کد خبر: 625410
تاریخ انتشار: ۱۹ آذر ۱۳۹۲ - ۱۰:۳۰
«دانشگاه، مبدأ تحولات كشور است» اين سخن امام(ره) را مي‌توان از زواياي مختلفي ديد.
زهرا محسني‌فرد*

دانشگاه مي‌تواند با تأثيرگذاري بر نهادهاي كلان كشور چون سياست، اقتصاد و فرهنگ مبدأ تحولات گسترده شود. علاوه بر اين دانشگاه‌ محل تربيت قشر تحصيلكرده است كه بيشترين تأثيرگذاري را در ايجاد تحولات كشور دارند.

دانشگاه، بسترهاي فراواني را براي تربيت افراد مهيا مي‌كند. يكي از اين بسترها كه تأثير فراواني در شكل‌گيري هويت دانشجويان دارد «تشكل‌هاي دانشجويي» است. هر كدام از اين تشكل‌ها بر اساس عقايد و اصول خود برنامه‌هايي را براي جذب دانشجويان به سوي خود طراحي و اجرا مي‌كنند و پس از جذب دانشجو به تشكل خود نيز با ادامه فعاليت‌هاي خود از او فردي مي‌سازد كه داراي جهت‌گيري‌ها و عقايد ويژه‌اي است. دانشجويان در بدو ورود به دانشگاه و در همان روزهاي آغازين حضورشان در دانشگاه شناختي نسبي از تشكل‌ها به دست مي‌آورند. برخي از دانشجويان پيش از ورود به دانشگاه نيز با توجه به عقايد و نگرش سياسي خود مي‌دانند كه با ورود به دانشگاه بايد سراغ كدام تشكل بروند. ورود دانشجو به يك تشكل و درگير شدن با فعاليت‌هاي تشكلي اگر در مسير درست خود قرار بگيرد مي‌تواند نتايج مثبت بسياري براي خود فرد و جامعه‌اش داشته باشد و اگر اين مسير درست انتخاب نشود مي‌تواند نتايج زيان باري براي فرد و جامعه به بار آورد.

قرار گرفتن در مسير درست فعاليت‌هاي تشكلي مي‌تواند زمينه‌هاي رشد فرد در ابعاد مختلف را موجب شود. براي مثال شركت در حلقه‌هاي علمي و دوره‌هاي خوانش كتاب و مقاله در تشكل‌ها هم وزن با كلاس‌هاي دانشگاهي به دانشجو در كسب علم و افزايش آگاهي كمك مي‌كنند. به ويژه در دانشگاه‌هاي فني و مهندسي و پزشكي كه دانشجويان كمتر با مباحث اعتقادي، اجتماعي و فرهنگي در كلاس‌هاي درس خود روبه‌رو مي‌شوند. تشكل‌ها مي‌توانند با برگزاري كلاس‌ها و دوره‌هاي آموزشي با موضوعات ديني، فرهنگي و اجتماعي به رشد همه‌جانبه و بلوغ فكري دانشجويان كمك مؤثري كنند.

درگير شدن در امور اجرايي تشكل نيز ثمرات ارزشمندي براي فعالان آن دارد. دانشجويان جوان با ورود به تشكل و قبول مسئوليت‌هاي اجرايي در مقياس كوچك براي قبول مسئوليت‌هاي بزرگ در آينده تمرين مي‌كنند. براي مثال قبول مسئوليت يك اردوي كوچك تشكلي مي‌تواند بسياري از توانمندي‌هاي مديريتي در فرد را تقويت كند.

فعاليت در يك تشكل و لزوم همكاري با افراد مختلف كه ممكن است هر كدام يك قوميت خاص و فرهنگي منحصر به فرد داشته باشند، دانشجو را به سمت شخصيتي منعطف و صبور در برابر تفاوت عقيده و سليقه‌هاي مختلف سوق مي‌دهد و به او مي‌آموزد در جامعه بزرگ‌تر كه دايره افراد مختلف گسترده مي‌شود چگونه بايد با احترام به اين تفاوت‌ها مسئوليت خود را به درستي انجام دهد.

