کد خبر: 629329
تاریخ انتشار: ۲۲ دی ۱۳۹۲ - ۱۲:۴۷
واكنش‌ها به سخنان رئيس‌جمهور ادامه دارد
عالي‌ترين مقام اجرايي كشور مرز بندي‌هاي جديدي از هنر ارائه داد كه چندان بر ساختار‌هاي پيشين مطابقت ندارد.
هادي عسگري
سخنان رئيس‌جمهور در جمع هنرمندان واكنش‌هاي انتقادي زيادي را به همراه آورده است. دكتر روحاني چهارشنبه گذشته طي سخناني در تالار وحدت، با تعريفي كه از هنر ارائه داد، تفاوت ميان هنر ارزشي و هنر غيرارزشي قائل نشد و در ادامه نيز به ساختار مميزي ارشاد ايراداتي را وارد نمود. اين سخنان واكنش صاحب نظران حوزه فرهنگ و هنر را درپي داشته است. به خصوص اينكه عالي‌ترين مقام اجرايي كشور مرز بندي‌هاي جديدي از هنر ارائه داد كه چندان بر ساختار‌هاي پيشين مطابقت ندارد.
آيت‌الله سيدمحمد مهدي ميرباقري رئيس فرهنگستان علوم اسلامي قم، درباره عدم تفاوت ميان هنر ارزشي و غير ارزشي كه از جمله موارد بحث بر انگيز سخنان رئيس‌جمهور بود، برخلاف نظر دكتر روحاني معتقد است دانش و هنر به ارزشي و غير‌ارزشي تقسيم مي‌شود.
اين استاد حوزه و دانشگاه معتقد است هنر ابزاري براي تصرف احساسات انسان است. وي اين سؤال را مطرح مي‌كند كه آيا اين هنر با اين كاركردي و اين ظرفيتي كه دارد آيا به ديني و غير ديني و ارزشي و غيرارزشي تقسيم مي‌شود يا خير. به اعتقاد ايشان، امروز درباره هنر دقيقاً همان حرف‌هايي زده مي‌شود كه درباره علم زده مي‌شود كه علم جهاني است و اسلامي و غيراسلامي ندارد.
وي پاسخ به سؤال ياد شده را متفاوت دانست و مي‌گويد: يك نگاه وارداتي در دنياي اسلام اين است كه دانش و هنر جهاني و انساني‌اند و گويا يك واقعيتي در جهان بيرون هست و يك قوه ادراكي در ما كه اين واقعيت را شكار مي‌كند و اين قوه هم انساني است و ربطي به فرهنگ و مذهب و امثال اينها ندارد. تعريف ارسطويي از علم همين بوده است كه علم صورت حاصله از اشيا در نزد آدمي است. با اين تعريف پيداست كه ما علم ديني و غيرديني نداريم و علم مربوط به ادراك مشترك انساني است.
به نظر اين استاد فلسفه، در مورد هنر هم عده‌اي به همين نحو فكر مي‌كنند. گويي كه زيبايي‌ها و زشتي‌هاي ثابتي در دنيا هست و ما قوه‌اي داريم كه وقتي با اين پديده‌ها مواجه مي‌شويم مي‌تواند احساسي نسبت به زيبايي و زشتي و خير و شر پيدا كند. اين هم احساس مشترك انساني است. اما اين يك رويكرد واراداتي و كاملاً مغالطه آميز است.
محمد حمزه زاده، مدير انتشارات سوره مهر، نيز در يادداشتي نسبت به آنچه از سوي رئيس‌جمهور به عنوان اعمال مميزي از سوي كارمندان دولت ياد شده بود، واكنش نشان داد.
حمزه‌زاده مي‌نويسد: «رئيس‌جمهور روحاني همچنين با بيان اينكه امر مميزي بايد به هنرمندان و تشكل‌هاي صنفي واگذار شود، افزود: هنرمند مي‌تواند بر هنر نظارت كند اما كارمند دولتي وزارت ارشاد نمي‌تواند ناظر خوبي براي هنر باشد، بنابراين چه اشكالي دارد انجمن‌هاي صنفي بخشي از بار مسئوليت ارشاد را برعهده بگيرند.»
