کد خبر: 629529
تاریخ انتشار: ۲۳ دی ۱۳۹۲ - ۱۶:۳۱
هجمه «انگليش و فينگليش» به فرهنگ و زبان ايراني
تمام سعي‌اش را مي‌كند تا در ميان صحبت‌هايش كلمات انگليسي را به كار گيرد. از تلفظ ناشيانه‌اش پيداست نه انگليسي را خوب مي‌داند
زهرا چيذري

 

تمام سعي‌اش را مي‌كند تا در ميان صحبت‌هايش كلمات انگليسي را به كار گيرد. از تلفظ ناشيانه‌اش پيداست نه انگليسي را خوب مي‌داند و نه لااقل پايش را از مملكت بيرون گذاشته كه بگويي به واسطه سال‌ها زندگي كردن در كشورهاي خارجي برخي از لغات فارسي يادش رفته و اينگونه سعي مي‌كند حرف‌هايش را با ملغمه‌اي از فارسي و انگليسي بلغور كند. اما به هر حال از هر 10 كلمه‌اي كه مي‌گويد 9 بار تكرار مي‌كند«ok » !

‌اين حكايت برخي از ماست كه انگار فراموشمان شده ياد گرفتن زبان انگليسي براي صحبت كردن با خانواده و اطرافيانمان كه فارسي زبانند نيست پس اگر براي به كار بردن واژه‌هاي انگليسي در صحبت كردن دست و پا مي‌زنيم يعني تغيير سبك زندگي به سراغ زبانمان هم آمده است. خلاصه اينكه با هر بار به كار بردن واژه‌هاي عجيب و غريب بيگانه در حرف زدن‌هايمان تن فردوسي را مي‌لرزانيم و احتمالاً روح‌ او با نيشخندي تلخ اين شعرش را زمزمه مي‌كند؛ « بسي رنج بردم در اين سال سي / عجم زنده كـردم بديــن پــــارسي».

ديگر فارسي را پاس نمي‌داريم

«فارسي را پاس بداريم» را كه يادتان است؛ اين شعار زماني در كشور باب شد اما اين روزها حتي از اين شعار هم خبري نيست. ‌زبان فارسي اما زبان رسمي مردم كشور ما و بخشي از هويت و سبك زندگي آنان است. تمام كتب، داستان‌ها، ‌شعرها، ‌مثل‌ها، متل‌ها و ذخاير فرهنگي كشورمان به اين زبان شيرين نوشته شده و قدمتي چندين هزار ساله دارد. اين زبان غني و زيبا روزگاري نه چندان دور زبان علمي گروه‌هاي مهمي از مردم جهان بوده است. به همين خاطر هم است كه هنوز هم مردم برخي از مناطق كشورهايي چون هندوستان به اين زبان حرف مي‌زنند و‌ آثار ادبي فراواني به زبان فارسي موجود است. حالا اما ديگر حتي ما فارسي زبانان هم تلاش مي‌كنيم تا به زبان انگليسي مسلط شويم زيرا زبان علمي و زبان مسلط دنياي امروز انگليسي است و در وراي اين تسلط زباني مي‌توان تسلط و رفته‌رفته حاكميت فرهنگ و سبك زندگي برآمده از اين زبان را نيز مشاهده كرد؛ چراكه كتب و منابع آموزشي زبان انگليسي نيز اغلب بومي‌سازي نمي‌شود و خود ابزاري براي انتقال سبك زندگي كشورهاي انگليسي زبان به كشوري همچون ايران است.‌ از همه بدتر اينكه ما خيلي وقت‌ها يادمان مي‌رود ياد‌گيري يك زبان ديگر براي برقراري ارتباط با افرادي است كه به اين زبان مي‌نويسند يا تكلم مي‌كنند و براي برقراري ارتباط با يك همزبان و هموطن بايد از زبان مادري بهره گرفت نه زبان دومي كه براي يادگرفتن آن كلاس مي‌رويم.

