آموزش قرآن در مدارس پيوسته مورد نقد جامعه قرآني قرار دارد، به طوري كه برخي از فعالان قرآني از نحوه آموزشهاي قرآن در مدارس گلايهمند هستند و دليل ناكارآمدي و عدم تربيت قرآني در جامعه را مدارس ميدانند اما مسئولان آموزش و پرورش معتقدند وظيفه آموزش و پرورش آموزشهاي تخصصي قرآن نيست و بايد به تحقق اهداف آموزش عمومي قرآن طبق رويكردها و مباني كه در اسناد بالادستي آمده بپردازد تا همه دانشآموزان بتوانند از اين حق آموزش به صورت يكسان بهره ببرند.
تصور جامعه قرآني از آموزش قرآن در مدارس، آموزشهاي تخصصي قرآن است، در صورتي كه وظيفه اصلي آموزش و پرورش در آموزش قرآن تحقق سياستهاي ابلاغي مقام معظم رهبري و اهداف سند تحول بنيادين و همچنين سند برنامه درسي ملي است. وظيفه آموزش و پرورش ايجاد زمينهاي براي كسب حداقل سواد قرآني همه دانشآموزان است.
سه سند بر تحقق فرهنگ و سواد قرآني دانشآموزان تأكيد دارد، يعني آموزش و پرورش مكلف به افزايش توانمنديهاي قرآني عمومي افراد است، نه اينكه در حوزههاي تخصصي قرآن ورود پيدا كند. هدف اصلي آموزش و پرورش تحقق سواد قرآني در دانشآموزان است. منظور از سواد قرآني، كسب حداقل دانش و مهارت پايه از آموزش قرآن است كه هر شهروند مسلمان ايراني بايد از آن برخوردار باشد؛ به زبان عاميانه كف يادگيري قرآن. كسب مهارت خواندن اولـين و مهمترين ركن از اركان آموزش قرآن است. خواندن قرآن در مدارس به معناي قرائت قرآن با رعايت فنون چهارگانه قرآن يعني تجويد، صوت و لحن، وقف و ابتدا نيست بلكه منظور فقط صحيحخواني آيات قرآن كريم است. برخي افراد فكر ميكنند كه در مدارس بايد به آموزشهاي تخصصي همچون آموزش هنر قرائت يا حفظ قرآن كريم به همه دانشآموزان ارائه شود در حالي كه اين تصور نادرستي است چراكه همه دانشآموزان استعداد، علاقه و پشتكار لازم را براي فراگيري اين فنون ندارند و در اسناد بالادستي هم به اين امور اشاره نشده است.
وظيفه آموزش و پرورش تربيت مهندس، پزشك يا حافظ و قاري قرآن نيست
اين نگاه كه تمامي دانشآموزان بايد در آموزش و پرورش حافظ و قاري قرآن شوند، تصوري اشتباه است، براي يادگيري هر رشته و هنري حداقل 4 مؤلفه لازم و ضروري است؛ استعداد، علاقه، انگيزه و پشتكار. اگر كسي استعداد حافظ يا قاري شدن را نداشته باشد، يعني به اصطلاح علمي هوش موسيقايي يا هوش فضايي نداشته باشد هر چقدر هم ما در اين رابطه هزينه كنيم، علاوه بر اتلاف بودجه و فشار بر افراد، حق عمومي مردم را ضايع كردهايم.
انتظاراتي كه برخي از افراد از آموزش و پرورش دارند، درست نيست. آموزش و پرورش وظيفه تربيت مهندس، پزشك، حافظ يا قاري قرآن را ندارد بلكه وظيفه آموزش و پرورش، آموزش حداقلهاي دانش و مهارتهاي قرآني و هموار ساختن مسير براي پيشرفت علاقهمندان به علوم قرآني است. به طور مثال، ما در آموزش و پرورش همانطور كه مسئول آموزش سواد رياضي، سواد اجتماعي، سواد بهداشتي يا سواد كامپيوتر هستيم، مسئول آموزش سواد قرآني هم هستيم. بنابراين آموزش و پرورش بايد با توجه به اسناد و اهداف بالادستي مورد نقد قرار گيرد.