١- لطفا يكي از مسئولان قبلي يا فعلي ارشاد لب به سخن باز كند و بگويد كه تا به حال كي و كجا امر نظارت در اختيار «كارمند دولتي» بوده است؟ كارشناسان نظارت ارشاد تا جايي كه ما مي‌شناخته ايم، همه از فعالان و هنرمندان و نويسندگان و پژوهشگران و خبرگان حوزه مربوط بوده‌اند. فهرست اسامي مميزان و ناظران را ما اگر نداريم، شما كه داشته ايد و داريد.
٢- واسپاري نظارت، به انجمن‌هاي صنفي چه تناسبي با فلسفه تشكيل آن‌ها دارد؟ فرهنگنامه‌ها صنف را چنين تعريف كرده‌اند:
«صنف يا رسته انجمني است كه از سوي گروهي از افراد داراي يك حرفه و پيشه تشكيل مي‌شود تا از اين راه به پشتيباني يا گسترش منافع صاحبان آن پيشه ياري برساند.»
آيا مسئولي حاضر است نظارت بر بهداشت مواد غذايي را از «كارمندان دولتي» وزارت بهداشت بگيرد و به صنوف مربوطه بسپارد؟
3- ما كه كارمند دولت نيستيم، اما استفاده كنايه آميز از واژه «كارمند دولتي» را توسط «رئيس دولت»، كجاي دلمان بگذاريم؟!
آن طور كه از سخنان رئيس‌جمهور برداشت مي‌شود، دكتر روحاني در سخنان چهارشنبه شب خود، مي‌خواست بر اساس مشي اعتدال كه شعار دولت قرار گرفته است، ميانه روي اتخاذ كند و باعث نشود كه جريان يا گروهي از سخنانش آزرده شود. تعمد رئيس‌جمهور در ناديده گرفتن مرز بندي ميان هنر ارزشي و غير ارزشي نيز را مي‌توان ناشي از اين رويه دانست. آيا سخنان رئيس‌جمهور درباره هنر ارزشي و غير ارزشي را مي‌توان در راستاي شعار اعتدال دانست؟ آيا اين برداشت از اعتدال با مفهوم اصلي آن در تضاد نيست؟
در همين رابطه مي‌توان به نظر آيت الله مصباح يزدي درباره اينكه اعتدال ممكن است با معناي ميان حق و باطل قرار گرفتن يكي دانسته شود، توجه كرد. ايشان در گفت‌وگوي بلندي با نشريه فرهنگ به فلسفه اعتدال و سابقه اعتداليون پرداخته‌اند و در اين بين نيز به اين سؤال كه اعتدال و ميانه روي در كجا مي‌تواند مفيد باشد يا اينكه در همه جا ميانه بودن به معناي اعتدال است، پاسخ گفته‌اند. ايشان مي‌گويند: در بين اديان ابراهيمي موجود، يك قول به توحيد داريم و يك قول به تثليث، و بعضي هم گفته‌اند: دو خدا داريم (الهين اثنين). اگر كسي بگويد حد وسط درست است؛ پس به دوتا خدا قائل شويم! آيا اين حد وسط، تكليف حقانيت را روشن مي‌كند؟‌ و اگر اقوال درباره خدا را فرضي در نظر بگيريم، بايد بگوييم كه ممكن است تعداد خدا بين صفر تا بي‌نهايت دانسته شود؛ در اين صورت، اصلا حد وسط را نمي‌توان تعيين كرد. اگر اقوال مختلف در طول تاريخ را در نظر بگيريم، مي‌توانيم بگوييم در ميان كساني كه انواع بت‌ها را مي‌پرستيدند، قول به وجود هزار خدا هم داريم. آيا اين جا حد وسط ملاك حق و باطل است؟ براي شناخت واقعيت‌ها نمي‌توان بين هست و نيست واسطه قائل شد، زيرا يا يك مطلب درست است يا غلط؛ و وسط ندارد. يا دين اسلام حق است يا باطل است. ديگر نمي‌توانيم بگوييم بخشي از آن را قبول مي‌كنيم و بخشي را قبول نمي‌كنيم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار