
جايگاه دانشگاه و دانشجو را در معادلات گوناگون كشور، چطور ارزيابي ميكنيد؟!
من معتقد هستم دانشگاه به عنوان يك مجموعه علمي، مبلغ و در حقيقت نخبگي، مجموعهاي است كه نقش مهمي در معادلات مختلف جامعه و كشور دارد. به ويژه در كشورهاي جهان سوم و از جمله كشور ما ايران دانشگاه به عنوان معبري است براي عبور نخبگاني كه از كف جامعه برميخيزند و ميخواهند پيگير مناسبات دولتي و حاكميتي باشند. دانشگاه معبري است براي عبور همه نخبگاني كه ميخواهند در اداره كشور سهيم باشند. اين باعث ميشود نقش دانشگاه يك نقش ويژه و تعيينكننده باشد، اگرچه ما معتقديم كه دانشگاه در كشور ما ميتوانست در جايگاه بهتري قرار بگيرد. درست است كه تأسيس دانشگاه و آموزش عالي را از شروع به كار دانشگاه تهران در سال 1313 به حساب ميآوريم، اما كشور ما يكي از بخشهاي تمدني جهان است. ما شايد نزديك به 3 هزار سال پيش دانشگاههايي را در حوزههاي علوم از جمله طب، فلسفه و موضوعات ديگر داشتهايم. اين يعني اينكه كشور ما به جهت آموزش عالي در سطح مردم غني است. در سده اخير دانشگاه ميتوانست بر مبناي مدارس علمي ، حوزههاي علميه و مناسبات علمي گذشته قرار بگيرد و تداومبخش آنها باشد. اگر اين اتفاق ميافتاد وضعيت امروز دانشگاه ما خيلي متفاوتتر بود.
اكنون با گذشت 35 سال از پيروزي انقلاب، مفاهيم، تعابير و تفاسير در موضوعات و مقولههاي گوناگون تغيير يافته است. باز تعريف ما از دانشجو و دانشگاه در ذيل مفهوم «اسلاميت» نظام اسلامي چگونه بايد باشد؟
ما به لحاظ انقلابي و اسلامي، نگاهمان اين است كه انقلاب ما برگرفته و نشأت گرفته از مبناي اسلامي است. نگاه كه اسلام به مقوله علم دارد يك نگاه فاخري است و به لحاظ نگاه اسلامي مقوله علم و دانش يك بستر ذاتي را نسبت به مقولات ديگر دارد و با خودش همراهي ميكند، به اضافه اينكه در تأكيدات اهل بيت(ع) هم هميشه ميبينيم كه در خصوص مباحث علمي تأكيد ويژهاي بوده و همگان به بهرهگيري از علم توصيه شدهاند.
مفهوم دانشگاه اسلامي كه چند سالي است مطرح ميشود همان نگاهي است كه اسلام به مقوله علم دارد. يعني ما بتوانيم مجموعه علمي را ساماندهي كنيم كه در راه تكامل بشر با نگاه وحياني بتواند موفق باشد و توليداتش در راستاي رسيدن بشريت به سوي انسان كامل باشد، نه صرفاً بحث فني و تكنولوژي ورفاهيئت روزمره بشري. بلكه ما در دانشگاه اسلامي نگاهمان اين است كه همه مقولات مورد نياز بشر (موضوعات مربوط به موضوعات اخلاقي و روحاني كه بشر به آن نياز دارد و در اين عرصه وجود دارد) را دانشگاه بايد بتواند توليد كند.
آن چيزي كه دانشگاه را در سطح آموزش عالي و در سطح جهان از آن تظاهر پيدا ميكند و كشورها مبتلا به آن هستند، صرفاً پرداختن به رفاهيئت و روزمرگيهاي بشر و در بهترين حالت بهرهگيري هر چه بيشتر و لذت هر چه بيشتر انسان است از مواهب الهي. اما در مفهوم دانشگاه اسلامي كه قطعاً دانشجوي بسيجي ميتواند يك عنصر تعيينكننده در اين راستا باشد، تكامل بشر است كه ميتواند مبنا قرار بگيريد و رسيدن به آن مرحلهاي كه لوازمات اين تكامل بتواند روي جامعه اسلامي نقش خودش را بازي كند.
بدون ترديد اگر در سده گذشته مبناي اوليه دانشگاه در ايران در تدوام مسير علمي گذشته اسلامي ما بنا شده بود، امروز مشكلات ما در حوزه روشنفكري، در نوع نگاه به علم غربي و در نوع تعامل دانشگاه با صنعت و حتي گرفتاريهاي روزمره مردم متفاوت ميشد و ما مسيرهاي پيموده شده زيادي را داشتيم. عليايحال انقلاب اسلامي به عنوان منادي و آغازگر نگاه جديد به مقوله علم، نيازهاي بشري و نگاه اسلامي به اين مقوله ميتواند كمك كند تا اين مسير پيش از گذشته پيگيري شود. گرچه در راه تحقق دانشگاه اسلامي ما قدمهاي زيادي را برنداشتيم ما اول مسير هستيم، اما آينده پيش رو آينده اميد بخشي است.
