17 دي سالروز مرگ بزرگپهلوان، غلامرضا تختي است؛ مردي كه مچ پا گرفتن و مروت و اخلاق پهلوانياش حرف نداشت. اما با وجود تمام محاسن اخلاقي و ورزشي تختي، هميشه مچ پاي سينما لنگ ساخت فيلمي در خور شخصيت او بوده است؛ در واقع سينما نه تنها براي تختي بلكه هيچگاه براي پهلوانان ملي كشورمان به درستي آستين بالا نزده و با اقتباس از زندگي چهرههاي بزرگي چون پورياي ولي و زنده ياد تختي كمر به ساخت فيلمهايي كه به نظر ميرسد باب ميل و مورد پسند مخاطبان نيز باشد نبسته است.
پهلوانان و قهرمانان ورزشي و ملي كشورهاي مختلف همواره سوژهاي براي ساخت فيلمهاي سينمايي در سينماي هاليوود و ساير كشورهاي جهان بودهاند؛ تاريخچه سينماي امريكا مملو از فيلمهايي است كه درباره قهرمانان رشته بسكتبال ساخته شده است و سينماي كشورهاي جنوب شرقي آسيا نيز هميشه در ساخت فيلمهايي درباره قهرمانان رشتههاي رزمي خود سررشته داشتهاند.
در ايران كشتي، ورزشي ملي و باستاني محسوب ميشود، از اين حيث انتظار ميرود كه سينما نگاهي ويژه به قهرماناني داشته باشد كه در طول ساليان سال در دل اين ورزش رشد كرده و شهرت جهاني را براي ايران به ارمغان آوردهاند. با اين وجود و برخلاف انتظار و توقع، دستان سينماي ايران از فيلمهايي در اين ژانر تهي است.
ساخت فيلم درباره پهلوانان و قهرمانان ملي كشورمان در هر دورهاي به سدي بر خورده و به نتيجه چشمگيري نرسيده است. علي حاتمي در سال 1373 فيلم «جهان پهلوان تختي» را كليد زد. او در آن زمان به خاطر مشكلات مالي و اجرايي نتوانست ساخت دو پروژه بزرگ را به سرانجام برساند اما عزمش را براي ساخت فيلمي درباره زندگي مرحوم تختي جزم كرد و در اين راه جلب رضايت از خانواده تختي و حضور خسرو نظافت دوست در فيلم حاشيههايي را به همراه داشت. اما فيلم بالاخره با حضور عزتالله انتظامي و افسانه بايگان كليد خورد اما متأسفانه حاتمي در نيمههاي راه بيمار شد و اجل مهلت تمام كردن فيلم را به او نداد.
پس از حاتمي، بهروز افخمي پروژه سينمايي تختي را در دست گرفت و حاصل كار او چيزي متفاوت از اثر حاتمي از آب درآمد. بعد از فيلمي كه بايد آن را محصول سينماي افخمي دانست ديگر هيچ فيلمي درباره زندگي پهلوان تختي ساخته نشد و سينماي ايران اين سوژه بكر و ضمانت شده را به فراموشي سپرد.
سينماي پهلواني ايران در عصر حاضر كه جامعه نياز به شناخت هرچه بيشتر قهرمانان و پهلوانان ملي خود دارد، هنوز هم با طلسم موانع و مشكلات دست به گريبان است. پورياي ولي، قهرمان و پهلوان ملي ايران كه زندگي پر فرازش ميتواند مرامنامه اخلاق پهلواني جامعه ورزشي كشور باشد حتي به سوژه يك فيلم سينمايي هم تبديل نشده است و اگر در اين راه حتي عزم و نيتي به ساخت فيلم هم در كار بوده به دليل بروز موانع و مشكلات، نافرجام باقي مانده است. سالهاست كه مسعود جعفري جوزاني، ساخت فيلمي درباره پوريايولي را در سر دارد اما هر بار به دليل بروز مشكلاتي ساخت اين فيلم براي او در حد يك ايده باقي ميماند و به مرحله كليد خوردن پروژه نميرسد.
سينماي پهلواني ايران هنوز كه هنوز است اندرخم چالشهاي عجيب و غريب خود درگير است؛ سينماگران دغدغه رفتن به سراغ سوژههايي را دارند كه با سلايق مخاطبان نميخواند و ضرورتهاي كنوني جامعه را درك نميكند و در كنار اين كم توجهي، عدم حمايت دولت و مشكلات مالي جملگي موانعي هستند كه پشت اين ژانر سينمايي را به خاك ميمالند !