نمونه‌هاي تاريخي هجمه به خط و زبان فارسي

اين روزها اما هر چند هنوز هم زبانمان فارسي است و به اين زبان حرف مي‌زنيم، مي‌نويسيم، ‌شعر مي‌گوييم و از خواندن شعرهاي زيباي فارسي لذت مي‌بريم اما شمار واژه‌هاي بيگانه چه در مكالمات روزمره‌مان و چه نوشته‌هاي روي لباس‌ها و حتي مواد خوراكي مان همه با حروف الفباي لاتين است و اگر جملات و عبارات ناآشناي انگليسي نباشد، كلمات فارسي است كه به خط فينگيليش نوشته شده است! و اين نشانه‌اي است از اينكه واقعا بايد براي زبان شيرين فارسي نگران بود؛ چراكه تغيير خط و زبان يكي از مراحل مهم تهاجم فرهنگي است. اگر سري به تاريخ بزنيد نمونه‌هاي مستندي از اين ادعا را به عينه مشاهده خواهيد كرد ‌كشورها و ملت‌هايي كه تهاجم فرهنگي به زبان و گويش‌شان هم رحم نكرد و با تسلط يك زبان بيگانه بر كشور، ‌رفته‌رفته فرهنگشان هم تحت الشعاع قرار گرفت.

در گذشته‌هاي دور با مهاجرت و كوچ كردن اقوام مختلف به سرزمين‌هاي تازه و گاهي هم در جنگ‌ها و كشورگشايي‌ها، گسستگي‌ها و پيوستگي‌هاي قومي و زباني در نقاط مختلف جهان اتفاق افتاده است. در آن دوران اما ظاهراً قطع ريشه‌هاي تاريخي و فرهنگي اقوام ديگر لااقل به اندازه دوران ما عمدي و برنامه‌ريزي شده، نبوده است. در روزگار ما قدرت‌هاي بزرگ استعمارگر و سلطه‌جو، براي آنكه ريشه‌هاي ملي و تاريخي كشورهاي داراي فرهنگ و تمدن غني را خشك و پيوندهاي آنان با گذشته‌شان را قطع كنند، اقدام به تغيير خط، تضعيف زبان و تخريب مباني فرهنگي آنان كرده‌اند. نمونه اين فرايند را مي‌توان در شوروي سابق مشاهده كرد. امپراتوري سوسياليستي شوروي سابق در مورد مردمان مسلمان زير سلطه خود اين شيوه زيركانه را به‌كار گرفت و به‌عنوان راهگشايي به سوي علوم و معارف جديد و آسان كردن تعليم و تربيت، خط فارسي را كه بيش از هزار سال ميان آن مردم رواج داشت و شاعران، نويسندگان و انديشمندان بزرگ آن سرزمين‌ها در طول قرن‌ها زيباترين و بي‌بديل‌ترين آثار را به مدد زبان زيباي فارسي خلق كرده بودند و به اين وسيله در راستاي ماندگاري فرهنگ و منش اصيل ماندگارترين كار را انجام داده بودند دگرگون كرد و خط سريليك را در مدارس، مطبوعات و جرايد به جاي آن قرار داد. در نتيجه چنين عملكردي، ميان جوانان مسلمان سرزمين‌هاي آسياي مركزي با داشته‌ها و مواريث فرهنگي شان فاصله‌اي به عمق يك زبان و خط ديگر شكل گرفت. نسل جديد اين سرزمين‌ها اغلب نه مي‌توانند فارسي حرف بزنند و نه فارسي بخوانند بنابراين ارتباط آنان با گذشته تاريخي و قومي خودشان قطع شد و از برقراري ارتباط با مسلمانان و فارسي زبانان ديگر كشورهايي نظير ايران و افغانستان محروم ماندند اما كنترل و نظارت بر آنها و تغيير نگاه و سبك زندگي آنان را بسيار ساده كرد.

در تركيه نيز بعد از عصر عثماني چنين سياستي اجرايي شد. غلبه احساسات تجددطلبي و فرط اشتياق به همراه شدن با كاروان تمدن جديد موجب شد كه سياستگذاران تركيه جديد خط و كتابت مرسوم و معمول ديرين را به خط و الفباي لاتيني مغرب‌زميني تغيير دهند. منسوخ شدن خط فارسي در آنجا نيز منجر به قطع پيوندهاي فكري و فرهنگي نسل‌هاي آينده با مواريث ملي و تاريخي شد. هم اكنون مجموعه‌هاي عظيم نسخ خطي فارسي، تركي و عربي در كتابخانه‌هاي بزرگ تركيه موجود است اما اين آثار به جز تعداد اندكي از دانشجويان رشته‌هاي تاريخ و تمدن اسلامي و احتمالاً تعدادي از محققان شرق‌شناس غربي، به درد كس ديگري نمي‌خورد.

معاصر با عصر آتاتورك و تغيير خط فارسي به الفباي لاتين در تركيه اين اتفاق در ايران نيز از سوي رضاخان پيگيري شد اما هوشياري فرهيختگان جامعه و پيوندهاي عميق فكري و روحي مردم ايران با سرمايه‌هاي تاريخي و فرهنگي كه در قالب آثار به جاي مانده به زبان فارسي وجود داشت مانع از وقوع چنين فاجعه‌اي شد. در سال‌هاي اخير اما هجمه‌هاي برنامه‌ريزي و اجرا شده براي حذف و تغيير زبان فارسي همچون هجمه فرهنگي به ساير بخش‌ها بسيار بسيار نرم و خزنده است ‌آنچنان كه اغلب ما حواسمان به اين موضوع نيست.

بنا به تأكيد حضرت آيت‌الله خامنه‌اي نيز زبان فارسى يك روزى از قسطنطنيّه‌ آن روز، از استانبولِ آن روز، زبان علمى بوده تا شبه قاره‌ هند. در آستانه مركز حكومت عثمانى زبان رسمى در يك برهه‌ طولانى‌اى از زمان، زبان فارسى بوده است. در شبه قاره‌ هند نيز برجسته‌ترين شخصيت‌ها با زبان فارسى حرف مي‌زدند اما وقتي پاي انگليس‌ به شبه قاره هند باز شد، يكى از كارهايى كه كردند اين بود كه زبان فارسى را متوقّف كنند؛ با انواع حيَل و مكرهايى كه مخصوص انگليس‌ها است جلو زبان فارسى را گرفتند. هر چند هنوز هم زبان فارسى آنجا رواج دارد و برخي از هندي‌ها عاشق زبان فارسى‌اند اما ما در كانون زبان فارسى، داريم اين زبان فارسى را فراموش مي‌كنيم و براى تحكيم آن، براى تعميق آن، براى گسترش آن، براى جلوگيرى از دخيل‌هاى خارجى هيچ اقدامى نمي‌كنيم.

اين كتاب‌ها علم ياد ندهند، فرهنگ تغيير مي‌دهند

حتي اشيا هم با خود بار فرهنگي دارند؛‌ نمونه‌اش همين اسباب بازي‌ها. يك عروسك از چهره‌اش گرفته تا لباس و لوازم جانبي‌اش همه و همه مي‌شود ابزاري براي انتقال فرهنگي كشور سازنده آن عروسك.

حالا در نظر بگيريد كالاهايي مانند كتاب كه ذاتا ماهيت فرهنگي دارند چقدر مي‌توانند با خود بار فرهنگي به همراه داشته باشند. رهبر فرزانه انقلاب نيز درباره كتب و كلاس‌هاي آموزش زبان و آموزشگاه‌هاى فراوانى كه بدين منظور به‌وجود آمده‌اند تأكيد مي‌كنند:«همه‌ كتاب‌هاى آموزش كه خيلى هم با شيوه‌هاى جديد و خوبى اين كتاب‌ها آموزش زبان انگليسى تدوين شده، منتقل‌كننده‌ سبك زندگى غربى است، سبك زندگى انگليسى است.» ‌به باور رهبر انقلاب كودكان، ‌نوجوانان و جوانان با خواندن اين كتاب‌ها فقط زبان ياد نمي‌گيرند و حتي ممكن است زباني كه براي آموختن آن به كلاس آمده‌اند يادشان برود، امّا آنچه بيشتر در آنها اثر مي‌گذارد آن تأثير و انتباعى است كه بر اثر خواندن اين كتاب از سبك زندگى غربى در وجود آنها به‌وجود مى‌آيد. بنا به تأكيد حضرت امام خامنه‌اي اين تأثير عميق از بين نمى‌رود و به همين خاطر هم اين كار برنامه‌ريزي شده و در حال اجراست.

كالاهاي ايراني با رنگ و لعاب خارجي

كافي است تا سري به يك فروشگاه بزنيد و در ميان قفسه‌هاي رنگارنگ چشم بچرخانيد. از چيپس و پفك گرفته تا كنسرو و دستمال كاغذي همه و همه نامشان با حروف لاتين نوشته شده است. اين درحالي است كه كساني كه مي‌خواهند از اين كالاها استفاده كنند همه ايراني‌اند و فارسي زبان پس دليلي ندارد كه از زبان انگليسي يا حروف لاتين استفاده كنند. حتي كالاهاي صادراتي ما نيز مي‌تواند معرف فرهنگ، ‌خط و زبان ما به ديگر كشورها باشد و مي‌توانيم در كنار معرفي كالا به زبان كشور مقصد، ‌زبان فارسي را داشته باشيم و با خطوط سنتي همچون نسخ، ‌ثلث، ‌نستعليق و هنرهاي زيبايي كه با خط فارسي عجين شده است، كالاهاي صادراتي را به سفير فرهنگ ايراني و زبان فارسي تبديل نماييم.