قشر دانشجو همواره در مسائل و رويدادهاي گوناگون كشورمان نقش داشته است. يكي از اين عرصهها دفاع مقدس بود كه صفحات آن با نام چيزي در حدود 4 هزار دانشجو مزين شده است، تعريف شما از حضور دانشجويان در دفاع مقدس چيست؟
به رغم اينكه دانشگاه به ظاهر منحصر به موضوعات علمي است اما به واقع مجموعهاي است كه نميتواند نسبت به تأملات اجتماعي، سياسي و فرهنگي مختلف بيتفاوت باشد.
از سويي ديگر چون دانشجو برآمده از مردم است پيگيري مطالبات مردم و نگاههاي مردم خيلي برايش اهميت پيدا ميكند. اما از منظر سوم دانشجو نسبت به تحولات سياسي و فرهنگي حساس است و ميخواهد عرض اندام مناسبي را در اين مسير داشته باشد.
انقلاب اسلامي به عنوان يك پديدهاي كه جزو آرمانها و اهداف جنبش دانشجويي قبل از انقلاب تعريف ميشده است، يعني جنبش دانشجويي مسلمان ما كه از سال 1320 شروع شده است هميشه دنبال حاكميت اسلام به عنوان منجي و تنها راه حل سعادت بشري در سطح كشور بود. اين اتفاق در سال 57 اتفاق افتاد.
دانشجوي مقرض ما به نظام حاكم استبدادي كه پشتيباني استكبار جهاني را پشت سر خود داشت، متوجه شد كه آرمان جايگزين اين رژيم نظام اسلامي است. لذا شاهد بوديم كه قشر دانشجوي ما در دهه اول انقلاب به شكل كامل در خدمت اين اهداف و آرمانها در آمد و به تثبيت نظام اسلامي كمك كرد.
بر خلاف آنچه امروز شعار داده ميشود و اصالتاً دانشجو را يك عنصر معترض به حاكميت معرفي ميكنند، اتفاقات انقلاب و دفاع مقدس ثابت كرد كه اين گونه نيست.
صرف اعتراض به حاكميت كه در حقيقت مزيت محسوب نميشود. صرفاً بعد اعتراضي به هر حاكميت موجود نميتواند به عنوان يك مدح محسوب شود. حتي خيلي جاها ميتواند مضرر باشد، منتها وقتي دانشجوي ايراني ديد كه حكومت اسلامي بعد از سالها مبارزه شكل ميگيرد و در حقيقت آرمانهاي دانشجويي در قالب انقلاب اسلامي شكل ميگيرد و تبلور پيدا ميكند شروع به حمايت از اين مجموعه نمود. ما شاهد اين هستيم كه در دهه اول انقلاب دانشجويان در مناسبات حكومتي مختلف حضور پيدا ميكردند و در تشكيل نهادهاي انقلابي نقش و تأثير داشتند و ما ميبينيم هستههاي اصلي و اوليه تشكيل بسيج ، سپاه، جهاد سازندگي، بنياد شهيد و بنياد مسكن انقلاب اسلامي با همت دانشجويان شكل گرفت.
دانشجوي ما همين نقش را در دفاع مقدس هم بازي ميكند. در دفاع مقدس نه به عنوان يك هجمه به سرزمين كه بعد ملي گرايانه را در بر بگيرد بلكه به عنوان يك هجمه به نظام ايدئولوژيك حاكم كه همان حكومت و انقلاب اسلامي است، دانشجو تلقي ميكند و براي دفاع از همان آرماني كه منجر به تشكيل حكومت اسلامي شده بود، به صحنههاي نبرد دفاع مقدس ورود پيدا ميكند.
ما ميبينيم نسبت حضور دانشجوها و نسبت شهداي دانشجو به نسبت كل شهدا، نسبت بالايي است. اين نشان ميدهد نقش دانشجويان نقش بسزايي بوده است. گذشته از آن فرماندهاني كه نقش مهم و به سزايي در دوران هشت ساله دفاع مقدس دارند، از دانشجويان و بچههاي بر آمده از دانشگاه هستند، همانطور كه ميدانيد شهيد همت، شهيد حسن باقري، شهيد متوسليان، شهيد باكري و شهيد زين الدين و بسياري از فرماندهان بزرگ دوران دفاع مقدس، نيروهايي بودند كه يا به تازگي از دانشگاه فارغالتحصيل شدهاند يا در ميانه راه دانشجويي به جهت اهميتي كه اوضاع و احوال دفاع مقدس داشته، درس را رها ميكنند و ميروند و از سطوح عالي جنگ را به دست ميگيرند. از اين منظر تعداد شهدايي را كه جنبش دانشجويي ما و بدنه دانشجويي ما دادند قابل تأمل و قابل بحث است.
