
حجتالاسلام اسماعيل گندمكار دكتراي فرهنگ و اديان از دانشگاه جورج آگوس گوتينگن آلمان، نويسنده و محقق، مدرس حوزه و دانشگاه، آشنا با 10 حوزه موسيقايي و نماينده ايران در سمينارهاي جهاني گفتوگوي اديان است كه به زبانهاي آلماني، انگليسي، فرانسه، روسي، كردي به 10 لهجه، عربي، اردو و سانسكريت تسلط دارد. وي همچنين كارشناس در حوزه ايرانشناسي و باستانشناسي به عنوان كارشناس ديني در سطح بينالمللي فعاليت مستمر دارد.
با توجه به شناختي كه نسبت به فضاي علمي وديني غرب داريد، رشد اسلامخواهي را چگونه ارزيابي ميكنيد؟
وضعيت اسلامخواهي بهخصوص در شيعيان از لحاظ جمعيتي رو به تزايد است. اخيرا سايت مجمع جهاني اهل بيت اعلام كرد جمعيت مسلمانان بالغ بر 2ميليارد نفر است هرچند بعضي جمعيت را 5/1ميليارد دانستهاند اما اين آمار ناقص است. روشنگري اسلامي در قرن حاضر روبه تزايد است و موج اسلامگرايي بالاست اين آمار مربوط به 10 سال قبل است، اما با توجه به اسلام فوبيا درغرب و شيعه فوبيا در كشورهاي اسلامي باز جمعيت مسلمانان رو به رشد بوده و ميل به اسلامگرايي بالاست.
نقش ايران بهعنوان مركز ثقل اسلام، در بحث ترويج اسلامگرايي چقدراست؟
ايران در بحث ترويج اسلام و مذهب اهل بيت نقشي تاريخي دارد كه در كتاب «خدمات متقابل ايران و اسلام» نوشته مطهري هم قيد شده است. قبل از انقلاب آيتالله بروجردي اولين مسجد و فضاي اسلامي آلمان را راهاندازي كرد. مركز اسلامي در هامبورگ هم در بهترين نقطه آنجاست. بعدها علمايي چون شهيد بهشتي آن را هدايت كردند بعد از انقلاب هم فكر جهاني امام باعث توسعه اين فعاليتها شد. بعد از ايشان هم مقام معظم رهبري شخصيتمحوري توسعه اسلامي در جهان هستند. تأسيس نمايندگيهاي اسلامي، مساجد و تقويت آنها، اعزام مبلغان و... بهنظرم فعاليتهاي خوبي در توسعه اسلام داشتهايم.
جنابعالي بهعنوان تنها نماينده جمهوري اسلامي در سمينارهاي گفتوگوي اديان، چه فعاليتهايي را انجام ميدهيد؟
جلسات متعددي با خالد عكاشه نماينده واتيكان داشتيم و در بلاروس، اوكراين، فرانسه، آلمان و... مناظراتي برپا كرديم. مناظره چهارساعته با نمايندگان واتيكان و نمايندگان 30 كشور برگزار نموديم. در مينسك بلاروس حاضر بودم و در دفاع از شعارهاي اسلامي نظام صحبتهايي كردم كه براي آنها اعجاببرانگيز بود. چون در حوزه ايرانشناسي و شناخت اقوام تحصيلات دارم و در مباحث فلسفي و موسيقي مطلع هستم. در شبكههاي اروپايي حاضر شدهام تا هرگونه بحث و مناظره پيرامون اسلام و ايران را پاسخگو باشم. من مخاطبانم را از مراكز دانشگاهي و انديشمندان اروپايي انتخاب كردهام.