در حال حاضر اما گاهي وقت‌ها هم نام محصولات با خط فارسي نوشته شده اما اغلب خط فارسي به نسبت خط انگليسي بسيار ريزتر است و در جايي نوشته شده كه كمتر جلب توجه كند. در بازار لباس اما وضع از اين هم وخيم‌تر است. كمتر لباسي را پيدا مي‌كنيد كه روي آن نوشته‌اي لاتين نباشد؛‌ نوشته‌هايي كه خيلي وقت‌ها معاني خوب و مناسبي هم ندارند اما ما بدون توجه به اين نوشته‌ها و معاني آنها اين لباس‌ها را مي‌خريم و مي‌پوشيم و با همين لباس‌ها در جامعه ظاهر مي‌شويم بي‌آنكه حواسمان باشد پرچمدار و مروج يك فرهنگ و سبك زندگي بيگانه شده‌ايم.

البته چند سال پيش طرح هايي از لباس‌ها و شال‌هايي با خطوط زيباي نستعليق طراحي و به جامعه ارائه شد و اتفاقاً نسل جوان جامعه از اين لباس‌ها، شال‌ها و روسري‌ها استقبال خوبي هم داشتند اما در كوران انواع و اقسام مدها و مدل‌هاي بيگانه، ‌به دليل عدم نوآوري و به روز رساني، ‌اين روزها ديگر كمتر شاهد عرضه و فروش اين قبيل لباس‌ها در جامعه هستيم.

سر در مغازه‌ها، نام شركت‌ها و حتي كارت ويزيتي كه خيلي از ما براي معرفي كار و محصولمان طراحي مي‌كنيم نيز اغلب به زبان فينگيليش است. بگذريم از اينكه براي چت كردن، ايميل زدن و نوشتن پيامك نيز خيلي‌هايمان از همين روش استفاده مي‌كنيم. تنها كار انجام شده براي فرهنگسازي در اين زمينه اما تخفيف تعرفه‌هاي پيامك فارسي است كه همين تخفيف نيز توانسته تا حدي كارساز باشد و افراد پيامك باز را به فارسي نوشتن پيامك‌ها ترغيب كند.

رهبر انقلاب تصريح مي‌كنند:«من خيلى نگران زبان فارسى‌ام؛ خيلى نگرانم.» به باور ايشان كار درستى در اين زمينه انجام نمي‌گيرد و تهاجم به زبان زياد است. ايشان مي‌فرمايند ‌«همين‌طور دارند اصطلاحات خارجى [به‌كار مي‌برند]. ننگش مي‌كند كسى كه فلان تعبير فرنگى را به كار نبرد و به جايش يك تعبير فارسى يا عربى به كار ببرد؛ ننگشان مي‌كند. اين خيلى چيز بدى است؛ اين جزو اجزاي فرهنگ عمومى است كه بايد با اين مبارزه كرد.»

چه بايد كرد؟

از نگاه رهبر معظم انقلاب در مقابل اين تحركات بيگانگان براي غربي‌سازي سبك زندگي دو چيز لازم است؛ يكى كار و ديگري ابتكار. امام خامنه‌اي در اين باره تأكيد مي‌كنند: «اين دو كار و اين دو نقطه‌ مهم را بايد در نظر داشت‌. بايد كار كنيم، كار هم بايد كار ابتكارى باشد.» ايشان در اين زمينه مسئوليت وزارت ارشاد و صدا وسيما را بسيار سنگين مي‌دانند. در توليد و ترجمه‌ كتاب بايد با توجه به آنچه در دنيا منتشر مي‌شود و دانستن آن براى جوان ايرانى لازم است، ترجمه شود. به باور رهبر انقلاب شوراى عالى انقلاب فرهنگى نيز در اين باره مسئوليت جدي دارد و بايد با نگاه و روشي حكمت‌آميز با اين موج از تهاجم فرهنگي نيز مواجه شد.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار