
«بازگشت رسمي به قدرت» كليدواژهاي است كه پهناي جغرافيايي كاربرد آن، خانههاي ويلايي چند هزار متري شمال شهر تهران تا مراكز امنيتي، اطلاعاتي در لندن و واشنگتن را - با هدف بازگرداندن يك طيف خاص سياسي در داخل كشورمان- در برميگيرد.
گستره جرياني آن هم از اپوزيسيون خارج از كشور گرفته تا احزاب منحله دو قلو و مجمع روحانيون مبارز را شامل ميشود؛ همانهايي كه چندصباحي پيش اندك حاميانشان را در كف خيابانهاي پايتخت به شعارهاي تند و راديكالي عليه مباني و اصول اسلامي و انقلابي ترغيب ميكردند. اين را بايد مهمترين راهبرد پدرخواندههاي تجديدنظرطلب در ميدان سردرگمي و آشفتگي اين طيف در عرصه سياسي براي انتخابات پيش رو دانست؛ هدفي بالادستي كه در سال 88 براي دستيابي به آن تئوريهاي متفاوتي از «كميته صيانت از آرا سال۸۸» گرفته تا «اردوكشي خياباني عليه حاكميت» را در دستور كار قرار دادند.
سال 89 آغازي براي تغيير تاكتيك بعد از آنكه تئوري «براندازي نظام» در سال88 ابتر باقي ماند، نخستين راهكار پدرخواندههاي اين جماعت براي احياي جريان خود «اتخاذ مواضع نرم و معتدل، در جهت آرمانهاي انقلاب و نظام» بود تا بلكه ضمن بازيابي مشروعيت سياسي گذشته، بدنه اجتماعي خود را هم از سرخوردگي و بلاتكليفي نجات دهند. شروع پيادهسازي اين نظريه را مجمع روحانيون مبارز در تيرماه سال89 با انتشار بيانيه – كه ادبياتي متفاوت از بيانيههايي كه در فتنه 88 براي اردوكشي خياباني صادر ميكرد- كليد زد كه در آن بيانيه به اقدام كشورهاي غربي در خارج كردن نام منافقين از ليست تروريستها اعتراض ميكند و خود را طرفدار نظام و امام و مردم ميداند. اين تاكتيك از همان زمان شكل عملياتي به خود ميگيرد و در موقعيتهاي مختلف با شگردهاي خاص رواني- رسانهاي دنبال ميشود تا زمان برگزاري انتخابات رياست جمهوري يازدهم و پيروزي دكتر حسن روحاني به شكل گسترده و هوشمندانه از سوي رهبران اين گروه ادامه پيدا ميكند.
استراتژي «تعادل» مجمع در انتخابات 92مجمع روحانيون در پيروي از استراتژي ياد شده يك ماه قبل از انتخابات 92 بار ديگر با انتشار بيانيهاي كه در تضاد كامل با عملكرد آنها در سال 88 بود از برادركشي در جهان اسلام و به ويژه مصر اظهار نگراني و ناراحتي كرده و بيان ميكند: «در پشت اين جنايات و برادركشي دستهاي پليد دشمنان اسلام و مسلمانان و عزت كشورهاي اسلامي وجود دارد. افراطگري و تعصبات جاهلانه به نقطهاي رسيده است كه حتي مقدسات اسلامي و شخصيتهاي بزرگ مورد احترام همه مسلمانان مورد هتك قرار ميگيرد، آنگونه كه نسبت به مرقد پاك صحابي بزرگ حجربن عدي در سوريه اتفاق افتاد. آنان درصددند تا با اينگونه اقدامات نادرست احساسات ميليونها مسلمان را برانگيخته و آتش كينه توزي و برادركشي را شعلهورتر سازند.»
