دو ابزار همواره دستاويزي بوده است تا غرب از رهگذر آن فشار سياسي خود را بر ايران فزوني بخشد. اين روند به ويژه در سالهاي اخير كه مقوله هستهاي در دستور كار كشورهاي غربي قرار گرفته، از شتاب بيشتري برخوردار شده است تا آنجا كه دو مبحث هستهاي و حقوق بشر همچون توپ پينگپنگ بين ايران و غرب همواره در گردش بوده است.
صدور قطعنامههاي متعدد در سالهاي اخير گواه بر روند مذكور است و اكنون كه به ظاهر سايه سنگين قطعنامههاي هستهاي از سر ملت ايران كوتاه شده است باز اين ابزار حقوق بشري است كه قرار است خلأ قطعنامههاي هستهاي را براي پازل غرب تكميل كند. هرچند آخرين قطعنامه حقوق بشر مجمع عمومي سازمان ملل از شكنندگي زيادي برخوردار بود، ولي نبايد فراموش كرد كه با وجود اين شكنندگي، باز اين دل ملت ايران است كه نامهربانيها و تبعيضهاي غيرانساني دنياي غرب آن را آزردهخاطر كرده است.
شايد به ظاهر اين اقدام مجمع عمومي سازمان ملل را برخي نوعي اقدام شكننده تعداد كمتري از 190 كشور عضو سازمان ملل بدانند و خوشحال از آن باشند كه مثلاً تعداد زيادي از كشورها با رأي ممتنع خود، عدم رضايت از تصويب قطعنامه حقوق بشري عليه ايران را اعلام كردند، ولي نبايد فراموش كنيم كه آنچه اتفاق افتاد، تصويب يك قطعنامه بود و باز به درستي ميدانيم كه تصويب اين قطعنامه در طول سي و اندي سال از عمر انقلاب اسلامي همواره وجود داشته و ذرهاي بر اراده ملت ايران از راهي كه برگزيده، خلل وارد نكرده است.
اما اين انتظار را نيز نداشتيم در شرايطي كه دولت تدبير تمام هم خويش را بر آن قرار داده تا با گفتار و رفتار خويش اعتمادسازي را به حد اعلاي خود برساند و برخي اقدامات و رفتارهاي سخيف طرف غربي را بيپاسخ بگذارد تا كوچكترين خدشهاي بر اين اعتمادسازي وارد نشود، بار ديگر چنين قطعنامهاي آن هم با ابزار دروغين حقوق بشري عليه ايران اسلامي صادر شود. مهم نيست كه اين بار تنها 85 رأي مثبت به اين قطعنامه داده شد و بيشترين تعداد در رديف بيتفاوتها يا ممتنعهاي اين قطعنامه قرار گرفت، مهم اين است كه كشورهاي غربي به ويژه امريكا، مدعي وضع قواعدي در جهت رعايت حيثيت انساني و حقوق بشري هستند كه اين قواعد، بدون توجه به ارزشهاي حاكم بر ساير جوامع به ويژه ارزشهاي حاكم در ايران اسلامي، وضع شده و مبناي قضاوت در مجامع بينالمللي قرار گرفته است و اين همان نگراني است كه در تنظيم توافقنامهها و قواعد حاكم بين كشورها در بخشهاي ديگر نيز از سوي دنياي غرب به ويژه امريكا شاهد هستيم و كشورهاي رأي دهنده آن را مبناي عمل خويش قرار ميدهند.
غرب اصرار دارد كه همه ملل و جوامع، قواعد مزبور را بپذيرند و در صورت عدم مطابقت رفتار دولتها براساس اين قواعد، آن كشورها ناقض حقوق بشر تلقي ميشوند. كشورهاي مدعي حقوق بشر، به درستي ميدانند كه اصولي چون كرامت انسان، آزادي، مساوات، برخورداري از امنيت و دفاع مشروع، تأمين حقوق اجتماعي، تعليم و تربيت، نفي اكراه و اجبار از حقوق زن، كودك و محرومان جامعه، احترام به مالكيت، رعايت عدالت اجتماعي و ديگر مفاهيم حقوق انساني و طبيعي، فطري و قراردادي انسان از جمله مقولههاي حقوقي و سياسي مندرج در فقه و تاريخ اسلام ميباشد كه به طور مفصل و معقول، قبل از حقوق بشر شهرت يافته امروزي در غرب كه دستاويز قدرتهاي سلطه قرار گرفته است، مورد توجه و بحث در مكتب اسلام و جمهوري اسلامي بوده است.
با توجه به اين مفاهيم بلند در مكتب اسلام و جمهوري اسلامي است كه هرگونه صدور قطعنامه ضدحقوق بشري عليه ايران بايد با واكنش تند مسئولان ايراني مواجه گردد نه آنكه با خوشحالي زايدالوصف توجيهگر اين رفتار غلط باشيم كه مثلاً در قطعنامههاي گذشته حقوق بشري، فلان تعداد رأي به قطعنامهها ميدادند و اكنون اين توفيق حاصل شده كه تنها 85 كشور موافقت خود را با قطعنامه جديد اعلام كردهاند.
نمايندگاني كه با دعوت از هيئت پارلماني اروپا و بيتوجه به شرط و شروطگذاري آنها زمينهساز ديدار هيئت اروپايي با اصحاب فتنه بودند، بايد هم انتظار داشته باشند قطعنامههاي حقوق بشري از نوع قطعنامهاي كه چهارشنبه گذشته عليه ايران در مجمع عمومي صادر شد، باز هم صادر شود. درست است كه مجلس نهم هيچگاه به دنبال تكرار رفتار مجلس ششم نبوده است و همچون مجلس ششم اصلاحات كه از نماينده حقوق بشر سازمان ملل رسماً دعوت كرده بود تا بيايد از وضعيت تحصن نمايندگان و.. گزارش تهيه كرده و با ارائه آن به سازمان ملل قطعنامه حقوق بشري عليه ايران صادر نمايد اما مجلس نهم هم نبايد با برخي رفتارهاي نسنجيده خود، زمينه چنان اقداماتي را فراهم نمايد، چرا كه نتيجه عمل مهم است كه چه بسا ناخواسته با رفتارهاي غلط، نتايج دلخواه دنياي غرب حاصل گردد.
اين نكته هيچگاه نبايد فراموش شود اگر قرار است براي اعتمادسازي به غرب به هر ابزاري متوسل گرديده و در مذاكرات هستهاي دست پايين را بگيريم تا 1+5 به عنوان نمايندگان قدرتهاي بزرگ بپذيرند كه ايران در فضاي جديدي وارد مذاكره با آنها شده است، حداقل آنها نيز بايد از صدور چنين قطعنامههاي غيراخلاقي و غيرمتعهدانه خودداري ميكردند.