اعلام گذشت بيقيد و شرط پسر نوجوان از قاتل پدرش روند رسيدگي به پرونده را وارد مرحله تازهاي كرد.
به گزارش خبرنگار جوان آنلاين، اين پرونده روز گذشته در شعبه 74 دادگاه كيفري استان تهران رسيدگي شد. وقتي نماينده دادستان تهران در جايگاه قرار گرفت، كيفرخواست را توضيح داد. او گفت: متهم پرونده آرش نام دارد كه يك سال قبل شوهرخواهر سابقش را كه ايرج نام داشت با ضربات چاقو به قتل رسانده است. او بعد از وقوع حادثه از محل گريخت اما زماني كه قصد داشت در مجلس ختم مقتول حاضر شود، مأموران او را بازداشت كردند. نماينده دادستان ادامه داد: متهم در بازجوييها به جرم خودش اقرار داشته و برايش درخواست صدور مجازات قانوني دارم.
پس از آن پدر مقتول در جايگاه قرار گرفت و گفت از سوي خودش و نوه نوجوانش درخواست صدور حكم قصاص دارد. پدر مقتول برگهاي از پزشكي قانوني به دادگاه ارائه كرد كه براساس آن پسر مقتول داراي رشد عقلي كافي براي تصميمگيري نميباشد و بنابراين پدربزرگش به جاي او درخواست قصاص كرد.
پس از آن متهم در جايگاه قرار گرفت و اتهام قتل عمد و شرب خمر را انكار كرد. او گفت: درست است كه مقتول با ضربه چاقوي من كشته شد اما من اصلاً قصد كشتن او را نداشتم و در حالي كه خودم در معرض خطر قرار داشتم، مجبور شدم به او ضربه بزنم. متهم ادامه داد: مدتي قبل از حادثه ايرج و خواهرم از هم طلاق گرفتند و خواهرم به خانه ما آمد. اما ايرج مدام مزاحم خواهرم و پسرش ميشد و زماني كه ما در خانه نبوديم به آنجا ميآمد و ايجاد مزاحمت ميكرد. او گاهي هم مقابل خانهمان ميايستاد و با سروصدا مقابل همسايهها آبروريزي ميكرد. من بارها به او و خانوادهاش تذكر دادم و خواستم كه دست از رفتارش بردارد اما به حرفم توجه نميكرد. او هيچ سمت قانوني نداشت و كارهايش غيرقانوني بود اما به رفتار خودش ادامه ميداد.
متهم ادامه داد: روز حادثه ايرج دوباره مقابل خانه ما آمد و آبروريزي راه انداخت. وقتي از آنجا رفت به خانه پدرش رفتم تا با او حرف بزنم اما فهميدم كه خانهاش را عوض كرده به خاطر همين به خانه ايرج رفتم و نشاني خانه پدرش را گرفتم و به آنجا رفتم. وقتي در خانه را زدم با پدرش حرف زدم و گفتم كه پسرش مدام مزاحم خواهرم ميشود. او شش ماه قبل خواهرم را طلاق داده و رفتار او ديگر معنايي ندارد. در حالي كه مشغول حرف زدن بوديم ناگهان ايرج از خانه بيرون آمد و با چوبي كه داشت به من حمله كرد. پدرش چوب را از دست او گرفت و مانع شد. بعد هم خداحافظي كردم و راهي خانهمان شدم. لحظاتي بعد ديدم كه ايرج دارد به دنبالم ميآيد تا مرا بزند. كنار يك سطل زباله به من حمله كرد و ميخواست مرا بزند. همانجا مقداري پوست ميوه ريخته بود كه چشمم به يك چاقوي ميوهخوري افتاد. چاقو را برداشتم تا مانع حملات ايرج شوم و اصلا نفهميدم كه ضرباتم چطور به او برخورد كرد. وقتي زخمي شد و روي زمين افتاد، ترسيدم و فرار كرد.
متهم گفت: چند روز بعد وقتي فهميدم كه فوت شده ناراحت شدم و به مجلس ختم او رفتم اما مأموران مرا بازداشت كردند.
متهم درباره شرب خمر هم گفت: من اصلاً مشروب نخوردم و در اداره آگاهي متهماني كه بازداشت شده بودند اين حرف را به من ياد دادند براي اينكه بتوانم نجات پيدا كنم اما بعد متوجه شدم كه خودم را بيشتر گرفتار كردهام.
پس از آن يكي از قضات از پسر مقتول خواست كه خودش خواستهاش را مطرح كند. او گفت: من از متهم اعلام گذشت دارم و چيزي هم مطالبه ندارم. او ادامه داد: درست است كه پدرم فوت شده اما هيچ چيزي نميتواند او را به من برگرداند.
قاضي گفت: با اين كار تو، پدربزرگت مجبور به پرداخت 100 ميليون تومان براي اجراي حكم ميشود.
پسر نوجوان گفت: من با پدربزرگم مخالفتي ندارم و تنها به اين فكر ميكنم كه انتقام نميتواند پدرم را به من بازگرداند. پس از آن قضات وارد شور شدند و با توجه به اينكه پسرنوجوان بلوغ شرعي دارد و گواهي رشد هم براي مسائل مالي است، گذشت او قانوني و شرعي است.
هيئت قضات بعد از شنيدن آخرين دفاع متهم وارد شور شدند.