
ساخت «خط لوله تاپي» كه قرار است منابع انرژي خزر به ويژه تركمنستان را از طريق افغانستان به هند و پاكستان برساند مدتي است با حمايت امريكا در دستور كار قرار گرفته و اخيرا بر اجراي هرچه سريعتر آن تأكيد و توافقنامه آن نهايي شده است.
تاپي اگر چه در ظاهر با توجيه اقتصادي و با فشار كاخ سفيد به مرحله اجرا نزديك شده اما در واقع اين طرح جايگزيني براي احداث «خط لوله صلح» براي انتقال گاز ايران به پاكستان و هند بوده و بيشتر از آنكه توجيه اقتصادي داشته باشد بازتابدهنده نگراني امريكا از افزايش حوزه نفوذ ايران و افزايش نقش محوري ايران در منطقه است.
پروژه خط لوله تاپي ۱۷ سال پيش مطرح شد و سرانجام پس از سالها، موافقتنامه نهايي آن اوايل ماه جاري توسط افغانستان، پاكستان، تركمنستان و هند امضا شد. اين خط لوله هزار و ۷۸۰ كيلومتري قرار است گاز «غالقينيش» (يولاتان سابق) در دولتآباد تركمنستان در سواحل درياي خزر را با عبور از غرب و مناطق جنوبي افغانستان از ولايتهاي هلمند، هرات و قندهار به مولتان و كويته در منطقه بلوچستان پاكستان و از آن جا به پنجاب هند منتقل كند. در مقابل تاپي اما، خط لوله صلح ميان ايران، هند و پاكستان در طرح اوليهاش، از ايران تا هند مسير 2 هزار و ۷۰۰ كيلومتري طي ميكرد و قرار بود گاز صادراتي ايران را از مسير پاكستان به هند منتقل كند. پيشبيني شده بود كه در صورت توافق نهايي، هزار و ۱۰۰ كيلومتر از اين خط لوله در ايران، هزار كيلومتر در پاكستان و ۶۰۰ كيلومتر در هند احداث شود. اگر چه بخش اعظم اين خط لوله در ايران تكميل شده اما طرف پاكستاني، به تازگي دستور ساخت آن را صادر كرده است.
ترس از تقويت جايگاه ايران
از نظر امريكا خط لوله صلح باعث محوريت يافتن نقش و جايگاه جمهوري اسلامي ايران در منطقه و افزايش درآمد اقتصادي و همچنين باعث توسعه مناسبات سياسي، امنيتي و اقتصادي ايران با هند و پاكستان و تغيير تراز تجاري به سود ايران ميشود. اجراي اين طرح براي هر سه كشور ايران، هند و پاكستان منافع سياسي و اقتصادي فراواني خواهد داشت و به طور خاص جايگاه ايران را به عنوان تأمينكننده مهم انرژي منطقه ارتقا خواهد بخشيد. در واقع تهران علاوه بر منافع اقتصادي كلان ميتواند با اجراي اين پروژه در همه ابعاد ديگر بر قدرت اثرگذاري خود بر شبه قاره هند بيفزايد، جايي كه از حدود دو قرن پيش حوزه نفوذ فرهنگي ايران بود، تحت سلطه انگليس و در چند دهه گذشته تحت نفوذ امريكا بوده است. طبيعي است كه غرب و به ويژه امريكا نگران باشد كه ايران توانايي اقتصادي فزاينده ناشي از اجراي خط لوله صلح را به توانايي ناشي از ميراث ريشهدار فرهنگي خود در شبه قاره گره بزند و اهرمهاي بيشتري براي مهار سياست غرب در اين منطقه به دست آورد. به زبان ديگر به طور طبيعي افزايش درآمد اقتصادي همچنين باعث توسعه مناسبات سياسي و امنيتي ايران با هند و پاكستان خواهد شد. به خصوص كه ايران در اين عرصه عملاً بيرقيب خواهد بود و كشورهاي عربي فاقد مرز زميني با پاكستان نميتوانند وارد بازاري شوند كه ايران براي خود در شبه قاره درست ميكند.
سياست عمومي غرب در سه دهه و نيم گذشته اين بوده است كه با افزايش فشار بر همسايگان ايران و به تبع آن اعمال برخي تحريمهاي بينالمللي، فرايند توسعه همكاري ايران با كشورهاي منطقه به خصوص در عرصه راهبردي انرژي را متوقف يا دستكم با دشواريهايي مواجه كند تا ايران نتواند جايگاه خود به عنوان هژمون منطقهاي را تثبيت كند.
در همين رابطه يكي از مهمترين اقدامات تحريمهاي امريكا تصويب قانون موسوم به داماتو درباره صنايع نفت و گاز در دوران رياست جمهوري بيل كلينتون در دهه 90 ميلادي بود كه باعث شد دست شركتهاي بزرگ خارجي براي سرمايهگذاري بيشتر از ۲۰ ميليون دلار در صنايع نفت و گاز ايران بسته شود و عملاً خود اين مسئله محدوديتهاي زيادي در اجراي پروژه خط لوله صلح فراهم كرد و باعث شد كه پروژه در مراحل اوليه متوقف شود.
