصولاً از بودن در محيط آزمايشگاه احساس رضايت خاطر دارم. خاطرم هست كه در روزهاي اولي كه وارد دانشگاه شده بودم نوشته زيبايي منتسب به لويي پاستور را مطالعه كردم كه بدون شك يكي از تأثيرگذارترين موارد در زندگي علمي من بود. هنوز هم گاهي در مقابله با موانع و مشكلات پيشرو بعضي از جملات آن را با خود زمزمه ميكنم: «در آرامش حاكم بر آزمايشگاهها و كتابخانههايتان زندگي كنيد و نخست از خود بپرسيد: «من براي يادگيري و خودآموزي چه كردهام؟» سپس همچنان كه پيشتر ميرويد، بپرسيد: «من براي كشورم چه كردهام؟» و اين پرسش را آن قدر ادامه دهيد تا به اين احساس شاديبخش و هيجانانگيز برسيد كه شايد سهم كوچكي در پيشرفت و اعتلاي بشريت داشتهايد. اما هر پاداشي كه زندگي به تلاشهايمان بدهد يا ندهد، هنگامي كه به پايان تلاشهايمان نزديك ميشويم هر كداممان بايد حق آن را داشته باشيم كه با صداي بلند بگوييم: من آنچه در توان داشتهام انجام دادهام».
قبل از برگزيده شدن طرحتان چه مشكلات و موانعي را پشت سر گذاشتيد؟
يك سري مشكلات و موانع در تحقيقات علمي ذاتي و اجتنابناپذير است. پيچيدگيهاي كار، مسيرهاي علمي كه بارها و بارها بايد آنها را طي كرد و دوباره برگشت، نتايج غير قابل انتظار و بسياري از موارد ديگر از جمله مواردي هستند كه در همه جاي دنيا وجود دارد. حال اگر به تمام اين موارد، مشكلات تهيه سريع مواد مورد نياز، عدم دسترسي به بعضي دستگاههاي تخصصي و همچنين نرمافزارهاي خاص پردازش اطلاعات، نگاه بعضاً مغرضانه و سختگيرانه جوامع علمي غربي و بعضي از كاستيهاي موجود در بستر پژوهش نيز اضافه شود بيش از نيمي از انرژي محقق كه ميتواند معطوف به مسائل علمي گردد عملاً صرف دغدغههاي غيرضروري ميشود.
ملاك نخبه بودن را چه ميدانيد؟ اصلاً علم و تحصيل و نخبه بودن دردسرهايي هم برايتان داشته؟
به نظر من بايد در تعريف نخبگي تجديد نظر صورت گيرد. واژه نخبه تنها شايسته محققين پرتلاشي است كه سالهاي متمادي از عمر خود را به معناي واقعي صرف تحقيق و پژوهش كردهاند. اگر من و ساير دوستاني كه عضو بنياد ملي نخبگان هستيم با توجه به تلاش همگي عزيزان نخبه تلقي ميشويم آن وقت چه واژهاي را ميتوان زيبنده استادان پرتلاش و ماندگار اين كشور دانست؟ به نظر من واژه مستعد واژه مناسبتري باشد. در پاسخ به دردسرهاي نخبگي هم بايد بگويم كه استعداد دردسر نميآورد بلكه مسئوليت به همراه دارد. استعداد نعمتي است كه مانند هزاران نعمت ديگر از جانب خداوند به بعضي از افراد به امانت سپرده شده و اين امانت مسئوليتآور است. با اين نگرش، ديگر تكليف مشخص است.
شما به عنوان يك جوان موفق و محقق با تحصيلات عالي تا چه حد از مسيري كه انتخاب كردهايد راضي هستيد؟ سقف آرزوهايتان كجاست؟
كاملاً راضي هستم. البته معتقدم كه انسان نبايد براي آرزوهايش حدي تعيين كند. چون با هر پلهاي كه بالاتر روي به آن سقف نزديكتر ميشوي و اميد دستيافتنيتر از قبل ميشود و سقف آرزوي دستيافتني (حتي به اندازه همان يك پله)، انگيزه را كاهش ميدهد. به اميد روزي كه بتوانم با شهامت اين جمله را بگويم كه من هرچه در توان داشتم براي پيشرفت كشورم انجام دادم.
از روند كاري بنياد ملي نخبگان و تسهيلاتي كه در اين زمينه ارائه ميدهد راضي هستيد؟
ايده تشكيل سازماني كه از استعدادهاي كشور حمايت كند به خودي خود بسيار قابل تقدير است. در اين راستا بنياد ملي نخبگان ايجاد شد و كارهاي بسيار خوبي نيز انجام داد. البته در بعضي موارد مثل بحث معيارهاي نخبگي يا نحوه تخصيص تسهيلات هنوز نياز به بازنگري وجود دارد. اميدوارم اين بنياد با برنامه مديريتي جديد بتواند بيش از پيش به بالندگي استعدادهاي كشور كمك كند. البته زحمات مسئولان پيشين نيز نبايد فراموش شود.