كم اتفاق نيفتاد كه اعضاي برجسته اين تشكل سياسي در طول ماههاي منتهي به انتخابات خردادماه
امسال- مانند بيانيه فوق- همينگونه فرياد دوستي و صلح و برادري سر دهند تا بلكه افكار عمومي را به اين باور برسانند كه منسوبين به اين تشكل مدافع حقوق ملتها و مطيع مباني اسلامي بوده و شايستگي حضور در رقابتهاي انتخاباتي را دارند.
اتخاذ مواضع معتدل ادامه خواهد داشت «اتخاذ مواضع نرم و همسو با گفتمان انقلاب اسلامي» كه رسماً از سال 89 آغاز شده روز گذشته با اظهارات محمد خاتمي در مورد «شهيدان دفاع مقدس» وارد مرحله تازهاي شد تا باز نشان داده شود كه رهبران اين جريان همچنان اميد دارند تا از جاده اين تاكتيك، به اهداف بالادستي خود رسيده و آرزوي ديرينه خود را زميني سازند، البته ميتوان اظهار كرد براساس آنچه شخصيتهاي محوري اين دسته سياسي وانمود ميكنند، يك نوع همگرايي و وحدت رويه در بين رسانهها و تمام فعالان سياسي اين جريان براي نيل به اهداف مشترك و بلند مدت بهوجود آمده كه ميتواند حاصل ساعتها جلسات همانديشي و همفكري براي رسيدن به اهداف انتخاباتي باشد كه در صورت غفلت طيف دلسوز و وفادار به انقلاب اسلامي نه تنها ميتواند منجر به بازگشت رسمي دگرانديشان به قدرت شود بلكه منتهي به آن شود كه انقلاب و نظام دستخوش بحرانهايي اساسي شود.
بايد تأكيد كرد كه «اتخاذ ادبيات همسو با گفتمان انقلاب اسلامي و همجهت با مباني اعتقادي و انقلاب جامعه» در طول ماههاي آتي هم ادامه خواهد داشت چرا كه در ريلگذاري رهبران تئوريك اين جريان براي بازگشت به قدرت انتخابات مجلس دهم، خبرگان ششم و رياست جمهوري دوازدهم نقشي پررنگ داشته و در آستانه برگزاري هركدام از اين انتخابات انتظار به كارگيري مواضع عامهپسند از سوي ملازمان اين طيف را بايد داشت.
خاتمي مدافع شهيدان!همانطور كه اشاره شد اخيراً رئيسجمهور دولت اصلاحات هم به تبعيت از سناريوي مورد اشاره، در ادبيات متفاوت با آنچه در سال 88 در مورد اسلام و نظام و انقلاب بيان ميكرد در ديدار با يك خانواده شهيد ميگويد: «بايد همواره در جامعه ما ذكر و ياد شهيدانمان، ياد و ذكر جبهههاي ما و ياد و ذكر جانبازان و ايثارگران ما زنده باشد... البته آن طرف قضيه هم است كه اگر خداي نكرده از اين سرمايه عظيم كه منشأ عظمت كشور و ملت ما و انقلاب ماست سوءاستفاده بشود و به نام شهيدان و جانبازان و ايثارگران در جهت سياستهاي خاص بهرهبرداري شود و كساني كه مخالفتي با بعضي سياستها و روشها دارند به عنوان كساني كه با شهادت و دفاع مقدس مشكل دارند مورد فشار قرار بگيرند، از آن هم بايد نگران باشيم.»
در حالي رئيس مجمع سياسي روحانيون مبارز اينگونه از جايگاه و منزلت شهيد جانباز سخن به ميان ميآورد كه در زمان تصديگري وي بر قوه مجريه، دوستان همفكرش از هر تريبون و رسانهاي براي زدودن ياد شهدا، اسلام و انقلاب استفاده كرده و وي هيچگاه واكنش قابل توجهي در برخورد با هتاكيهاي همپيالههايش صورت نداد. حمله و تخطئه مفاهيم شيعي نظير «شهادتطلبي» و «مقاومت در مقابل استكبار» و «تبعيت از ولايت فقيه» به عنوان يك اصل پذيرفته شده در سطوح مختلف شخصيتي- رسانهاي وابستگان به اين جرگه بود، به طوري كه با مرور روزنامههاي زنجيرهاي اين طيف ميتوان به وضوح تخريب مباني و مفاهيم مذهب شيعه را مشاهده كرد، نظير:
«فرهنگ شهادت خشونتآفرين است. اگر كشته شدن آسان شد، كشتن هم آسان ميشود» (عبدالكريم سروش، روزنامه نشاط - ۷۸/۳/۱۲ ص۶ ).
«تفكر شيعهگري موجب انحطاط مملكت ما و مانعي براي دموكراسي است» (سالار بهزادي، ۲۳ آبان ۷۸ صبح امروز).
«برخورد با توهينكنندگان به مقدسات، چون منجر به اشاعه توهين ميشود، خود اشاعه فحشاست»
(عطا مهاجراني، ۵ مهر ۷۸، اخبار اقتصاد).
«هيئتهاي مذهبي، منشأ خشونتاند» (محمد قوچاني، ۲۰ فروردين ۷۹، عصر آزادگان).
عملكرد ضدديني مطبوعات ساختارشكن كه با سكوت مطلق رئيس دولت آن روز و مدافع شهيدان امروز تا جايي ادامه داشت كه رهبر معظم انقلاب در هشداري صريح، نارضايتي خويش را از عملكرد مجرمانه برخي مطبوعات اظهار داشتند و آنها را «پايگاه دشمن در داخل ايران» خواندند: «من قلباً از بعضي از پديدههايي كه در كشور هست، رنج ميبرم... بعضي از اين مطبوعاتي كه امروز هستند، پايگاههاي دشمناند، همان كاري را ميكنند كه راديو و تلويزيونهاي بي.بي.سي و امريكا و رژيمصهيونيستي ميخواهند بكنند.»
سؤالاتي كه خاتمي همچنان بيپاسخ ميگذاردچگونه ميتوان پذيرفت كه فرد ساكت در مقابل هجمهها عليه مفاهيم شيعي، امروز دفعتاً به مدافع و حامي شهيد و جانباز و دفاع مقدس تغيير نگرش داده و براي بيان مدح و منقبت شهيد به ديدار خانواده شهدا رود؟
چگونه ميتوان درك كرد افرادي كه با بيانيههاي ساختارشكنانه خود حكم به راهپيمايي عليه حاكميت اسلامي دادند و خون دهها جوان را در كف خيابانهاي تهران ريختند و پس از آن به ديدار تئوريسينهاي طراحيهاي براندازانه رفتند، امروز مدافع خون شهيدان دفاع مقدس شوند كه دفاع و حمايت از ولي فقيه را مهمترين اولويت خود ميدانستند؟
چطور ميشود فراموش كرد كه بانيان پروژه 72 كشتهسازي سال 88 كه فتنهگران را شهيد و مجاهد خطاب ميكردند، امروز به ياد شهداي دفاع مقدس افتاده و در تراز بندگي آنها سخنرانيها ميكنند؟
چرا جناب خاتمي و دوستان كودتاچيشان به جاي به كارگيري ادبيات همجهت با مباني و مفاهيم مذهبي به پاسخگويي از اتهامات سنگيني كه عليهشان مطرح است نميپردازند و نميگويند كه چرا و با چه هدفي از پذيرفتن رأي اكثريت جامعه طفره رفته و 9 ماه كشور را در بحران و التهاب و اغتشاش فرو بردند؟
چرا از مردم آسيبديده در غائلههاي 78 و 88 عذرخواهي نكرده و به جاي آن در مورد ارزشهاي ديني و انقلابي مردم توضيح واضحات ميدهند؟
مجمعي براي تغيير تاكتيك جريان براندازدر ذيل راهبرد اصلي اين جريان مؤلفههايي قابل پالايش بوده كه سخنراني اخير خاتمي هم به پيشبرد اين مؤلفهها كمك ميكند.