تعهد به يك تشكل در شكل مثبت و به دور از افراط و تفريط آن موجب مي‌شود دانشجو در برابر اتفاقاتي كه در جهان، جامعه خود، دانشگاه، كلاس و جمع‌هاي كوچك دوستانه رخ مي‌دهد، حساس باشد و از كنار هيچ چيز بي‌تفاوت عبور نكند. اگر در كشوري ديگر حكومتي به مردم خود ظلم مي‌كند - مانند ظلمي كه براي شيعيان بحرين اتفاق افتاد- دانشجويان در قالب يك تشكل اين رفتار را محكوم و از مردم آن كشور حمايت مي‌كنند و از دوران جواني مي‌آموزند نسبت به مسائل جهاني و دنياي اسلام حساس و دقيق باشند. اگر در كشور دانشجويان از تصويب يك قانون در مجلس ناراضي باشند در قالب تشكل و به شكلي آرام و منطقي اعتراض خود را به گوش نمايندگان مي‌رسانند. اگر در دانشگاه و كلاس استادي جهت‌گيري و رويه نادرست فكري را ترويج دهد، دانشجويان باز هم در قالب تشكل خود مي‌توانند نسبت به اين رويكرد اعتراض كنند. به طور كلي تشكل به دانشجو كمك مي‌كند تا در آينده نيز نقش يك عضو حساس و فعال در جامعه را ايفا كند يا به اصطلاح دانشجوها، سيب‌زميني نباشد.

در كنار اين نتايج مثبت، قرار گرفتن در مسير نادرست فعاليت تشكلي مي‌تواند زمينه‌هاي تعصب و داوري يكجانبه در فرد را تقويت كند و به جاي كمك به دانشجو براي حركت در مسير حق و اعتدال، موجب شود دانشجو در مسير تندروي و آشوبگري قرار بگيرد.

گاهي فرد با عضويت در تشكل تنها مي‌آموزد كه در هر شرايطي بايد از موضع خود و تشكلش دفاع كند و حتي هنگامي كه يقين پيدا كرد ‌ او و تشكلش بر حق نبوده‌اند باز هم به خاطر مصلحت تشكلش بر موضع اشتباه خود پافشاري كند. براي مثال تشكل‌هايي كه در فتنه 88 اصرار بر راست‌گفتاري و درست‌كرداري سران فتنه و تقلب در نتيجه انتخابات داشتند، با وجود اينكه هيچ مدركي براي اثبات ادعاي خود ارائه ندادند، هرگز حاضر به اعتراف به صحت نتايج انتخابات 88 نشده و در ايام فتنه نيز با آشوبگري و رفتارهاي افراطي، تنش و درگيري را به دانشگاه كشاندند و آرامش محيط آموزشي را برهم زدند. از ديگر نتايج مخرب، تأسف بار و نگران‌كننده حركت‌هاي نادرست تشكلي، گسترش نفاق و شكاف در بين دانشجويان است. دانشجويان هنگامي كه در قالب تشكل‌هاي دانشجويي در مقابل يكديگر قرار مي‌گيرند، آنقدر براي پيروزي بر هم تلاش مي‌كنند و با بغض نسبت به يكديگر رفتار مي‌كنند كه فراموش مي‌كنند دشمن مشتركي در كار است كه بايد با وحدت و همكاري آنها از ميان برداشته شود. نمونه اين برخوردهاي افراطي، تنش‌هاي بسيج و انجمن اسلامي در دانشگاه است- فارغ از اينكه در اين مواجهه سخن و ادعاي چه كسي بر حق نزديك‌تر است- كه گاهي عميقاً تأسف‌برانگيز است چراكه افراطيون اين تشكل‌ها به تشكل ديگر به چشم دشمن خود نگاه مي‌كنند نه دوستان هم‌دانشگاهي كه تنها كمي با او اختلاف عقيده دارند و فراموش مي‌كنند براي گام برداشتن در مسير اعتلاي كشور بايد منصفانه رفتار كنند.

فراموش نكنيم تشكل‌هاي دانشجويي كارهاي بزرگي انجام داده‌اند و تحولات شگرفي را رقم زده‌اند. نمونه آن، انجمن‌هاي اسلامي است كه در سال‌هاي منتهي به انقلاب نقش مؤثري در تربيت دانشجويان انقلابي و نجات آنان از كمونيسم ايفا كردند و نمونه ديگر آن تسخير لانه جاسوسي و كشف خيانت‌هاي امريكا توسط دانشجويان بسيجي است كه مسير كشور را در تاريخ عوض كرد.

*

كارشناس ارشد جامعه‌شناسي

دانشگاه تهران

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار