اگر تاريخ معلم انسانهاست و بايد از آن عبرت گرفت، چه نكاتي در دفاع مقدس وجود دارد كه ميشود چون عبرتي براي نسلهاي آينده مورد استفاده قرار گيرد؟ براي بررسي اين موضوع شايد بتوان موارد بسياري را در نظر گرفت. به عنوان نمونه عبرت «غافلگيري» روزهاي آغازين جنگ يكي از آنهاست. (هرچند خيلي از نظاميان كاركشته كشورمان هرگز از آن با لفظ غافلگيري استفاده نميكنند و معتقدند اهمالكاري برخي از مسئولان چون بنيصدر باعث پيشروي برقآساي قواي دشمن در روزهاي اوليه جنگ شد) يا در مقطع ديگري از جنگ، آغاز عملياتهاي جداگانه سپاه و ارتش كه مشخصاً پس از عمليات بدر صورت پذيرفت، به نوعي اصل وحدت را تحتالشعاع خود قرار ميداد كه البته بعدها در جهت كم شدن فاصله اين انشقاق اقداماتي صورت گرفت.
معالوصف اگر در وقايع دفاع مقدس ريز شويم، از اين دست موارد عبرتگيري بسيار است اما يكي از نكاتي كه همواره در جنگ تحميلي خود را به رخ ميكشيد، تكيه بر قدرت دروني كشورمان با اصل حضور مردمي در جبهههاي جنگ بود كه بسياري از كاستيهاي اين جنگ نابرابر را برطرف ميساخت. البته همين حضور مردمي نيز خود با رجوع به فرهنگ ايراني- اسلامي، يا حداقل دست يازيدن به بخشي از اين فرهنگ ميسر شد. اينجاست كه توجه به مسئله «فرهنگ» جلوه پررنگتري مييابد.
عاشورايي جنگيدن جزئي از اين فرهنگ بود. يا دفاع از حريم مملكت اسلامي كه در جنگ تحميلي اين حريم در مرزهاي مشخص شده ايران اسلامي بازتعريف ميشد. چنين فرهنگي بود كه باعث ميشد رزمندگان تحت محاصره كشورمان در داخل شهر سوسنگرد، حتي براي رفع گرسنگي، برداشتن مواد غذايي از مغازههاي برجاي مانده داخل شهر را منوط به اجازه حضرت امام(ره) ميكردند. ماجراي اين واقعه تاريخي تا به آنجا پيش رفت كه اين رزمندگان محاصره شده توسط بيسيم موضوع را به ديگر رزمندگان منتقل كرده و در نهايت حضرت امام(ره) مطلع شده و با اين شرط كه اقلام مورد استفاده ليست شده و بعدها به صاحبانش عودت شود، بهرهبرداري محاصرهشدگان از اقلام غذايي را جايز اعلام ميكنند.
به همين ترتيب رد پاي ابعاد گوناگون اين فرهنگ را در جاي جاي دفاع مقدس ميتوان مشاهده كرد. در كلام مادران شهدا، تصاوير خندان رزمندگان در عكسهاي يادگاري، شور و شوق براي شهادت و نيل به حيات سعادتمند و جاودان، مقابله با دشمني كه به لحاظ تسليحات و قواي نظامي برتري چشمگيري بر ما داشت و... اما مسئله اينجاست كه اگر چنين فرهنگي ريشه در باورهاي اسلامي ملت ايران داشت، جايگاه دفاع مقدس در ذيل اين فرهنگ چيست؟
اين سؤال را شايد بتوان در زنده كردن ابعادي از اين فرهنگ در دفاع مقدس، يا بالفعل كردن بخشهاي بالقوه آن جستوجو كرد. اگر شهادتطلبي بخشي از فرهنگ شيعي و در سلسله مبحث عاشورا جاي دارد، هشت سال دفاع مقدس مهر تأييدي بر اين موضوع بود. يا پاسداري مسلمان از حريم اسلامي خود در ذيل رهبري ولي فقيه زمان نمونه ديگري است كه ميشود به آن توجه كرد. به همين ترتيب جنگ تحميلي فرصتي بود براي آزمودن آموختههاي فرهنگي ايرانيان مسلمان كه در يك دوره زماني سخت و پر از حادثه، اين آموزهها سربلند بيرون آمدند.
اما اگر دفاع مقدس نقطه عطفي در فرهنگ اسلامي يا به تعبير امام(ره) اسلام ناب محمدي بود، مسلماً لزوم حفظ و تأكيد بر ارزشهاي اين دوره نكته عبرتآموزي است كه بايد به آن توجه شود. موضوعي كه در دورههاي پس از جنگ و به خصوص در دوران سازندگي و اصلاحات ضربات عديدهاي بر پيكره آن وارد شد. حالا اگر برخي ميگويند: قاعده اين است كه گذشت ساليان از دفاع مقدس باعث كمرنگ شدن ارزشهاي آن ميشود، سخني بيهوده خواهد بود چراكه نكات موجود در اين ارزشها جزو فرهنگي است كه هرسال در مناسبات مذهبي چون تاسوعا و عاشوراي حسيني تجديد ميشود. پس اين ما هستيم كه بايد پاسداري هميشگي و نو به نو از فرهنگ ريشهدار دفاع مقدس را به عنوان عبرتي از اين دوران پر از فراز و نشيب حفظ كنيم.
سلام میتونید برای من یه مورد از مهمترین وقایع 8 سال دفاع مقدس که اندازه ی یک ورقه ی پشت و رو A4 رو ایمیل کنید