جنبش دانشجويي به عنوان يك جنبش تأثيرگذار همواره در عرصههاي مختلف قبل از انقلاب و بعد از آن نقشآفرين بوده و در خط مقدم مواجهه با مسائل مختلف داخلي و بينالمللي قرار داشته است و پيشرو حركتهاي بزرگ در تاريخ سياسي ايران اسلامي بوده است كه اگر بخواهيم تنها به نمونههايي از عملكرد اين جنبش فرهنگي، سياسي و علمي اشاره كنيم، ميتوانيم از كارنامه درخشان جنبش دانشجويي در 16 آذر 32، حمايت هوشمندانه از بنيانگذار انقلاب اسلامي امام خميني(ره) در سال 57 و حضور فعال و تأثيرگذار دانشجويان در 13 آبان 58 نام ببريم، بماند كه جنبش دانشجويي در طول 34 سال گذشته خدمات قابل توجه ديگري در بخشهاي مختلف براي انقلاب اسلامي انجام داده است كه طرح و نگارش آن در اين وجيزه نميگنجد اما نكتهاي كه بايد به آن اشاره شود و هدفنگارنده از اين يادداشت ميباشد اين است كه پيشگام بودن و تأثيرگذار بودن اين قشر، مرجع و مطلوب بودن جريان دانشجويي براي افكار عمومي، آن را مورد توجه ويژه جريانات سياسي فعال داخلي و خارجي قرار داده است، لذا نمونههاي زيادي وجود دارد كه نشان ميدهد چگونه در طول سالهاي گذشته، جريانهاي قدرتطلب و احزاب رسمي و گروههاي ذينفوذ فرصتطلب از جنبش دانشجويي به عنوان يك بستر مهم در راستاي تأمين منافع حزبي، باندي و شخصي خود و جهت كسب، تقويت و حفظ قدرت استفاده كردهاند، لذا امسال 16 آذر 92 (روز دانشجو) در حالي در دانشگاههاي كشور گرامي داشته شد كه در برخي دانشگاههاي مهم جريانات بيرون دانشگاه براي بيرون آمدن از لاك انزوا و احياي مجدد خود، تلاش كردند از بستر اين روز مهم استفاده كنند و از انفعال درآيند و در كالبد سوخته جريان مطبوع خود، به واسطه حضور در دانشگاهها و تحريك جمعي از دانشجويان، رمق و نفسي ايجاد نمايند تا نشان دهند در بين افكار عمومي مقبوليت دارند؛ به همين خاطر به كمك عوامل وابسته به خود در فضاي دانشجويي در برخي دانشگاهها و حمايت برخي از مسئولان دانشگاهها به واسطه تغييرات و انتصابات جديد متأثر از تغيير دولت و جابهجايي در وزارت علوم سعي كردند به جاي توبهكردن از اقدامات خود در حمايت از جريان فتنه سال88، به صورت گستاخانه مطالبهگري از نظام را پيش بگيرند و از رأفت اسلامي در محاكمه سران فتنه سوءاستفاده نموده و خواهان رفع حصر آنان و آزادي زندانيان سياسي شوند كه هشت ماه جامعه را به آشوب و اغتشاش كشاندند و عليه رأي و نظر مردم شوريدند.
اين فضاي بهوجود آمده در بستر 16 آذر 92 گوياي آن است كه تاريخ به دنبال تكرار شدن حركت ميكند و بار ديگر جرياني طرفدار فتنه و اسلام امريكايي ميخواهد تجربه هشت ساله دوران اصلاحات را در دانشگاهها پياده نمايد و دانشگاه را ميدان بازي احزاب و جريانات بيرون دانشگاه نمايد. پس ميطلبد كه جنبش دانشجويي هوشيار باشد چراكه اين جريان دانشگاه را پلكاني براي دستيابي به قدرت ميداند؛ جرياني كه جهت رشد خود به دنبال خون گرفتن از دانشجوست. اين جريان با تأسي از گذشتگان خود، امثال سعيد حجاريان ( عضو حزب مشاركت و مشاور آقاي خاتمي ) كه معتقد بود اصلاحات اگر بخواهد زنده شود نياز به خون دارد، خواهان هزينه دادن جنبش دانشجويي به جاي خود، براي احياي جريان مطبوعش است.
اين جريان منحرف وابسته به فتنه، در همراهي جنبش دانشجويي به دنبال اين است كه دانشگاه به جاي رشد علمي و نشاط سياسي محلي براي هياهو، هو كشيدن و سوت و كف زدن باشد؛ جرياني كه نماد خود را سران فتنه 88 قرار داده است و تجربه هشت سال اصلاحات را دارد، تلاش ميكند از بدنه اجتماعي دانشگاه و ظرفيت دانشجو براي كسب قدرت و چانهزني در معادلات سياسي استفاده نمايد.
جريان اصلاحات در هشت سال (84 ـ 76 ) فضاي دانشگاهها را به سمتي برد كه دانشجو كوركورانه و هيجانزده، بدون استدلال منطقي و محكم، دنبالرو سناريوي افرادي مانند تاجزاده، بهزاد نبوي، علي افشاري (فراي به لندن و عضو ثابت شبكه بيبيسي فارسي) باشد و در راستاي استحكام قدرت حزبي آنان قدم بر دارد. پس آزموده را آزمودن خطاست. جنبش دانشجويي بايد مواظب سياهچالهاي خطرناك و تورهاي پهن شده توسط سياسيون سياسي كار بيرون از دانشگاه باشند و با هوشياري تمام تلاش كنند در پازل تعريف شده جريانات قدرت طلببازي نكنند و نگذارند از جنبش دانشجويي استفاده ابزاري و منفعتطلبانه صورت گيرد.