کد خبر: 628668
تاریخ انتشار: ۱۶ دی ۱۳۹۲ - ۲۱:۰۶
فرهاد نظريان ساماني

قاعده كلي جامعه‌شناسي سياسي اين است كه زندگي سياسي در هر كشوري به شيوه‌هاي گوناگون تحت تاثير شكاف‌هاي اجتماعي خاص آن كشور و نحوه صورت‌بندي آن شكاف‌ها قرار مي‌گيرد. تنوع جامعه‌شناسي سياسي كشورهاي گوناگون ناشي از نوع و شمار شكاف‌ها و نحوه صورت‌بندي يا تركيب آنهاست. اختلاف در علايق، نقطه آغازين بروز شكاف‌هاي سياسي است. در ايران گسست‌هاي مختلفي در طول سال‌هاي پس از انقلاب وجود داشته است كه بعضاً فعال و بعضاً غير‌فعال هستند. برخي در قطب‌بندي‌هاي گفتماني حائز اهميت هستند و برخي فاقد اهميت و تاثيرگذاري اجتماعي مي‌باشند.

گسستي كه در اواسط دهه 70 در جناح‌هاي داخلي نظام وجود داشت از يك تغيير گفتمان از اصول اوليه و اساسي انقلاب بود كه با عنوان شكاف خودي- غيرخودي مطرح شد. از سال 1375انسجام نيروهاي خط امام(ره) تا حدودي دچار يك گريز از مركز شد و بخشي از نخبگان درون نظام از اعتقادات قبلي مبني بر صف بندي با ليبرال‌ها و نهضت آزادي و ديگر گروه‌هاي غير ملتزم به ولايت فقيه و قانون اساسي دست كشيدند و با طرح شعار «ايران براي همه ايرانيان» اين پيام را منتقل كردند كه ورود به قدرت در نظام جمهوري اسلامي صرفاً به معتقدين اصيل و انقلابي نبايد ختم شود. متعاقب اين شعار و رفتارهاي ناشي از آن بحث خودي و غيرخودي به گفتمان اختلافي وارد شد. اما رفته رفته احزابي همچون مشاركت، مجاهدين انقلاب اسلامي و تا حدودي كارگزاران سازندگي بر فروپاشي صف بندي دهه اول انقلاب اصرار داشتند و اين رويه باعث مي‌شد هر روز نيروهاي مدعي انقلاب و اصل حاكميت با سوء‌ظن به ارتباطات و تعاملات در صفوف آخر جناح موسوم به دوم خرداد بنگرند. علاوه بر آن، نگاه به عرصه اجتماعي و فرهنگي نيز دچار شكاف شد و مسائلي مانند امر به معروف و نهي از منكر به چالش بين جناح‌هاي درون نظام انجاميد كه متعاقب همين شكاف، گسست‌هاي حقوقي نيز با استحاله مجلس براي تصويب برخي قوانين و مخالفت با تفاسير شوراي نگهبان به‌وجود آمد.

مسببان ايجاد چنين گسستي بين نيروهاي انقلاب، در سير حركتي خود بارها از طريق رويكردهاي مختلف همچون رويكرد شبكه‌اي و هم‌افزايي درصدد به چالش كشيدن حاكميت و نفوذ در لايه‌هاي قدرت نظام و تغيير تدريجي اصل انقلاب بودند. ماحصل اين اقدامات كه با هدف ايجاد بسيج اجتماعي قوي از طريق پويش عام و جنبش‌هاي خاص در سطوح لايه‌هاي جامعه انجام شد، اتفاقات سال 78 و فتنه 88 بود كه آشكارا اين موضوع در آن سال‌ها ملموس شده است.

