پروژه فتح سنگر به سنگر قدرت از سوي جريان اصلاحطلب اگر بگوييم از فرداي انتخابات 24 خرداد92، وارد فاز عملياتي شد، شايد سخني به گزاف نگفتهايم.
پروژهاي كه براساس استراتژي ترسيم شده اتاق فكر جريان اصلاحطلب، ميكوشد پس از دوري هشت ساله از قدرت، نهادهاي قدرت را يكي پس از ديگري فتح كند. تصور بر اين بود كه با وقوع فتنه سال 88 كه علاوه بر براندازي، بزرگترين كودتا و نافرماني عليه جمهوريت نظام از سوي اين جريان بود، حيات سياسي اصلاحطلبان به احتضار و مرگ تدريجي نزديك شد، اما از آنجا كه آنها دريافته بودند تنها راه بازگشت دوباره به قدرت از طريق صندوقهاي رأي ميسر است، بنابراين لازم بود با چرخشي آشكار و شيب ملايم به اين سو حركت كنند، بدون اينكه خود را نسبت به رفتار ساختارشكنانه فتنه 88 مورد مواخذه قرار دهند يا از پيشگاه ملت پوزش بخواهند.
انتخابات رياست جمهوري كه آغاز شد، اين جريان چاره را در آن ديد كه با مهرههاي سفيد وارد رقابتها شود، اما پس از آنكه اقبال عمومي مردم به نامزد اختصاصي آنها از 8 درصد فراتر نرفت، با حذف اجباري كانديداي خود تن به ائتلاف داد تا حريف از پيش باخته ميدان تلقي نشود. گرچه براي شكست در مرحله نهايي انتخابات هم سناريوها طراحي كرده بودند كه بازگويي آن از حوصله اين نوشتار خارج است.
در سوي ديگر رقابتها، اصولگرايان بودند كه به دليل تشتت و اختلافات سليقهاي نتوانسته بودند به كانديداي واحد برسند. شيخوخيت اصولگرايي هم به چالش كشيده شده بود و مدلهاي وحدت بيشتر يك تعارف سياسي بود. علاوه بر اين، هواداران دو آتشه نامزدهاي درون اين جريان از همديگر چنان ديوي ساخته بودند كه «تحجر طالباني» و «شيطان اكبر» از مصاديق بارز اين رفتارهاي افراطي بود. اين تشتت و چنددستگي جريان مقابل را بيش از پيش اميدوار ساخته بود و در اين ميانه اصلاحطلبان به مدد بهرهگيري از فضاي رسانهاي و تبليغي توانستند ضمن مصادره دكتر روحاني ( كه هيچگاه خود را اصلاحطلب معرفي نكرده بود ) پيروزي وي را به نام خود فاكتور كنند. اما اين پايان ماجرا نبود، آنها از فرداي روز انتخابات با استفاده از كليدواژه «پيام24 خرداد» تسويه حساب داخلي در بدنه دولت را به شديدترين شكل ممكن پيگيري كردند و بسياري از دلسوزان نظام را به بهانه اينكه اين پيام را درك نكردهاند، به سرعت حذف كردند. از اين رو بود كه نخستين اظهار نظر رئيسجمهور در جمع خبرنگاران مبني بر اينكه من كليد دارم نه داس، رنگي از واقعيت به خود نگرفت و به يك تعارف و پز سياسي تعبير شد.
شايد بتوان گفت اوج فشار جريان پيروز انتخابات با بهرهگيري از پتك « پيام 24 خرداد » در جريان بررسي صلاحيت وزراي پيشنهادي دولت صورت گرفت.
آنها با بهرهگيري از اين كليد واژه تلاش وسيعي را آغاز كردند تا نامزدهاي خود را بدون كمترين مخالفتي از سوي خانه ملت روانه پاستور كنند كه البته در مواردي هم موفق شدند. آنها در اين مقطع پيام ديگري را به افكار عمومي براي آينده مخابره كردند كه مجلسي كه نميتواند با پيروز انتخابات 24 خرداد همراهي كند، بايد در دوره آينده درباره تركيب آن تجديدنظر شود. پس از نفوذ نسبي اصلاحطلبان افراطي در دولت مدعي اعتدال كه پيشتر شعار بهرهگيري از نيروهاي معتدل دو جناح سياسي كشور را داده بود، اكنون نوبت تسخير شوراهاي اسلامي شهر و روستا خصوصاً در كلانشهرها بود كه البته اكثريت آن در اختيار اصولگرايان بود.
افكار عمومي فراموش نكردهاند كه اصلاحطلبان سرخوش از پيروزي عاريتي در انتخابات رياست جمهوري چگونه بيشترين تخريبها را عليه شهردار جهادي تهران روا داشتند و پس از آنكه دريافتند يكي از اعضاي اصلاحطلب شوراي شهر تهران به ادامه مديريت دكتر قاليباف رأي داده بود، چگونه او را از عضويت در همه تشكلهاي اصلاحات حذف كردند كه تهديد و تخريب اين فعال اصلاحطلب همچنان ادامه دارد.
آنگونه كه از شواهد و قرائن پيداست، اصلاحطلبان اين روزها عزم خود را جزم كردهاند تا مجلس دهم و حتي مجلس خبرگان رهبري را به تسخير خود در آورند.
در اين ميان رفتار برخي غضنفرهاي جريان اصولگرا اگر نگوييم خيانت است، كمترين ترديدي باقي نميگذارد كه تعارف قدرت به جرياني است كه موجد فتنه 88 و تحصن مجلس ششم بودند. بنابراين اصولگراياني كه دل در گرو نظام دارند، بايد از انفعال ناشي از شكست انتخابات 92 بيرون آيند و با سازماندهي نيروهاي اصيل به بازسازي فكري و تشكيلاتي خود بپردازند.
عملكرد مجلس نهم در عمل به مر قانون، خدمت به مردم و نهراسيدن از تشرهاي تبليغاتي جناح حاكم معيار مناسبي است براي اثبات تواناييهاي اصولگرايان در اداره امور. اقبال 60 درصدي مردم به اصولگرايان در انتخابات شوراهاي اسلامي نشان ميدهد كه پايگاه مردمي اين جريان اصيل، ريشهدارتر از آن است كه با تبليغات اغواگرايانه جريان رقيب دچار خدشه شود، نكته اساسي آن است كه مردم وحدت را در رفتار و كردار آنها مشاهده كنند؛ پس «پروا مكن بشتاب همت چارهساز است.»