اين گستردگي فعاليت روحانيت تا چه اندازه لازم است؟
خيلي زياد، زيرا بايد بتوانيم درمقابل مخالفان اسلام و چالشهايي كه ايجاد ميكنند، قدرت بحث و دفاع منطقي داشته باشيم. براي مثال بنده با 10 رشته موسيقي آشنايي دارم و كار ميكنم تا بتوانم با طيفي از اين دست و شبهاتي كه دارند مناظره داشته باشم. صراط مستقيم با صراط تصوف و صراط فلسفه غرب جداست بلكه صراط اهلبيت است. روحانيت بايد مخاطب خود را تعريف كند كه عام است يا خاص. مراكز آكادميك غرب نياز به توجه حوزههاي علميه ما دارند روحانيون بايد با پروفسورهاي اروپا و امريكا مرتبط شوند. وقتي به عنوان يك پروفسور رشته فرهنگ تاريخ اديان ايرانباستان از دانشگاه گوتينگن با دانشمنداني مانند پروفسور ژان دونيگ مباحثه ميكنم برايشان جالب است كه يك روحاني شيعه به اين حوزهها ورود پيدا كرده و شناخت دارد.
فعاليت در لسان قوم چقدر در كارايي تبليغ مؤثر است؟
خيلي مهم است. وقتي در شبكههاي تلويزيوني به 10 لهجه كردستاني صحبت ميكنم براي مخاطب جالب است. در قونيه بهعنوان عضو كنگره جهاني مولوي و هيئت رئيسه كنگره حضور دارم. وقتي درباره شمسشناسي و مولاناشناسي حرف ميزنم مخاطب استقبال ميكند. امروز روحانيت بايد در حوزههاي مختلف حضور و بروز داشته باشد. بحث موسيقي، فيلم، تئاتر و ورزش همه مسائلي است كه بايد شناخت. شخصاً در چند كنگره درباره ورزش هم سخنراني داشتم.
اين بهروز بودن حوزه علميه اهميت دارد تا به ساير حوزههاي هنري وعلمي هم ورود داشته باشند. راجع به اين مسئله كمي برايمان بفرماييد.
برنامهريزي حوزهها غلط است و اغلب سرمايههاي خود را نميشناسند. تا به حال حوزه علميه به من زنگ نزده تا جلسهاي داشته باشيم زيرا تجاربي دارم كه بايد در حوزهها به كار برده شود. قبل از سفرم به آلمان خدمت مرحوم آيتالله بهجت رسيدم گفتم آقا من عازم آلمان هستم چه كاركنم؟ ايشان فرمود: از برهان محكم استفاده كن و هميشه حرف ايشان در ذهنم بود و خيليها هم با همين برهان مسلمان شدند مانند گوته رئيس يكي از بيمارستانهاي شهر هانوفر آلمان. روزي با يك خانم افغاني كه شيعه هم بود پيش من آمدند خواستند به عقد هم دربيايند. گفتم حرام است چون شما مسيحي هستيد. گفت حالا راهش چيست؟ من به شوخي گفتم كچل! ميخواهيد وارد اسلام شويد تا اين خانم را به همسري بگيريد. خنديد و گفت، نه ميخواهم حقيقت را بفهمم. بعد چند جلسه بحث كرديم كه حدود 20ساعت طول كشيد و با علاقه مسلمان شد. طلبههاي ما بايد فلسفه بدانند تا در مباحثهها موفق باشند، بعضي معتقدند فلسفه حرام است در صورتيكه فلسفه ابزاري است در علم كلام تا بتوان با آن از عقايد شيعي، قرآن و اهلبيت دفاع كرد.
بعضاً گفته ميشود وهابيت در امرتبليغ نسبت به ما پيشتاز است، نظر شما چيست؟
اتفاقاً مخالف اين مسئله هستم چون ما نسبتاً خيلي جلو هستيم. وهابيت دربعضي جاها حضور كمرنگي دارند ما در هر شهري مسجد داريم كه در ايام محرم جمعيت زيادي شركت ميكنند.
