بر خلاف تيم مذاكراتي ايران كه هرگونه نقد و آسيبشناسي از مذاكرات ژنو را از دريچه معيوب سياسي و جناحي تفسير و ارزيابي ميكند، طرف مذاكراتي امريكايي از تمامي ظرفيتهاي ملي خود، منتقدين، گروههاي فشار و لابيها در يك برنامه و سناريوي هدفمند بهره ميگيرد. موضعگيريها، تفسير از مفاد برنامه اقدام مشترك و توليد ادبيات اتاقهاي فكر و اقدامات اجرايي و جلسات گفتوشنود كنگره همگي به مؤلفههاي رفتاري امريكا براي نحوه اجرايي كردن توافق گام اول محتواي مذاكرات جامع معطوف هستند. از همان لحظات پاياني براي توافق گام اول يك نگراني از سوي صهيونيستها و بخشهاي منتقد داخلي امريكا مطرح بود كه سست شدن تحريمها به فروپاشي آن منجر ميشود و بر منطق افزايش فشار و تحريمهاي همهجانبه به منظور تسليم شدن كامل ايران پافشاري كردند. طي دو هفته گذشته پنج دسته اقدام و تدبير و توليد ادبيات از سوي كاخ سفيد و مقامات امريكايي دنبال شده كه آشكاركننده سناريوي آنها براي بهبود بخشيدن به شرايط و امتيازات امريكايي و غربي در اجراي گام اول و توليد مفاهيم، سقف انتظارات و امتيازات ايراني و افزايش مطالبات و گسترش آن براي امريكا و و غرب ميباشد.
در اقدام اول، تأكيد بر «حفظ سازمان تحريمها با ارائه تفسير يكجانبه و محدود سازي امتيازات ايران از توافق اوليه» به شكل منظم در اظهارات و اقدامات رسانههاي امريكايي به چشم ميخورد. در گام دوم و به منظور پاسخ به نگراني نتانياهو و جلوگيري از فروپاشي سيستمهاي تحريمي، «ارعاب اشتياق اقتصادي به سمت ايران» از طريق برخورد با شركتها و بانكهاي خارجي كه تحريمها را دور زدهاند و جريمههاي سنگين مالي دنبال ميشود و اظهارات رسمي خانم شرمن مبني بر جلوگيري از افزايش صادرات نفت ايران را شاهد هستيم. در گام سوم و با تكيه بر تمايل كنگره و گروههاي فشار و لابيها براي تحريمهاي جديد، چراغ سبز تحريمهاي جديد و با موضوعات غيرهستهاي را صادر كردهاند تا شمشير فشار بر ايران در حين مذاكره هم بر قرار باشد. مضافاً اينكه با تحريمهاي مربوط به شركتهاي ايراني و خارجي كه اخيراً صورت گرفته، شرايط عملي و يكطرفه براي استمرار تحريمها را نيز مورد تأكيد قرار دادهاند. در گام چهارم با اصرار بر تفسير يكسويه از توافق بر «افزايش مطالبات امريكا و كاهش امتيازات» تأكيد ميكنند و در گام پنجم كه نشان دهنده سناريوي طولاني آنها در توافق جامع و پس از آن است، به «گستردهكردن مناقشه از هستهاي به حقوق بشر و موشكي و تروريسم» وارد شدهاند. اگرچه مفهوم تمامي اين رفتارها را در كلام رهبر معظم انقلاب شنيدهايم كه آنها برنامههستهاي را بهانه قرار دادهاند و با بهانههاي جديد، راهبرد فشار و تحريم را حفظ خواهند كرد، ولي آنچه مطلوب و ضرورت فوري دارد اينكه اركان نظام، نخبگان و به ويژه مجلس شوراي اسلامي و شوراي عالي امنيت ملي، چه وظيفهاي در پازل راهبردي مذاكره با 1+5 به عهده دارند؟ آيا همين رفتار را نبايد از ديگر اعضاي غربي 1+5 انتظار داشته باشيم و براي هر يك از اين رفتار و رويدادها چه برنامه و اقدامي نشان ميدهيم؟ آيا اگر تحريمهاي جديد بيپاسخ بماند، ميتوانيم به مديريت پيوست اجرايي توافق گام اول و مذاكرات جامع اميدي داشته باشيم؟