زمزمههاي آزادي سران فتنه با آمدن دولت يازدهم و شخص دكتر روحاني به عرصه نظام، با قوت بيشتري از زبان بسياري از حاميان فتنه 88 شنيده ميشود. قولهايي كه شخص رئيسجمهور براي آزادي آنها در ابتداي دولت خود داده است و فضاي ملتهبي كه خلأ سوءاستفاده از آن را براي برخي فراهم كرده است موجبات فراهم شدن چنين رفتارهاي ناشايست در فضاي عمومي شده است. روز دانشجو اما فرصتي طلايي براي حضور برخي عناصر تابلودار فتنه در دانشگاه بود كه به انحاي مختلف پيام آزادي سران فتنه از زبان آنها در آن مكان نخبگاني به گوش رسيد. از آن مهمتر حضور شخص رئيسجمهور در دانشگاه شهيد بهشتي و مطالبه برخي دانشجويان حامي فتنه از شخص ايشان در راستاي آزادسازي سران فتنه و پاسخ اميدوار كننده جناب روحاني اين فضا را قدري ملتهبتر كرد، چراكه به گونهاي قول آزادسازي آنها به دانشجويان وعده داده شد.
اگر اندكي دقت در بطن ماجرا شود، سناريويي پنهان در وراي اين موضوع مشاهده ميشود كه بسيار قابل تأمل است:
در اين سناريو گامهايي مشاهده ميشود كه بسيار هوشمندانه و با سوء استفاده از درگيري كشور با زمينههاي بينالمللي و اقتصادي اتخاذ شده است.
در گام نخست اين سناريو «هدايت افكار عمومي به سمت موضوع حصر» در نظر گرفته شده است كه بخشي از كار را رسانههاي اصلاحطلب داخلي بر عهده گرفته و بخشي ديگر را نيز در فضاي رسانههاي اجتماعي و رسانههاي ديداري، شنيداري و مكتوب اپوزيسيون خارجي عملي ميكنند. در اين گام بازخواني حوادث 88 و تفسير آن به زعم خودشان و مظلوم نمايي و قبح زدايي از شخصيت سران فتنه در دستور كار ميباشد.
در گام دوم پس از آمادهسازي افكار بخشي از عموم، دولت يازدهم را با يك مطالبه بزرگ به نام رفع حصر مواجه ميسازند. اين مطالبه هم پيش از انتخابات و در دوران تبليغات آقاي روحاني به عينه مشاهده ميشود كه حتي تلويحاً در برخي از گفت و گوهاي تلويزيوني وي نيز اشارهاي به اين موضوع شد و هم پس از استقرار دولت يازدهم با سازماندهي تيمهاي مختلف اعم از دانشجويان، سياستمداران و برخي از اساتيد دانشگاه در دفعات مختلف با شدت تمام موضوع رفع حصر مطالبه ميشد. به نوعي در گام دوم آمادهسازي و استحاله افكار دولت نسبت به رفع حصر پيش بيني شده است.
در گام سوم با ايجاد فضايي شامل دو صدايي كه موافق رفع حصر اما متفاوت در شيوه نگاه به عملكرد سران فتنه هستند، نظام را در معرض يك فشار شديد در جهت قبول اين موضوع قرار ميدهند. صداي اولي كه سران را خاطي تلقي ميكند و طلب عفو و بخشش را از نظام انتظار دارد و صدايي ديگر كه مأمور القاي نبودن آزادي بيان براي دفاع از خود توسط سران فتنه ميباشد.
هدف اين است كه در صورت مجبور شدن نظام براي رفع حصر، راه فراري براي توجيه قبول رفع حصر با صداي اولي كه طالب عفو و بخشش است فراهم شود و در صورت عدم رفع حصر با صداي دوم شمشيري را بالاي سر نظام در جهت توجيه عدم رفع حصر قرار دهند. به نوعي در گام سوم درصدد هستند با تجميع همه اهرمهاي فشار اعم از مردم، دولت، براي رفع حصر مصرانه اقدام نمايند.
