در خبرها آمده بود اخيراً عناصر كليساهاي خانگي در پايگاهها و شبكههاي اجتماعي هم فعال شدهاند و به دنبال جذب نيرو هستند و اين قضيه بهخصوص در شهرهاي مذهبي مانند مشهد و قم تعمداً نمود بيشتري دارد.
فعالان كليساهاي خانگي درفضاي مجازي و شبكههاي اجتماعي همپاي فرقه وهابيت پركار شدهاند؛ زنگ خطري براي جامعه اسلامي ماست و بايد براي اطلاعرساني و آگاهسازي عمومي دراينباره بهطور جدي اقدام كرد؛ بهخصوص در مباحثه و مناظره كه اكثريت دچار ضعف استدلالي هستند و توانايي مباحثه منطقي با اين گروه افراد را ندارند و به راحتي دچار تلقيح ميشوند. طبق اين نظريه در روانشناسي رسانه افراد باورهايي دارند كه در معرض چالش قرار نگرفته است. هنگاميكه به اين باورها حمله نرمي ميشود ممكن است دچار تزلزل اعتقادي گردند و تسليم شوند زيرا آنها عادت ندارند به دفاع از باورهاي خود بپردازند. مبلغان مسيحيت چه در فضاي حقيقي و چه در فضاي مجازي وابسته به شبكه بينالمللي كاريتاس (آژانس كاتوليك) هستند كه به غير از ايران در كشورهاي مختلف با شيوههاي نرم فعاليت تبليغي و تبشيري در مورد مسيحيت دارند. مبلغاني كه آموزههاي اجتماعي كليساها را به ساير گروههاي غيرمسيحي القا ميكنند؛ البته اين نوع تبليغات در كليساهاي خانگي صورت ميگيرد، خانههايي كه توسط كشيشان مسيحي يا افراد مرتد تازه جذب شده خريداري يا اجاره شدهاند تا فعاليت تبليغي داشته باشند هزينههاي آن هم ازسوي سازمانهاي كليسايي وابسته به شبكه كاريتاس تأمين ميشود.
متأسفانه به دليل شيوه تبليغي نرم فرهنگي كه دارند بيشتر جوانان و افراد كمبنيه ديني جذب آنها ميشوند. اين مبلغان در فضاي حقيقي كتاب، سيدي، جزو، شبنامه و در فضاي مجازي در شبكههاي اجتماعي فعاليت تبليغي دارند. اين شيوه تبليغي بهگونهاي است كه حتي پاپ بنديكت شانزدهم در ديدار با نمايندگان كليساي كاتوليك ايران تشكيل كليساهاي خانگي را از كمهزينهترين راهها براي تبليغ مسيحيت در ايران دانسته و از عملكرد آنها ابراز رضايت داشته است، بنابراين به عهده آموزش و پرورش، صداوسيما، دانشگاهها و تمام دستگاههاي فرهنگي است تا به اطلاعرساني عمومي بپردازند؛ چراكه درچند سال اخير گزارشهايي مبني بر تبليغ فرق و ادياني همچون مسيحيت و زرتشتي بهخصوص در دبيرستانهاي دخترانه بسيار زياد شده است؛ گزارشهايي كه برخي معلمان دغدغهمند را برانگيخته تا به فعاليتهاي تبليغي براي معرفي اسلام بپردازند اما نبود بودجه و حمايت بهخصوص از سوي وزارت آموزش و پرورش، بيلانمحور بودن و عمدتاً قديمي بودن سازوكار تبليغي بيشتر ارگانها كه با مذاق اين نوجوانان دمخور نيست باعث شده است تا اين فعاليتها كمرنگ به نظر برسد. اگر همين الان به شبكههاي اجتماعي مجاز مانند فيسنما و كلوپ وارد شويد و در گزينه جستوجو دين مسيحيت يا زرتشت را سرچ كنيد ميبينيد بسياري از افرادي كه در اين شبكهها دين خود را مسيحي يا زرتشتي قرار دادهاند؛ متأسفانه مسلمانزادگاني هستند كه بعضاً به دليل سيستم ضعيف و غيرقابل انعطاف تبليغي كشور خود را پيروان اين اديان معرفي كردهاند. حضور شبكههاي ماهوارهاي و ترويج ولنگاريسم نيز خود به يكي از معضلات چند ساله اخير تبديل شده. اين درحالي است كه بسياري از مجموعههاي فعال و توانمند و خوشفكر بهخاطر ضعف ديدگاه مديريتي تبليغي يا از فعاليت تبليغي بازداشته شدهاند يا حيطه عملشان به دليل نداشتن رانت مالي و رابطهاي كه در برخي نهادهاي تبليغي كشورمان وجود دارد، برد كمي داشتهاند. در اين راستا شايد تنها مؤسساتي مانند «بنياد خاتم» موفق شدهاند برخي از اين گروههاي تبليغي را جذب و وارد عرصه كارزارهاي مهمتري كنند.