دانشگاههاي ما در ايام دفاع مقدس يكي از كانونهاي تپنده، مولد و منسجم اعزام نيرو به جبههها بودند. در همين دانشگاه تهران هم محلي هست كه به «چهارراه لشكر» معروف است كه در كنار مسجد دانشگاه تهران قرار دارد كه محلي براي اعزام نيروها بوده است. لذا به نظر ميرسد تبيين درست نقش جنبش دانشجويي در اداره جنگ تحميلي و ايفاي نقش در سطوح بالاي دفاع مقدس موضوعي است كه قابليت پرداختن بيش از اين را هم دارد.
در زمره جنبشهاي دانشجويي، دو حادثه 16 آذر ماه 1332 و 16 دي ماه 1359 ديده ميشود، به نظر شما اين دو واقعه تاريخي چه شباهتهايي با هم دارند ؟!
ماهيت 16 آذر و 16 دي، ماهيت يكساني دارند. 16 آذر تبلور حركت ضد استكباري دانشجويان است عليه استبداد داخلي و استكبار خارجي كه ما ميدانيم در واقعه 16 آذر ميبينيم استعمار خارجي كه نمايندهاش در آن زمان معاون وقت رئيسجمهور امريكا نيكسون بود، به دانشگاه ميآيد و استبداد داخلي هم از اين روند به پشت گرمي استكبار خارجي حمايت مينمايد.
دانشجوي ما در 16 آذر 1332 به جهت تقابل با حضور استعمار خارجي در داخل كشور خونش ريخته ميشود. 16 دي ماه را اگر ما بخواهيم تفهيم كنيم باز مبارزه با يك تهاجم خارجي به پشت گرمي استكبار جهاني و استعمار خارجي است.
ماهيت 16 آذر و 16 دي ماه مشترك بوده است، اما بر اساس گذشت زمان و بر اساس سليقهاي كه حاكم بوده در صحنه مجلس و شوراي عالي فرهنگي و جاهاي ديگر بوده تا امروز 16 آذر را روز دانشجو تلقي كردهاند و 16 دي را به عنوان شهداي دانشجو كه گرچه در دو روزش هم شهيد داريم و هم واقعه ضد استكباري داشتيم. يعني هم 16 آذر را ميتوان روز شهداي دانشجو دانست چون سه شهيد بزرگوار تقديم شده است و هم 16 دي را ميتوان نماد ضد استكباري دانست. هر دو روز را ماهيتاً در بسيج دانشجويي يكي ميدانيم و گرامي ميداريم.
ما در بسيج دانشجويي هر دو روز را هم نماد جانفشانيهاي دانشجويان ميدانيم و هم نماد مبارزه ضد امريكايي دانشجويان ايران.
در واقعه 16 دي ماه شهادت علمالهدي و دانشجويان پيرو خط امام (ره) راشاهد بوديم، ارزشهاي اين روز را در چه چيز ميدانيد؟!
همانطور كه گفتم ما در حقيقت 16 دي را تكرار واقعه 16 آذر در حركت ضد استكباري ميدانيم و حتي در عرصهها و حوزههايي هم اصيلتر از 16 آذر ميدانيم، به جهت اينكه تأييد انقلاب اسلامي و تأييد حضرت امام خميني (ره) را با خود دارد به نوعي 16 دي ماه به موضوعاتي كه ما امروز با آن درگير هستيم، نزديكتر است . 16 دي به آن جهت ارزش ويژهاي دارد كه نماد حضور بچههاي دانشجو در عرصههاي دفاع مقدس و اهداي خونشان است، آن هم با حداقل امكانات. 16 دي غريبانه و مظلومانه اتفاق افتاد.
يعني تقابل با دست خالي يكسري دانشجويان پيرو خط امام (ره) در مواجه با تانكها و تجهيزات پيشرفته دشمن بعثي كه پشتوانه امريكاي جنايتكار را هم در كارنامه خودشان داشتند.
براي 16دي ماه ما برنامههاي مختلف از سالهاي گذشته در دستور كار داشتهايم. اصليترين برنامه بزرگداشت مراسم 16 دي در هويزه است كه محل دفن اين شهداي بزرگوار است. علاوه بر آن هم 16 دي براي بسيج دانشجويي منحصر به اين روز نميشود، 16 دي به عنوان يك قلب تپنده در راه نثار جان، در راه استكبار جهاني و دشمن خارجي كه در طول سال بزرگداشت آن را داريم و در واقع يادمان هويزه به عنوان يكي از كانونهاي اين موضوع در نظر گرفته ميشود و بر اين اساس با هماهنگي كه صورت گرفته اردوهاي مختلف راهيان نور دانشآموزي ودانشجويي در طول سال از مزار اين شهدا بازديد مينمايند و اردوهاي مختلف دانشجويي سازماندهي شده و در هويزه گرد هم ميآيند. اين موضوع و مفهوم و نوع رويكرد در طول سال در مشهد اين شهدا كه هويزه است، توليد ميشود و در اختيار دانشجويان و دانشآموزان قرار ميگيرد.