امروز خبركشتهشدن نهمين پلنگ در سال 92 روي خروجي «مهر» قرار گرفت. پس از كشته شدن سه قلاده پلنگ ايراني در استهبان، خرمآباد و بافق در كمتر از ۱۵ روز، در كمال ناباوري از شهرستان تايباد در استان خراسان شمالي خبر ميرسد كه يك قلاده پلنگ ماده توسط افراد محلي به طرز بيرحمانهاي كشته شده است و به اين ترتيب در 3 هفته 4 قلاده پلنگ كشته شدند.
صبح روز پنجشنبه 21 آذرماه يكي از همياران محيطزيست از اهالي روستاي «سوران» گزارشي را از كشتار يك پلنگ توسط تعدادي از چوپانان روستا به اداره محيطزيست ارائه كرد.
محمد مظلوم پناه، رئيس اداره محيطزيست شهرستان تايباد در اين باره ميگويد: به دنبال اين گزارش بلافاصله ضمن هماهنگي با مقام قضايي عازم روستاي مذكور شده و با همكاري پاسگاه انتظامي «استاي» چهار نفر متهم در اين رابطه شناسايي، دستگير و به پاسگاه منتقل شدند كه هر چهار نفر در مراحل نخست بازجويي منكر هرگونه اقدامي شدند و نسبت به موضوع اظهار بياطلاعي كردند اما در ادامه بازجوييهاي تخصصي توسط نيروي انتظامي دو نفر از متهمان به كشتار يك پلنگ در ارتفاعات روستاي سوران اعتراف كرد و دو نفر ديگر نيز اظهار داشتند كه در جريان حادثه نظارهگر بودهاند. رئيس اداره محيطزيست تايباد گفت: متهمان در جريان بازجوييها اعتراف كردند پلنگ به دامهايشان حمله نكرده اما سگهاي گله پلنگ را يافته و حيوان را تعقيب كردهاند و آنها خود را به محل درگيري سگها با پلنگ رسانده و حيوان را با ضربات چوبدستي و سنگ از پا درآوردهاند. با اين وجود شكستگي جمجمه و برخي اندام حيوان در اثر برخورد با اجسام سخت در بررسي اوليه لاشه به وضوح مشخص بود و خون زيادي از پلنگ رفته بود. لاشه اين پلنگ جهت بررسي بيشتر به اداره كل حفاظت محيطزيست استان خراسان رضوي منتقل شده است. كيوان هوشمند، مدير ديدهبان محيطزيست و حيات وحش كشور در اين رابطه ميگويد: پس از كشته شدن سه قلاده پلنگ ايراني در استهبان، خرم آباد و بافق در كمتر از ۱۵ روز، در كمال ناباوري از شهرستان تايباد در استان خراسان شمالي خبر ميرسد يك قلاده پلنگ ماده توسط افراد محلي به طرز بيرحمانهاي كشته شده است.
به گفته وي، اين ماده پلنگ نخست توسط سگهاي گله تعقيب و گرفتار شده، سپس با رسيدن چهار نفر از چوپانان با ضربات متعدد چوپ و سنگ كشته ميشود كه در تصاوير دريافتي از لاشه اين گونه حيوان ارزشمند كشور، كاملاً مشخص است كه جمجمه و فك پايين پلنگ بر اثر ضربات اجسام سخت كاملاً خرد شده است. گفتني است هر چهار متهم به همراه پرونده تخلف جهت رسيدگي به جرم به دادگاه معرفي شدهاند.
