آسيبهاي اجتماعي روح عمومي جامعه را خدشهدار ميكند؛ آسيبهايي كه دامنه گسترش آن هر روز نسبت به روزهاي قبل شيوع بيشتري پيدا ميكند و دامن افراد بيشتري را ميگيرد. از كودكان كار گرفته تا افراد بيخانماني كه در آلودگي هوا و سرماي زمستان غذاي سالمي براي خوردن و جاي گرمي براي خواب پيدا نميكنند. به ياد بياوريد پسر جواني را كه پيش از قرار گرفتن در پاي طناب دار گفت براي تأمين هزينه درمان بيماري مادرش دست به سرقت زده بود، اما نوع عمل او از نظر قانونگذار آنقدر مجرمانه بود كه سرنوشت وي به طنابدار گره خورد. آسيبها اما به اينجا ختم نميشود و در هرمهاي بالاي جامعه گونهاي ديگر از آن در جريان است، هرچند سرنوشت مجرمان دانهدرشت به همين سادگيها به طناب دار گره نميخورد. مثال روشنش رونمايي از پرونده 3 هزار ميليارد توماني، سازمان تأمين اجتماعي، برخي نمايندگان مجلس، وزيراني از دولت سابق و... كه اين روزها صداي افتادن تشت رسوايي ماليشان همه جا شنيده ميشود. در حالي كه گيسوگيسكشي بين اين مديران ارشد در جريان است، متهمان پرونده دادگاه اختلاس در بيمه هم اين روزها پاي ميز محاكمه قرار گرفتهاند تا دادگاه درباره سرنوشت پروندهشان اظهار نظر كند. شكار مجرمان دانهدرشت اما دشواريهاي خاص خودش را دارد. بيشتر اين افراد مديراني ارشد در سازمانهاي خود هستند كه به واسطه داشتن قدرت مالي و نفوذ در سيستمهاي دولتي اهداف مجرمانه خود را دنبال ميكنند و در صورت گرفتاري در دستگاه قضايي با در اختيار گرفتن وكلايي زبده، براي نجات خويش تلاش ميكنند. بروز فساد در دستگاههاي دولتي روح عمومي جامعه را نسبت به عملكرد دستگاههاي قضايي و پليس خدشهدار و مجرمان را نسبت به اعمال مجرمانه خويش جريتر خواهد كرد. حال بايد ديد در جامعهاي كه برخي مديرانش اين گونه بيپروا همديگر را به فساد و تباني متهم ميكنند، دستگاه قضايي با آنها چه برخوردي خواهد كرد؟