جايگاه و فضاي علمي مجامع و دانشگاههاي كشورمان را در مقايسه با ديگر كشورها چطور ارزيابي ميكنيد؟
جايگاه ما در جهان جايگاه قابل قبولي است. در منطقه نيز جايگاه علمي كشور ما بسيار درخشان است. از نظر پيشرفت و رشد علمي هم رتبه خوبي در بين كشورهاي دنيا داريم.
طبق فعاليتتان در حوزه علوم دارويي وضعيت بازار دارويي دنيا را چگونه ميبينيد؟ فكر نميكنيد جايگاه كشورمان از نظر بازار دارو در مقايسه با ساير كشورها در سطح پايينتري باشد؟
وضعيت بازار دارويي دنيا بسيار بهروز و در حال تغيير است. هر ساله داروهاي جديدي وارد بازار ميشود و روند درمان بيماريها را دچار تغيير ميكنند. بحمدالله كشور ما نيز جايگاه مطلوبي دارد. بيشتر داروهاي مورد مصرف در كشور توليد داخل هستند و واردات دارويي ما بسيار اندك است.
اگر موافق باشيد كمي راجع به پاياننامهها صحبت كنيم. هم اكنون بسياري از پاياننامهها داراي موضوعات تكراري هستند و نتايجشان بدون استفاده در كتابخانههاي دانشگاهها باقي ميماند. به نظر شما علت اين مشكل چيست؟ جهت ارتقاي كيفيت پژوهشهاي دانشجويي و پاياننامهها چه راهكارهايي را پيشنهاد ميكنيد؟
همان طور كه قبلاً هم اشاره كردم اين مشكل بيشتر به دليل مدت زمان محدود دانشجويان ما براي تكميل پروژههاست. دانشجو در اين مدت زمان وبا توجه به مشكلات مطرح شده عملاً نميتواند مطالعهاي را كه بعضاً بستر آن هم مهيا نيست به خوبي به پايان برساند. بسياري از موضوعات پاياننامهها هم با نياز كشور همخواني ندارد. به عقيده من بايد پروژههايي در سطح ملي يا حداقل دانشگاهي و مرتبط با نياز كشور تعريف و تصويب شود و بستر اين پروژهها از تحقيق تا توليد فراهم شود. آنگاه هر كدام از دانشجويان قسمتي از كار را بر عهده بگيرند. بدين ترتيب پاياننامههاي هدفمندي تعريف ميشوند كه مرتبط با نياز كشور هستند و نهايتاً به توليد منجر ميگردند. از طرف ديگر دانشجوي ما نيز با مشكلات مختلف روبهرو نميشود و هر كس يك گام تحقيق را به هدف نزديك ميكند.
به نظر شما اين روزها محققان علوم دارويي ما با چه چالشهايي روبهرو هستند؟
سرطان يكي از موارد و چالشهاي مهمي است كه نه تنها در ايران بلكه در كل دنيا مورد توجه محققان است. سرطان انواع مختلفي دارد كه هركدام چالشهاي مرتبط با خود را دارد. بسياري از تحقيقات حوزه علوم دارويي ما متمركز بر روي سرطان است. بيماريهاي ديگري همچون اماس، آلزايمر، ايدز، ديابت و... نيز بخش عمدهاي از مطالعات را به خود اختصاص ميدهند.
در حال حاضر تعداد مقالات داخلي و خارجي ايران رشد خوبي داشته است و بخش عمدهاي از آن مربوط به حوزه علوم دارويي است. آيا اين حالت در ساير كشورها نيز ديده ميشود؟
علوم دارويي بنا به ماهيتي كه دارد بيشتر بر پايه تحقيق و پژوهش استوار است. بنابراين در مقالات مرتبط با اين علوم نيز بحث و تبادل نظرهاي علمي فراگيرتر شده است. كشور ما نيز از اين قاعده مستثني نيست. البته مقالات علوم دارويي ما نسبت به ساير علوم با توجه به تعداد محققين كشور در اين حوزه رشد حائز اهميتي داشته است. اين مسئله را ميتوان به بالا بودن سطح مطالعات اين بخش و قابل رقابت بودن تحقيقات علوم دارويي كشور با تحقيقات سايركشورها مرتبط دانست.
وضعيت پژوهش را در صنايع و شركتهاي دارويي كشورمان چگونه ارزيابي ميكنيد و افق آن را در سالهاي آينده چطور ميبينيد؟
در سالهاي اخير با اضافه شدن تدريجي نيروهاي متخصص داروساز به صنايع دارويي كشور و همچنين تغيير نگرش مديران محترم صنايع دارويي كشور به لزوم پژوهش در صنعت و ارتباط صنعت و دانشگاه قدمهاي بسيار اميدواركنندهاي در اين ارتباط برداشته شده و افق روشني در اين بخش قابل تصور است. البته اين حركت نياز به شتاب بيشتري دارد.