هميشه توسط اطرافيان بابت اينكه پسر خوبي هستم تشويق ميشدم، هيچ وقت فكر نميكردم در شرايطي قرار بگيرم كه ديگران و بخصوص پدر و مادرم از برخورد و رفتارم ناراحت شوند، تا اينكه چند وقت پيش به خاطر يك موضوع خيلي كوچك با مادرم برخورد تند و بدي كردم، آن موقع اصلاً رفتارم دست خودم نبود فقط ميخواستم هرطور شده حرفم را به كرسي نشانده و پيروز شوم. احساس كردم در آن لحظه مادرم اصلاً مرا درك نميكند و نميخواهد حرف مرا قبول كند. آن روز گذشت و به خاطر رفتاري كه از من سر زده بود احساس ناخوشايندي داشتم، از مادرم عذرخواهي كردم اما ذهنم مشغول شده بود كه چه كار كنم بار ديگر اين برخورد و رفتارها از من سر نزند. به اين فكر افتادم كه با دوستم ميلاد درمورد اين رفتار صحبت كنم و بعد از آن باهم و با كمك و مشورت برادر بزرگتر ميلاد به اين نتيجه رسيديم كه براي تكرار نشدن اين اشتباه حتماً با يك مشاور متخصص مشورت كنم.
پاسخ از بابك رهبري، روانشناس باليني
همه نوجوانها در سنين نوجواني در شرايط روانشناختياي قرار ميگيرند كه نه حس كودكي دارند، نه بزرگ بودن. اما از لحاظ هويتي احساس بزرگي ميكنند و ويژگيهايي مرتبط با سن و جنسيتشان در آنها نمود پيدا كرده كه بايد توجه ويژهاي به آن شود.
در سنين نوجواني بايد ديد كه فرد در چه حال و هوايي مراحل رشد را سپري ميكند. از نظر جسماني و بلوغ روانشناختي در چه وضعيتي است و گروه همسالانش چه كساني هستند؟ عضويت در گروه سني همسالان و مدت زمان همراه بودن با آنان به عنوان يك گروه اجتماعي در شكلگيري رفتار بسيار مؤثر است و در نهايت نوجوان ميتواند با آموزش مهارتهاي پايهاي زندگي و برنامهريزي صحيح، از دانش برنامه پيشگيرانه بهره گرفته و نگاهش را دچار تغيير و تحول كند.
با اين روش، رفتار دچار تغييرات معنادار شده و سبك زندگي تغيير ميكند كه اين همان كسب خودآگاهي در وجود نوجوان است و با اين روش نوجوان، خانواده و جامعه اطرافش را متفاوت ديده و اولين خاستگاه و زمينههاي شكلگيري و انتقال ارزشهاي فردي، خانوادگي و فرهنگي خود را ميشناسد.
شناخت ارزشها، دليل تعارض با والدين
اما گاهي نوجوانان دچار تعارض با والدين ميشوند كه علت آن فرآيند انتقال ارزشهاست. نوع نگاه نوجوان به ارزشهاي فرهنگي و روشهاي انتقال ارزش نقش مهمي در اين امر دارند. وقتي ارزشها را شناختيد اعتماد به نفس بيشتري پيدا ميكنيد و نقاط قوت و ضعف خود را ميشناسيد و با مهارتهاي ارتباطي كه فراگرفتهايد ارتباطهاي پرخاشگرانه و منفعلانه را به راحتي تشخيص ميدهيد و با تمرين، كيفيت تعامل و برخورد با ديگران را كمكم ميآموزيد و تجربه ميكنيد. برنامه مهارت زندگي يك فرصت آزمايشگاهي فراهم ميكند كه شما خودتان را بيشتر شناخته و اينگونه ميتوانيد خشم، تفكر نقاد و فشارهاي رواني موجود در رفتار را مهار كرده و حل مشكل كنيد. اما موفقيت در آموزش مهارتهاي زندگي ضمانت كاملي براي رفتارهاي شما نيست چون اين برنامه به صورت نظام يافته و مداوم وجود ندارد و ممكن است در برخوردها سازگاري مطلق پيش نيايد كه در اينجا نياز است در كنار اين برنامه خانوادهها نيز با عوامل محافظتكنندگي كافي در كاهش يا افزايش رفتارهاي سوء نوجوانها اثرگذار باشند.
رعد و برق رفتارمان را مديريت كنيم
خشم يكي از هيجانهاي دروني بشر است كه گاهي براي بقا و گاهي براي مقاومت لازم است، مانند رعد و برق در آسمان كه با كنترل اين خشم از سوي آسمان الكتريسيته توليد ميكنيم و به نتيجه مطلوب ميرسيم پس بايد خشم را كنترل كنيم. بستههاي آموزشي كه به عنوان تمريني براي مهارتهاي زندگي در موقعيتهاي مختلف است، كمك ميكند كه با كسب خودآگاهي خشم و زمينههاي ايجاد آن را مديريت كنيد. تمرين ديگري كه ميتوانيد در خودتان ايجاد كنيد ديدگاهگيري است كه اين موضوع در مباحث روانشناختي مطرح ميشود و با به كارگيري آن در زندگي، دنياي درونتان به گونهاي متفاوت شكل خواهد گرفت و به كمك آن آمادگي ذهني و استعداد اين را پيدا ميكنيد كه خودتان را جاي ديگران گذاشته و با درك فضاي ذهني آنها، رفتارتان را هدايت كنيد. با فراگيري مهارتهاي ارتباطي رفتار خودمحورانه را ميآموزيد و در نتيجه بيشتر ملاحظات محيط اطرافتان را خواهيد داشت.
نتيجه و يك پيشنهاد
بحرانها از مسائل كوچك شروع شده و به تدريج بزرگ ميشوند، پس براي كنترل خشم بايد روش ارتباط برقرار كردن و بخصوص ارتباط پرخاشگرانه و منفعلانه را ياد بگيريم و دانستن تمام آن چيزهايي را كه ميخواهيم يا نميخواهيم را در خود تقويت كنيم. اگر ارزشهايمان را بدانيم با كسب خودآگاهي، از احساسات و هيجاناتمان شناخت پيدا كرده و رفتارهاي ناخواسته ما اگر هم نمود داشته باشد ناچيز خواهد بود و رفتارمان همان ميشود كه ميخواهيم. براي به دست آوردن اعتماد به نفس بيشتر و بهتر مديريت كردن رفتارمان ميتوانيم ويژگيهاي مثبتي كه احساس ميكنيم در ما وجود دارد را روي يك كاغذ نوشته و پس از آن در يك نظرسنجي از اطرافيانمان بخواهيم ويژگيهاي مثبتي كه در رفتار ما ميبينند را برايمان بازگو كنند و آنها را با نوشته خودمان مقايسه كرده و به يك تجربه جديد از رفتار خودمان دست پيدا كنيم.