آيا توانستهايم زيبايي اسلام را به جهانيان نشان بدهيم؟
بايد مفهوم زيبايي اسلام كالبدشكافي شود. دشمن برعكس تبليغ كرده كه اسلام دين تروريسم است. جورج بوش قرآن را كتاب ترور معرفي كرده است. زمان رياست جمهوري بوش، سميناري درشهر مينز بود. گفتم به آقاي بوش سلام ميكنم. گفتند چرا؟ گفتم يك كتاب آسماني داريم كه ما را محدود كرده است و در آن آمده هرجا با نادانان برخورد كرديد با آنها با سلام روبهرو شويد، من هم امروز به آقاي بوش سلام كردم چون نادان است، نادان نسبت به رشته اديان اسلامشناس و قرآن است.
در بحث بيداري اسلامي تا چه حد موفق بودهايم؟
بحث بيداري اسلامي متأثر از ولايت فقيه در ايران است. شخصيت امام و مقام معظم رهبري باعث حركتهاي اسلامي بودهاند. مقالهاي در مورد ولايتفقيه سالها قبل چاپ كردهام و توضيح دادهام كه همه مسلمانان (شيعه و سني) ولايت فقيه را قبول دارند؛ البته اين ادعاي شخصي است. امروز سنيهاي كشور جايگاه ولايت فقيه را بهعنوان رهبري قبول دارند. ما دخالت مستقيم در بحث بيداري اسلامي نداريم ولي اثرگذاري داريم. در كارگروه بينالمللي امداد در آفريقا هم توضيح دادم كه ما دخالت نداريم بلكه راهبرد و مشاوره ميدهيم. مديريت ما براساس كشورگشايي نيست، دلگشايي و ذهنگشايي داريم. روزي بهعنوان يك مسلمان در كليساي هانوفر آلمان براي بازديد رفتيم. هفت ماكت به ديوار زده بودند. گفتم اينها چيست؟ كشيش گفت اين هفت مورد است كه طبق كتاب مقدس ما در قيامت از فرد بازخواست ميشود. مسلمانان با ديدن آن متحير مانده بودند. براي همين سريع گفتم ما هم اينها را داريم اتفاقاً دو چيز بيشتر داريم؛ يكي در قيامت ميپرسند جواني خود را در چه راهي صرف كردي؟ و دوم علمي كه بلد بودي چرا به ديگران ياد ندادي؟ اين تكامل دين اسلام است.
لزوم طلبههاي خواهر را در عرصه بينالمللي چقدر مهم ميدانيد؟
به اين گروه مبلغ اسلامي خيلي نياز داريم يعني روحاني خانم مسلط به زبان و خوشاخلاق تا بتواند زنان اروپايي و امريكايي را جذب كند.
شما خانم پروفسور «آن مري شيمل» را ميشناسيد، آيا شيعه شده بود؟
مسلمان شيعه بود وكتاب محمد رسولالله از اوست. (زماني كه سلمان رشدي به ساحت پيامبراهانت كرد) پديدارشناسي آيات وحي، شكوه شمس و... را نوشته بود. گفته ميشود حجابش را رعايت نميكرد در حالي كه وقتي كسي شهادتين گفت مسلمان است. در برخي سمينارها حجاب داشت. زماني در دانشگاه تهران دانشجويي پرسيد خانم شيمل، آيا مسلمان شدهايد؟ گفت اگر معناي اسلام آن است كه تسليم خدا باشيم همه ما انسانها از روزي كه زاده شديم تا روزي كه به خاك ميرويم اسلامزاده هستيم. در كتابهايش علاقه به پيامبر و اسلام وجود دارد. او به زيارت امام حسين(ع)، كاظمين و مشهد هم رفته است. اين ارتباطات دال بر شيعه بودن اوست. وصيتش اين بوده كه بر جنازه من قرآن بخوانيد. مرحوم حاج شيخ علي دواني تعريف ميكرد: براي او نماز خواندم و440 نفر مرد مسلمان پاكستاني بر جنازه او نماز گزاردند.