علاوه بر اين امريكا اقدام به فشار سياسي فزاينده به رهبران هند و پاكستان براي خروج از طرح صلح كرد و سياستهاي جايگزينسازي نظير اعطاي وامهاي كلان و ديگر امتيازات به آنها براي عدم مشاركت در طرح خط لوله صلح در پيش گرفت.
جذابيتهاي صلح براي هند و پاكستان
به رغم فشارهاي فزاينده واشنگتن به اسلام آباد و دهلينو، اين دو كشور تشنه انرژي حاضر نيستند به راحتي خط لوله صلح را فراموش كنند. سفر هيئت عاليرتبه پاكستان به ايران در اواسط آذرماه براي از سرگيري مذاكرات احداث اين پروژه، حاكي از آن است كه مقامات پاكستاني به تأمين گاز مورد نياز خود از طريق خط لوله تاپي چندان خوشبين نيستند.
پاكستان و هند نميتوانند از گاز ايران و خط لوله صلح چشمپوشي كنند و موانع موجود در راه اجراي خط لوله تاپي، راهي بهتر از خط لوله صلح پيش روي شبه قاره هند باقي نميگذارد. از سوي ديگر تنش در روابط ميان اسلام آباد و واشنگتن بر سر حملات هواپيماهاي بدون سرنشين امريكا به مناطق قبايلي در پاكستان، بيتوجهي هند به سياستهاي امريكا عليه ايران به ويژه در زمينه واردات نفت و گاز از ايران و توافق هستهاي ميان ايران و گروه 1+5 در ژنو، رهبران هند و پاكستان را بيش از پيش به سمت اجراي پروژه خط لوله صلح سوق ميدهد.
ايران از جمله بزرگترين كشورهاي داراي ذخاير طبيعي گاز جهان است و از نظر اقتصادي به درآمدهاي نفت و گاز وابسته است. موقعيت مناسب استراتژيك و ژئواكونوميك به همراه ثبات سياسي و امنيتي ايران نيز باعث ميشود كه جريان انتقال گاز به شبه قاره هند كه براي توسعه اقتصادي خود نيازمند واردات انرژي است، بدون دغدغه انجام شود.
چالشهاي روياروي تاپي
در برابر خط لوله صلح كه به دليل فشارهاي امريكا با كندي پيش ميرود، خط لوله تاپي مشكلات و موانع زيادي دارد كه حتي اجراي آن نيز به معناي تأمين امنيت انژري براي هند و پاكستان نيست. بايد توجه داشت كه تاپي در چارچوب سياست امريكايي «همه چيز در منطقه بدون ايران» با دو مشكل اساسي روبهروست:
اول: مسير ترانزيت خطرآفرين و ناامن خط لوله به ويژه در افغانستان
اوضاع سياسي بيثبات در افغانستان تا حد زيادي براي مدت نامعلومي سرنوشت اين پروژه را در هالهاي از ابهام فرو برده است. به خصوص كه بخش قابل توجهي از مسير هزار و 780 كيلومتري تاپي (نزديك به 735 كيلومتر آن) از خاك خطرخيز افغانستان خواهد گذشت. به همين جهت برخي از كارشناسان درباره امنيت اين پروژه ابراز ترديد جدي كردهاند چراكه تاپي زماني در استانهاي هلمند و قندهار افغانستان كشيده خواهد شد كه حضور نيروهاي ناتو در افغانستان به اندازه سابق نخواهد بود( بعد از سال 2014). اين در حالي است كه با وجود نيروهاي ناتو محل اين مناطق همچنان محل قدرتنمايي گاه و بيگاه طالبان است و طبيعي است كه تاپي هدف آساني براي طالبان و موضع سختي براي دفاع خواهد بود.
دوم: مرجح بودن طرح خط لوله صلح نسبت به خط لوله تاپي كه هند و پاكستان را براي اجراي خط لوله تاپي دچار سردرگمي كرده است.
البته به عنوان مشكل حاشيهاي هم ميتوان گفت كه همه چيز به مسير تاپي و كشورهاي مقصد هم ختم نميشود. در مبدأ اين خط لوله هم شرايط نامشخص است. به بيان ديگر هنوز مشخص نيست كه آيا تركمنستان توان آن را دارد كه تمام و كمال به تعهدات خود طبق قرارداد عمل كند يا نه؟ اگرچه در ظاهر تركمنستان نميتواند مأمن اتفاقاتي چون انقلاب رنگي باشد اما به هر حال تاريخ آسياي ميانه نشان ميدهد كه كشورهاي اين منطقه با سرعتي غيرقابل پيشبيني آبستن بيثباتي ميشوند.