رئيس فدراسيون بسكتبال شخصاً به اردوي استعداديابي بسكتباليستهاي نوجوان رفت و اتفاقاً دو نفر از آنها را هم به تيمملي دعوت كرد. ديدن رفتار حرفهاي محمود مشحون در ورزش بيانضباط ايران جاي تقدير و تشكر دارد.
چند سالي است كه فدراسيون بسكتبال طرح شناسايي و استعداديابي نوجوانان را در دستور كار دارد. طبق برنامه در فواصل از پيشتعيين شده فراخواني براي حضور بسكتباليستهاي مستعدي كه توانايي پوشيدن پيراهن تيمملي را دارند صادر ميشود. علاقهمندان زيادي كه باوجود سن و سال كمشان قد و قامت بلندي دارند به اردوها ميآيند و آنها كه ظرفيتش را دارند تبديل ميشوند به آيندهسازان بسكتبال ايران. ديروز گزارشي از صدا و سيما پخش شد كه در آن توجه فدراسيون بسكتبال به تيمهاي پايه را نشان ميداد. مشحون رئيس كهنه كار اين فدراسيون با وجود سن و سال زيادش با شور و شوقي عجيب به سالن آمده بود و آنقدر دقيق به عملكرد بچهها نگاه كرد تا بالاخره دو نفره را كه مستعد جانشيني بزرگاني چون نيكخواه، كامراني و آفاق هستند به تيمملي فراخواند.
هدف از نگارش اين مطلب تعريف و تمجيد از مشحون و فدراسيون متبوعش نيست، بلكه ميخواهيم مقايسهاي داشته باشيم بين فدراسيونها و رؤسايي كه اهميتي به اين مسائل نميدهند. كمتر رشتهاي را سراغ داريم كه برنامه دقيق و مدوني براي شناسايي استعدادهاي نهفته داشته باشد، يا نيست و يا اگر هم باشد برنامهها بدون برنامهريزي و زودگذر است كه دردي از بابت كشف بازيكنان مستعد دوا نميكند. نمونهاش همين فدراسيون فوتبال است. با وجود آنكه همه مربيان، بازيكنان، كارشناسان، منتقدان و حتي كفاشيان و زيردستانش ميدانند مشكل فوتبال ما نداشتن پشتوانه است اما باز هم توجهي به اين اصل مهم نميشود. عدم پشتوانهسازي حرفهاي موجب شد تا سالها پس از خداحافظيهاي دايي مشكل گلزني دغدغه اصلي مربيان تيمملي باشد. نكته جالب تر اينكه هيچ مربياي هم نتوانست اين مشكل را حل كند. تا اينكه كارلوس كرش بازيكنان ايراني را كه فوتبالشان در خارج از كشور شكل گرفته به تيمملي فراخواند، قوچاننژاد و دژاگه به خوبي اين خلأ را پر كردند تا معلوم شود در اين سالها هيچكاري براي تيمهاي پايه نكردهايم.
كمتوجهيها به فوتبال ختم نميشود. جودو هم از آن دست رشتههايي است كه در چند سال اخير چوب بيتدبيري رؤساي قبلياش را خورده. با خداحافظي چهرههاي مدالآور اين رشته، جودو ايران به يكباره با خلأ مليپوشان با استعداد مواجه شد. تا آنجا كه جودو كه روزگاري رشتهاي مدالآور در ورزش كشورمان محسوب ميشد در آسيا نيز حرفي براي گفتن نداشته باشد و سقوطي آزاد را تجربه كند. در اين ميان واليبال تحت مديريت داورزني به خوبي توانسته همانند تيمهاي درجه يك جهان از قابليتهاي واليباليستهاي نوجوان و جوان بهره بگيرد. همانطور كه ديديد خوليو ولاسكو در هر تورنمنت يكي دو چهره شاخص جديد را به واليبال جهان معرفي ميكند. بدون شك توجه ويژه به تيمهاي پايه در سالهاي گذشته اين امكان را براي ولاسكو فراهم كرده تا دغدغهاي از بابت جايگزيني نفرات احساس نكند.
قطعاً اگر تمامي فدراسيونها در رشتههاي متبوع خود برنامهريزي داشته باشند ميتوانند به موقع از پتانسيل بالاي ورزشي نوجوانان و جوانان كشورمان بهره ببرند. متأسفانه مديران ورزشي نه تنها آشنايياي با رشتهاي كه مديريتش را به دست گرفتهاند ندارند بلكه آنقدر گرفتار حواشي هستند كه ديگر وقتي براي سركشي به اردوهاي استعداديابي و توجه به تيمهاي پايه پيدا نميكنند. دقيقاً به همين دليل است كه ورزش ايران بر خلاف ساير كشورهاي قاره جز در يكي دو رشته پيشرفت چنداني نداشته است.