به نظر شما علت غربت پروفسوري چون فلاطوري در ايران چيست؟
او مجتهد شيعي و فيلسوف بود. آثارش را چاپ كردم. شاگرد مرحوم علامه خويي و بزرگان حوزه قم و نجف بود و در آلمان و برلين نقش مؤثري داشت. اولين كسي كه ديالوگ اديان در اروپا را به شكل رسمي پيگيري كرد او بود. متأسفانه از مركز اسلامي هامبورگ گلايه دارم به خاطر اينكه آكادميك عملاً تعطيل شده و بايد احيا شود. تقاضايي به مركز شينگن دادم تا مجوز بنياد آموزش و پژوهش اديان بزرگ در 30 كشور داده شود كه ما در راستاي منشور گفتوگوي اديان مجوز بگيريم تا طبق قوانين آنها منهاي مسائل سياسي، كار اعتقادي، علمي و فرهنگي انجام شود.
از كارهاي پروفسور فلاطوري اين بود كه كتابهاي درسي اروپاييها را كه ذهنيت منفي به اسلام داشتند عوض كردند، درست است؟
فلاطوري كارهاي خود را از طريق آكادمي انجام ميداد. وقتي كسي در آلمان بنيادي داشته باشد از طريق آن عمل ميكند. او نظارت بركتب درسي نداشت، بلكه تصحيح ميكرد. بعد از پروفسور فلاطوري دوجاي ديگر مركز بزرگ اسلامي هامبورگ و رايزني فرهنگي ما در برلين اين كار را پيگيري ميكنند.
چيزي كه در ديالوگ اديان پيش ميآيد اين است كه هر كدام خودشان را كامل ميدانند، چطور ميتوان اديان را به هم نزديك كرد؟
مسائل براساس مراتب است. يهود تبليغ ندارد چون جذب ندارد و ارثي است. پيشبيني شده تا 10 سال آينده جمعيت مسلمانان بيشتر ازهمه باشد. ما اصل خاتميت داريم كه مسيحيت و يهوديت فاقد آن هستند. طبق اسناد تاريخي پيامبر ما آخرين پيامبر است. اگر موسي كافي بود عيسي نميآمد اين ادلهاي است كه مسيحيان در مناظره باز ميمانند. پيامبر اسلام بعد ازعيسي آمد چون كاملتر است. اين منطق ماست كه با استدلال تاريخي و در نگاه تطبيقي به اين اصل اعتقاد داريم. شرط ايمان اسلامي، قبول همه پيامبران و پيامبر ما خاتم در رسالت است. كتاب مسيحيت و يهوديت تحريف شده ولي قرآن تحريف نشده است. مسلمانان يك قرآن ثابت دارند. درقرآن خدا ميفرمايد اين كتاب ذكر است خود ما نازل كرديم و خود ما حافظ آن خواهيم بود در هيچ كتاب ديگري خدا اين را بيان كرده است.
بعضي از رسانهها گفتهاند آلمان تا سال2050 يك كشور شيعي ميشود، نظر شما چيست؟
خوشبينانه است ولي خيلي فاصله داريم. حضور مساجد مسلمانان شيعه وسني از مليتهاي مختلف در آلمان خيلي محسوس است و بحث اسلام فوبيا كه مطرح شده توسط خود اروپاييها كه به اسلام اشراف وعلاقه دارند ازبين خواهد رفت ومظلوميتي كه پيامبر را در برگرفته برطرف خواهد شد. پيامبر معصوم و يك انسان ملكوتي است. ما در گفتوگوي اديان اصل دوستي داريم كه براساس هدايت، تبشير و نجاتبخشي مردم است. دراين مباني وحدت داريم بايد با اسلام، مسيحيت ويهود صف واحد در مقابل صهيونيسم و سكولاريسم تشكيل بدهيم زيرا سكولاريسم تمام اديان را تهديد ميكند و دشمن مشترك تمام اديان است.