1- رهبران تئوريك دوم خردادي حاضر نيستند براي فعاليتهاي براندازانه خود در سال 88 هزينهاي بپردازند. برهمين اساس با «اتخاذ مواضع نرم و همسو با انقلاب» و «ورود زودهنگام به مباحث انتخاباتي» درصدد مساويسازي يا عاديسازي شرايط حضورشان براي شركت در انتخابات پيش رو هستند، از اين رو بحثهاي گسترده با محور اشاره شده يا موضوع «حضور اصلاحات در انتخابات مجلس و خبرگان رهبري» ميتواند زمينه و تمهيد مناسبي را براي زدودن ذهنيت منفي جامعه و ريختن قبح حضور وابستگان به اين طيف قلمداد شود.
2- پدرخواندههاي اين جريان به خوبي آگاهند حرف از حضور در انتخابات آتي، با مخالفت و واكنش جدي دلسوزان و اصولگرايان همراه خواهد شد، به همين دليل سعي دارند با طرح موضوعات حول محور مذكور، مخالفتهاي رقبا و دلسوزان را به حالت فرسايشي درآورده و اصولگرايان را نيز ملزم به پذيرش حضور كانديداهاي اصلاحطلبان در رقابت انتخاباتي كنند.
3- معرفي جناح اصلاحطلب به عنوان يكي از طرفين ثابت رقابتهاي انتخاباتي مانند دورههاي گذشته يكي ديگر از اهداف تجديدنظرطلب بوده كه خود را از معادلات انتخاباتي طرد شده ميبينند.
رسانه و شخصيتهاي مطرح اين جريان با دامن زدن به مواردي نظير «جهش اصلاحات براي فتح كرسيهاي مجلس» تصميم دارند اين را به جامعه القا كنند كه فضاي انتخابات آتي هم مانند دورههاي ماسبق، دوقطبي است كه يك طرف آن اصلاحطلبي است و تجديدنظرطلبان نيز از معادلات انتخاباتي حذف ناشدني هستند. اين را هم ميشود عنوان كرد كه كاركرد روانگرايانه طرح موضوعات «همسو با گفتمان انقلاب اسلامي» براي فضاسازي در جهت ايجاد حس عاطفي در بين مردم ميباشد كه اين حس ممكن است ناخودآگاه درصد زيادي از آراي دارندگان بدون تحليل جامعه را به سمت انتخاب افراد وابسته به اين جريان سوق دهد.
نتيجه خون شهدا فقط نظام جمهوري اسلامي ايران استتغيير ادبيات پياپي انديشهورزان دوم خرداد، تقسيم كار بين شخصيتهاي تصميمساز اين جريان و مواضع متفاوت و گاه متناقض آنها را ميتوان ناشي از ترس و دلهرهاي دانست كه سالهاست در فكر آنها ريشه دوانيده و امروز شكل فزايندهاي به خود گرفته و دائم اين پرسش را براي آنها مطرح ميكند كه «نكند حسرت هشت ساله به تعداد 12، 16 يا حتي بيشتر از آن تبديل شود.»
كاش شخصيتهاي اثرگذار اين دسته سياسي اندكي به حقوق مردم جامعه اهميت ميدادند و به جاي فرافكني و اتخاذ ترفندهاي كهنه و نو براي به دست آوردن قدرت، پاسخ اقناعكنندهاي به فعاليتهاي براندازانه خود عليه نظام- از سال 76 به بعد- به افكار عموم ارائه ميدادند، مگر «دانستن حق همين مردم نيست كه شما آنها را دلفين نام گذاشتيد.»
بهتر است امثال آقاي خاتمي بدانند كه نتيجه خون شهدا، نظام جمهوري اسلامي ايران است و وابستگان طيف اصلاحات در سال 88 در پيشگاه شهدا و امام شهدا رفوزه شدهاند چرا كه به دنبال براندازي ثمره خونها يعني نظام جمهوري اسلامي بودند.