پس از حوادث سال 88 كه رويكرد فوق در حفظ شكاف سياسي قديم جانانه توسط سران فتنه و با مشاركت بسياري از تئوريسين‌هاي جنگ‌هاي نرم و انقلاب‌هاي مخملي رخ داد، سطح آگاهي ملت از اوضاع سياسي و خطوط محافظت شده نظام بالاتر رفت و درك عميقي از اقدامات مخربانه و انقلاب‌زدايانه اين گروه را براي لايه‌هاي اجتماعي حاصل كرد. همين افزايش درك عمومي و حماسه 9دي 88 خود به تنهايي زلزله‌اي در بستر شكاف سياسي قديم كه عمدتاً اصولگرا- اصلاح‌طلب نيز خوانده مي‌شد، ايجاد كرد و به گونه‌اي گفتمان اصلاحات را با مرگ آني مواجه ساخت. اين مردگي و منفعل شدن گفتمان را در انتخابات نهم مجلس شوراي اسلامي سال 90 به عينه شاهد هستيم و اقبال عمومي تنها بعد از دو سال از حوادث 88، به سمت اصولگرايان چرخش يافت و بخش عظيمي از راه يافتگان به بهارستان را اصولگرايان تشكيل دادند. انتخابات رياست جمهوري 92 اما مرگ گفتماني را در همان رقابت‌ها مشخص كرد. آنجايي كه كانديداي اصلاحات با فشار از سوي هم حزبي‌هاي خود، مجبور به استعفا شد چراكه عدم اقبال عموم به اين كانديدا كه قطع بر يقين به خاطر گفتمان منفعل حزب و جريان منتسب به وي بود، اين ترس را بر بزرگان اصلاحات چيره ساخت كه ممكن است جامعه از مرگ گفتماني اصلاحات يقين كامل بيابد كه همين موضوع منجر به مخفي شدن اصلاح‌طلبان پشت سر كانديداي محتمل شد تا اين ننگ تاريخي هويدا نشود.

شايد در نگاه اول بخش قابل توجهي از آراي كانديداي منتخب به حساب اصلاح‌طلبان نوشته مي‌شود غافل از اينكه شعارهاي وي، از يك سو و عدم وحدت در اردوگاه رقيب از سوي ديگر موجبات كسب آراي بيشتر را فراهم كرد. چندماهي كه از روي كار آمدن دولت يازدهم مي‌گذرد كم كم مواضع دولت و انشقاق فكري- گفتماني دكتر روحاني با اصلاح‌طلبان اقتدارگرا و بعضاً فتنه‌گر به وفور مشخص مي‌شود. مهمترين وجه اختلاف روحاني با اصلاح‌طلبان در مواضع ايشان نسبت به فتنه 88 بود كه در آستانه يوم الله 9 دي امسال بيان شد كه موجي از انتقادات را از طرف اصلاح‌طلبان داخلي و اپوزيسيون خارجي به وجود آورد و به خاطر توجيه قضيه رئيس‌جمهور را به باد شديدترين انتقادات گرفتند. اصلاح‌طلبان داخلي و اپوزيسيون به فكر ابزار‌سازي از دولت يازدهم براي گرفتن امتيازات خاص بودند كه يكي از اهداف آنها رفع حصر سران فتنه بود كه با ريختن سناريو كه پيشتر بدان اشاره شد، در گرفتن اين امتياز بزرگ ذره‌اي كوتاه نمي‌آمدند تا اينكه مواضع روحاني آب پاكي بود كه بر سر و صورت اقتدارگرايان ريخته شد. موارد فوق به شكلي واضح از شكست شكاف مرسوم اصلاح‌طلب- اصول گرا در جامعه خبر مي‌دهد. تزلزل اين شكاف از انتخابات رياست جمهوري 84 آغاز شد و در انتخابات 88 و حوادث پيرامون آن مرگ جدي را تجربه كرد. امروز اما شكاف موجود در جامعه سياسي كشور بين نيروهاي معتقد و پايبند به اصول انقلاب آن هم از باب اختلاف در سلايق نه عقايد نشأت مي‌گيرد كه شايد همين امر از بركات حماسه نهم دي ماه سال 88 باشد كه امروز خود را در رقابت‌هاي درون گروهي نيروهاي وفادار نظام نشان داده است.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار