در پي ادامه جنگ داخلي در سودان جنوبي، سازمان ملل اعزام 5500 نيروي نظامي و 423 نيروي پليس ديگر به اين كشور را در دستور كار قرار داده است و علاوه بر آن، امريكا نيز به اعزام 250 تفنگدار خود به اين كشور اقدام كرده است تا به گفته مقامات امريكايي به خروج اتباع اين كشور كمك كنند. از حدود دو هفته پيش كه نخستين جرقه درگيريهاي داخلي در سودان جنوبي زده شد، خيلي از كشورهاي غربي بلافاصله از اتباع خود خواستند اين كشور را ترك كنند و اين نشان ميداد كه از ديد كشورهاي غربي درگيريهاي داخلي در سودان جنوبي به اين زودي خاتمه نخواهد يافت.
اين درگيريها دست كم دو جنبه قومي و سياسي دارد كه با يكديگر ممزوج شدهاند و همين مسئله موجب شده است جنگ قدرتي كه از چند ماه پيش بين سالواكر رئيسجمهور و ريك ماشار شروع شده بلافاصله جنبه اجتماعي بگيرد و به سراسر اين كشور نوپا گسترش يابد. سالواكر وابسته به دينكا بزرگترين قبيله سودان جنوبي است و اعضاي اين قبيله پستهاي كليدي را به ويژه در ارتش در اختيار دارند و قبايل ديگر به علت قدرتي كه اين قبيله دارد در اطراف آن جمع شدهاند، اما ريك مشار به قبيله نوير وابسته است كه دومين قبيله بزرگ در سودان جنوبي است. وي معتقد است كه نوير از دينكا بزرگتر است و شايستگي بيشتري براي به دست گرفتن حكومت سودان جنوبي دارد.
اعضاي قبيله نوير بر مناطق نفتخيز شمالي در سودان جنوبي تسلط و به جنگجويي شهرت دارند. اين دوستان ديروز، دشمنان امروز شدهاند و اختلافات آنها در درگيريهاي سياسي و نظامي و قبيلهاي تجلي يافته است و به اين شكل سودان جنوبي در مسيري حركت ميكند كه هر احتمالي را ميتوان براي آن متصور شد. در اين ميان چند عامل كشورهاي غربي را به تحرك واداشته است.
نخست ترس از تكرار فجايع انساني گذشته در سودان جنوبي است كه پيش از اين در مناطقي مانند رواندا و دارفور روي داده بود و هزاران انسان بيگناه را به كام مرگ كشانده بود. گرچه تاكنون آمار دقيقي از تلفات انساني درگيريهاي داخلي سودان جنوبي گزارش نشده است، اما با توجه به گستره درگيريها و تداوم بيوقفه آن در خلال چند روز گذشته احتمال اينكه اين جنگ هزاران كشته و زخمي و دهها و بلكه صدها هزار آواره به همراه داشته باشد، وجود دارد.
اما با اين حال به نظر ميرسد آنچه كشورهاي غربي را از جنگ جاري بين دو گروه رقيب در سودان جنوبي نگران كرده، عواقب انساني ناشي از آن نيست، بلكه تضعيف نقش و جايگاهي است كه بنا بود سودان جنوبي براي اين كشورها و همچنين رژيم صهيونيستي در اين منطقه بازي بكند. در واقع ايفاي همين نقش بود كه باعث تجزيه سودان به عنوان بزرگترين كشور اسلامي و تولد سودان جنوبي شد. اين كشور نوپاي 11 ميليوني جدا از اينكه اهرمي براي كنترل سياستهاي سودان و مصر ميباشد، براساس گزارش شركت «بريتيش پتروليوم» بيش از 90 درصد توليد و ذخيره نفت سودان را در اختيار دارد و اين منطقه بعد از آنگولا و نيجريه بيشترين توليد نفت را در قاره سياه به خود اختصاص داده است.
گفتني است كه كشف لايههايي از منيزيم، اورانيوم و مس در اين منطقه حساس، كشورهاي غربي را به بهرهبرداري از اين منابع اميدوار كرد، اما بيش از همه رژيم صهيونيستي براي دستيابي به اين منابع اميدوار است. در اينجاست كه سودان جنوبي در معادلات و رقابتهاي كلاني كه بين كشورهاي غربي و قدرتهاي نوظهور اقتصادي و در رأس آنها چين براي تقويت نقش و نفوذ خود در قاره سياه درجريان است، اهميت پيدا ميكند و در چنين وضعيتي ادامه درگيريهاي داخلي در سودان جنوبي ميتواند به تضعيف موقعيت آنها بينجامد.
از اين رو هرچند درگيريهاي داخلي سودان ممكن است براي كشورهاي غربي خوشايند نباشد، چراكه هدف نهايي آنها از تجزيه سودان و تشكيل سودان جنوبي تقويت آن در برابر سودان است، اما نكته قابل تامل و سؤال برانگيز در اين ميان اين است كه بعد از هر درگيري داخلي در كشورهاي آفريقايي، بلافاصله مداخلات كشورهاي غربي و در رأس آن فرانسه بيشتر شده است و بر همين اساس احتمال دارد درگيريهاي داخلي در سودان جنوبي بستري براي دخالت بيشتر غرب و بهره برداري از ذخاير نفتي اين كشور باشد كه هنوز معلق مانده است.
به عبارت ديگر، اگر درگيريهاي داخلي در كشورهايي مانند مالي و آفريقاي مركزي به تقويت حضور نظامي فرانسه انجاميد، اما گويا بناست درگيريهاي داخلي در سودان جنوبي به محملي براي تقويت حضور نظامي امريكا تبديل شود كه اين از نوعي تقسيم نقش و منافع جديد غرب در آفريقا حكايت دارد. از اين ديد بعد از تحقق اهداف نظامي و نفتي امريكا در سودان جنوبي به احتمال زياد درگيريهاي جاري در سودان جنوبي فروكش خواهد كرد.