عهدشكني امريكا اين بار در مسير توافق ژنو توضيح واضحي است بر اينكه چرا ما نميتوانيم به امريكا اعتماد كنيم. امريكا بعد از آنكه در يك پروسه سه ساله قانع به مقاومت ملت ايران و ضرورت حضور پاي ميز مذاكره به جاي تهديد نظامي و تحريم سازماني شد، بار ديگر به ملت ايران نشان داد كه آدم نشده و نميتواند خوي استكباري خود را فقط براي چند ماه به منظور برقراري و پيشرفت يك مذاكره محترمانه كنار بگذارد. تحريمهاي تازه امريكا عليه جمهوري اسلامي ايران كه برخلاف روح توافق ژنو در عرصه بينالمللي دميده شده است، به خيال مقامات امريكايي ميتواند تبديل به اهرم فشار روي سر مذاكره شود تا ايرانيها از ترس اين چماق هم كه شده تن به ادامه مذاكرات دهند!
اين رفتار امريكا از چند جهت قابل تأمل است از جمله آنكه امريكا به توافقي كه بنا به اذعان خودشان از طريق آن به خواستههاي خود رسيدند و فعاليت صلحآميز انرژي هستهاي ايران را چند سال به عقب راندند و حداقلها را به ايران دادهاند و حداكثرها را گرفتهاند هم پايبند نيست. اين رفتار البته مسبوق به سابقه است و ما در دوران رياستجمهوري احمدينژاد هم شاهد بوديم كه وقتي سران كشورهاي برزيل و تركيه از طرف امريكا مأمور رايزني هستهاي با ايران شدند، بعد از آنكه توافق در قالب بيانيه تهران به نتيجه رسيد در اثر فشارهاي امريكا كه در ظاهر باني خير شده بود از هم پاشيد و از آن چيزي غير از شر امريكايي باقي نماند.
بنابراين ميتوان دريافت كه مشكل امريكا و حاميانش كه نظام سلطه را برافراشتهاند با دولت و ملت ايران بر سر انرژي هستهاي نيست و به خاطر اسلام و تحقق انقلاب اسلامي و اهداف آن و سالهاي پس از استقرار نظام جمهوري اسلامي در ايران است كه موج پيشرفتهاي با نام اسلام در سطح جهان را خروشان كرد و اميد تازهاي به ملتهاي آزاده بخشيده است.
قائل نبودن امريكا به عهد و پيمان و عدمتوجه به اصل «وفاي به عهد» كه در حقوق بينالملل بسيار مورد تأكيد قرار گرفته و اتخاذ رفتارهاي چندگانه در ابتداي توافقي كه ميان ايران و 1+5 برقرار شده اين شائبه را به وجود ميآورد كه شايد امريكا در هر مرحله قصد و طمع بيشتري براي برهم زدن اين توافق داشته باشد، اكنون كه تنها چند هفته از آن رخداد سياسي ميگذرد و شاهديم امريكا خلاف وعده خود عمل كرده از كجا معلوم كه با گذشت چند ماه و در حالي كه ما به اصول توافق پايبند ماندهايم و ذرهاي سود و مبالغي از آن 7ميليارد دلار هم نصيبمان نشده، باز هم امريكا با نقاب نفاق و با خوي استكباري كه دارد ما را تشنه به اميد يك چشمه خيالي كه سراب از آن اميدبخشتر است، به هر سو كه ميخواهد بكشاند؟
اين مذاكرات و حتي اين رفتارهاي امريكا البته يك سود بزرگ براي ملت ما دارد و آنكه ظرفيت فكري مردم ما افزايش مييابد و افرادي كه در داخل همچنان به امريكا اعتماد دارند به چرايي اين قول و فرمايش رهبر معظم انقلاب پي ميبرند كه «ما به امريكاييها اعتماد نداريم». مذاكره با قدرتهاي بزرگ از جمله امريكا نيز بيشتر از اين منظر است كه افكار عمومي روشن شود و اين روش به نوعي مذاكره با افكار عمومي است كه در عين مبارزه با استكبار جهاني صورت ميگيرد و به دنبال يك اتمام حجت بينالمللي ميگردد. امروز روشنگري براي افكار عمومي در صحنه واقعيات عيني نويدبخش وحدتي فراگير ميان ملت ماست كه بايد متحدانه به جاي اميد به امريكا، حقيقت «ما ميتوانيم» را در ميان خود تقويت كنيم و بدون ترس از قدرتهاي پوشالي به ويژه امريكا كه در برابر 35 سال عزم و اراده ملت ايران هيچ غلطي نتوانستند بكنند و سخن امام راحل را در اين باره هر روز رنگ بيشتري ميبخشند، از آنچه ميدانيم «حق» است دفاع كنيم و در برابر آنچه ميدانيم «ظلم» است بايستيم. اعتماد به وعده خدا يعني همين كه ما در برابر ظلم، كوتاه نياييم و اگر هم بسته به شرايط زماني، مبارزه را از مسير مذاكره طي كرديم اما هدف نهايي را فراموش نكنيم و از ترس تشرهاي دشمن به خود نلرزيم و بدانيم كه تدبير الهي، اميد واقعي را در جهان خواهد گستراند.