بايدها و نبايدهايي ساده و شدني
كاش ميدانستيم شنيدن اخبار كشته شدن 9قلاده پلنگ، از آغاز سال 92 تا كنون كه چهار قلاده آن در دو هفته اخير، با عمد و اهمال بوميان مناطق از پا در آمدهاند، چه حسي را در درونمان بيدار ميكند. اما آنچه از عكسالعمل افراد و مجامع مختلف بر ميآيد، حاكي از آن است كه اين اخبار حتي لحظهاي ذهنمان را درگير نميكند و وجدانمان را آزار نميدهد. بيشك اين لاقيدي همان بستر شومي است كه جناياتي اينچنيني در آن به نطفه مينشيند و دست سوداگران را در دخل و تصرف و نابودي حيات وحش باز ميگذارد. به بيان ديگر اكثريت قريب به اتفاق افراد جامعه در هر پست و شغل و طبقهاي در اظهار نظر در مورد چنين وقايعي استدلال ميكنند كه مردم گرسنهاند و اگر خيلي همت كنند، شكم خودشان را سير كنند. يا بارها شنيده شده كه افراد بعضا ًروشنفكر با لاقيدي تمام، سؤال را با سؤال جواب داده و گفتهاند: اگر مملكت پلنگ نداشته باشد، چه ميشود؟
بايد در اين موارد يادآور شد كه حمايت از حيات وحش به معناي اسلحه بر دوش گرفتن و پاسباني نيست. اگر افراد جامعه تنها با امضاي تومارهايي كه سازمانهاي مردمنهاد معمولاً در اين موارد تهيه كنند ميتوانند حمايت خود را از محيطزيست اعلام نمايند. يا به طور مثال با تلفن و پيامكهايي به دستگاههاي متولي حفاظت از محيطزيست حمايت خود را از محيطزيستي كه واقعاًدر شرف نابودي است، اعلام كنند يا كساني كه در شبكههاي اينترنتي چون فيسبوك و گوگل پلاس و توئيتر ميتوانند از اين شبكهها استفاده بهينه كنند و حمايتهاي خود و اخبار زيستمحيطي مسرتبخشي چون «بازگشت يوزپلنگ آسيايي به پناهگاه حياتوحش خوشييلاق سمنان» كه روز گذشته رسانهاي شد را در اينترنت به اشتراك بگذارند، بيشك وضعيت بهتري حاكم خواهد شد و در صورت ايجاد انگيزه براي همياران محيطزيست بيشك راههاي خلاقانهتري هم به ذهن متبادر ميشود.
نقص و نقض قانون در برخورد با حيات وحش!
البته بايد صرف اطلاع خوانندگان گرامي يادآور شد كه دستگيري و اعمال قانون (!) در اين گزارش و گزارشهاي مشابه جنبهاي تشريفاتي دارد؛ چراكه اگر به حافظه تاريخي دوستداران طبيعت رجوع شود، معمولاً چنين رخدادهايي (و در واقع جناياتي ) با كمتر از 100 ضربه شلاق و چند صدهزار تومان جريمه رفع و رجوع ميشود. اتفاقاً تمام معضلات و مشكلات زيست محيطي در تمام حوزهها، از جمله حوزههاي انساني، دريايي، هوايي، حيات وحش و محيطزيست طبيعي در وهله اول به ضعف قانون بر ميگردد؛ چراكه قوانين در اين باره نميتواند افراد خاطي را از بروز جرم بر حذر نمايد و از رخداد جرائمي اينچنيني باز دارد. از سويي ديگر كمبود محيطبانان و كسري بودجه دو عامل تضعيفكنندهاي هستند كه دست و پاي متوليان حفاظت از محيطزيست را ميبندد.
در پايان بايد تصريح كرد كه سازمان حفاظت از محيطزيست بايد فكري به حال تغذيه وحوش ارزشمندي چون پلنگ و يوز پلنگ كنند؛ حيواناتي كه اين روزها نسلشان در خطر انقراض و نابودي است؛ چراكه اگر به نحوه كشته شدن پلنگها، از جمله پلنگ تايباد توجه نماييم، متوجه خواهيم شد كه آنها براي شكار و تهيه غذا از زيستگاههاي خود جدا شده و اين گونه نابود شدهاند.