در گام چهارم اگر برآيندي از گامهاي قبلي مشاهده نشد تشنج در بخشي از افكار عمومي جهت ورود به صحنه عملي اعتراض را پيش ميگيرند كه عمدتاً با ايجاد گروههاي معترض در خيابان پيش خواهد رفت. در راستاي همين گام سايت كلمه كه وابسته به جريان فتنه است در يادداشتي تفصيلي راهبرد درست رفع حصر را «پيگيري آن در بستر اجتماعي و به شيوههاي مدني براي فرصت رشد به دولت نزديك به گفتمان اعتراضي» دانست.
مهمترين اهدافي كه پشت اين سناريو نهفته است ميتواند به شرح زير باشد:
اول: ايجاد چالشي بزرگ براي نظام: در هردوره زماني موضوعات مختلفي براي اپوزيسيون در جهت ضربه به نظام مورد استفاده قرار ميگيرد. اين بار با ايجاد فضاي ملتهب و تند ميان حاميان فتنه و مخالفان فتنه، ميخواهند نظام را با چالشي بزرگ به نام آزادي سران فتنه مواجه سازند تا راه ضربه زدن به ساختار نظام و تشنج در افكار عمومي را سهلتر بتوانند بپيمايند. اين هدف در راستاي دور كردن نظام از مسائل مهم كشور و ايجاد راه هموار براي حركت چراغ خاموش در برخي ابعاد فرهنگي و ديپلماسي در دولت ميباشد.
دوم: قراردادن شمشيري بر سر دولت براي گرفتن امتياز: آلوده كردن دولت و ايجاد برچسب حامي فتنه بر روي آن جهت تحميل مطالبات و ايجاد شمشيري بالاي سر دولت در جهت تحقق خواستههاي بعدي ميتواند مهمترين و اصليترين هدف اين قشر در اين برهه حضور دولت يازدهم در نظام باشد. پس چنين هدفي در چشمانداز خود تخريب دولت و گرفتن امتياز و ابزار و دستمايه قرار دادن آن براي رسيدن به خواستههاي فتنهگون ميباشد.
سوم: زدودن سناريوي فتنه 88 و ابعاد آن از ذهن ملت: در اين هدف با مظلومنمايي تمام زندانيان سياسي و اعلام وضعيت حاد و بيمار آنها كه عمدتاً با بزرگنمايي و دروغپردازي مواجه هست، درصدد چرخش افكار عمومي به سمت تظلمخواهي و دور شدن از ذهنيت فتنهاي بودن حوادث 88 است.
با وجود اين سناريو، ماههاي منتهي به سال كه عمدتاً با مناسبتهاي مرتبط با فتنه سال 88 ميباشد، فرصت خوبي را براي عملي كردن اين اقدامات در جامعه، براي اهالي فتنه مهيا ميكند. هر چند در مناسبتهاي مختلف مانند روز دانشجو هم برخي از گامهاي اين سناريو پيموده شد و در دانشگاههاي مختلف برخي از افراد را براي اقدامات ضد حصر سازماندهي كرده بودند ولي با قوت زيادي پيش نرفت. اين نكته هم نبايد دور از ذهن باشد كه دولت يازدهم خواسته يا ناخواسته بستر فراهم شدن چنين ديدگاهي را در جامعه ايجاد كرده است كه عواقب خوبي را براي آن در پي ندارد.
اگر دولت با هدف راستگويي و تدبير براي انجام وظيفه آمده است بايد امنيت به چالش كشيده شده نظام توسط سران فتنه را به صراحت به مردم اعلام دارد و تا جايي كه ميتواند نگاه جناحي را از اين موضوع سلب كند كه دچار تله از قبل انديشيده اپوزيسيون نشود.
كجا هستند كساني كه احمدي نژاد را به خاطر اينكه مشاعي كفته بود ما با مردم يهودي اسراييل دوست هستيم . آنگونه تخريب كردند كه نتيجه اش روي كار آمدن سران فتنه ٨٨ بود.