وجود واحد روخواني قرآن در دانشگاهها نشان از ضعف نظام آموزشي است
هماكنون در دانشگاهها واحدي با عنوان «روخواني قرآن» تدريس ميشود، در حالي كه آموزش روخواني قرآن وظيفه مدارس است و دانشآموزان بايد در پايان سوم ابتدايي به روخواني قرآن كريم مسلط شده باشند. تدريس روخواني قرآن وظيفه آموزش و پرورش در پايه سوم ابتدايي است و آموزش و تدريس آن در دانشگاه بر خلاف عقل و منطق و همچنين نشان از يك ضعف اساسي نظام آموزشي كشور است. اگر دانشآموزي در دوره ابتدايي توانايي خواندن قرآن را نداشته باشد بايد وزارت آموزش و پرورش پاسخگو باشد.
تربيت 10 ميليون حافظ قرآن
آموزش و پرورش موظف به اجراي بند 4- 4 سياستهاي ابلاغي مقام معظم رهبري در رابطه با آموزش و پرورش است، نه اينكه موضوع تربيت 10 ميليون حافظ قرآن را جبراً محور برنامههاي خود قرار دهد. هدف اصلي آموزش و پرورش، آموزش مقدماتي حفظ يعني حفظ نسبي برخي از سورههاي كوچك، پيامها و عبارتهاي قرآني مشهور قرآن است و نبايد از آموزش و پرورش توقع داشت كه 10 ميليون حافظ قرآن تربيت كند چراكه تحقق اين امر بدون برنامهريزي دقيق و كارشناسانه غيرممكن است.
بند 4-4 سياست ابلاغي مقام معظم رهبري در رابطه با انس دانشآموزان با قرآن كريم و آشنايي با فرهنگ و سواد قرآني و همچنين آموزش روخواني، روانخواني و مفاهيم قرآني است و آموزش و پرورش بايد سعي در تحقق اين اهداف داشته باشد زيرا به طور حتم در آينده نزديك مقام معظم رهبري و اسناد بالادستي اين اهداف را از آموزش و پرورش مطالبه خواهند كرد و نه تربيت 10 ميليون حافظ قرآن را.
جايگاه هدفگذاري و برنامهريزي
در آموزش قرآن
وزارت آموزش و پرورش در حوزه برنامهريزي، سياستگذاري، تدوين اسناد و تهيه كتابهاي درسي، نمره كامل و امتياز خوبي دارد اما در حوزه اجرا قسمتهايي كه بايد براي رسيدن به اين اهداف تلاش كنند، ضعيف عمل كردهاند.
براي اجراي هر طرح و برنامهاي بايد از شوراي عالي آموزش و پرورش مجوز گرفته شود تا قابليت اجرا داشته باشد. در صورتي كه اين امر عملاً محقق نميشود و استانها، مناطق و مدارس بدون هماهنگي فعاليتهاي فوق برنامه و غيرضروري كه وظيفه آموزش و پرورش نيست را اجرايي و هزينههاي زيادي را تحميل ميكنند. بنا براين نبايد در ساعات درس قرآن مدارس به انجام فعاليتهاي ديگر پرداخته شود.
درس آموزش قرآن دوره ابتدايي چه در مدارس دولتي و چه در ساير مدارس، بايد توسط معلم پايه تعليم شود و طبق قانون تنها آموزگار پايه بايد به آموزش قرآن در مقاطع ابتدايي بپردازد. در دوره ابتدايي، آموزش تخصصي وجود ندارد بلكه ايجاد ارتباط عاطفي با دانشآموزان و آموزش مهارتهاي اوليه و در نهايت تحقق تربيت اسلامي مورد نظر است. در اين دوره، اهداف عمومي و پايه پيگيري ميشود در حالي كه در پايههاي بالاتر، موضوعات كمي تخصصيتر شده و از دبيران درسي كه به درس مورد نظر تسلط دارند، استفاده ميشود. اگر در دوران ابتدايي آموزش قرآن را از آموزگار پايه بگيريم، فرهنگ سكولار را ترويج كردهايم، يعني ما آموزگار را از قرآن و معنويت آن دور ميكنيم كه اين نگاه با سند تحول بنيادين و شكوفايي فطرت انساني و اسلامي كه هدف اصلي برنامههاي درسي است، در تضاد است.
آموزگاران پايه، فارغالتحصيل تربيت معلم هستند و دوره آموزشهاي علوم، فارسي، رياضي و قرآن گذراندهاند و تعهد دارند كه قرآن را نيز همچون ساير دروس به مدت 30 سال تدريس كنند.
* كارشناس آموزش قرآن دفتر برنامهريزي و تأليف كتب درسي / مؤلف كتابهاي درسي آموزش قرآن دوره ابتدايي