کد خبر: 625365
تاریخ انتشار: ۱۹ آذر ۱۳۹۲ - ۰۸:۵۱
معاون اجتماعي ناجا
بسيار گفته‌اند و شنيده‌ايم «بيشتر تصميم‌هايي كه هنگام خشم گرفته مي‌شوند، نادرست است.» آيا واقعاً چنين است؟ يافتن پاسخ اين سؤال دشوار به نظر نمي‌رسد، چون همه ما ممكن است پيامدهاي حاصل از تصميم‌گيري به هنگام عصبانيت را تجربه نموده و اثرات ناگوار آن را ديده باشيم. با وجود اين، انديشمندان و محققاني كه علاقه‌مند كاوش در اين قلمرو هستند خود را در سطح تجارب شخصي محدود نساخته‌اند بلكه براي ارائه پاسخي متقن به پرسش مذكور از «روش‌شناسي علمي» بهره جسته‌اند. به عنوان مثال، به تازگي گروهي از محققان علوم رفتاري به سرپرستي ويليامز، در يك مطالعه جامع، گروهي از مديران را با ارزيابي‌هاي پيش‌داورانه و نادرست و واكنش‌هاي عاطفي نامناسب «عصباني» كرده‌اند، اما هيچ مداخله‌اي در عواطف گروه دوم نكردند و از عصباني ساختن آنان اجتناب كردند.
سپس از دو گروه خواستند تا هم در قلمرو مسائل خانوادگي و هم در قلمرو مسائل سازماني سه تصميم مهم را اتخاذ و به مدت يك هفته آن را اجرا كنند. آن محققان يك هفته پس از شروع مطالعه از مديران دو گروه پرسيدند چه ميزان از تصميمات هفته قبل خود راضي‌اند؟ در پاسخ اين سؤال، گروه اول (گروهي كه به هنگام عصبانيت تصميم‌گيري نموده بودند) اظهار داشتند كه 83 درصد تصميمات آنها نادرست و بدفرجام بوده است. در حالي كه تنها 22 درصد گروه دوم چنين نظري داشتند. افزون بر آن، گروه اول اظهار كردند كه به سبب تصميمات ناصحيح خود، در اداره و خانواده با چالش‌هايي رو‌به‌رو شده‌اند.
چرا چنين است؟ به بيان دقيق‌تر، چرا تصميماتي كه به هنگام عصبانيت و البته ساير هيجانات منفي، اتخاذ مي‌شوند در بيشتر مواقع اثرات نامطلوبي از خود بر جاي مي‌گذارند؟ از چند منظر مي‌توان اين سؤال را پاسخ گفت. اجازه بدهيد برخي از آنها را مرور كنيم.
نگاه اول، منظر «عصب‌شناسي» ( نورولوژي) است. عصب‌شناسان ساليان زيادي است كه با آزمايشات دقيق نشان داده‌اند كه خشم و عصبانيت امكان دسترسي آدمي به اطلاعات ذخيره شده در مغز، به ويژه اطلاعات پيچيده را كاهش مي‌دهد و او ناگزير براي تصميم‌گيري به اطلاعات و داده‌هاي دم‌دستي بسنده مي‌كند. گويي خشم و عصبانيت به فيلتر نيرومندي تبديل مي‌شوند كه مانع از فراخواني اطلاعات مورد نياز از مغز مي‌شوند. علاوه بر آن، در شرايط خشم و عصبانيت، كارآيي كلي مغز، به ويژه لب پيشاني كه مسئول تفكر عاقلانه و رفتارهاي انديشمندانه است، به شدت تقليل مي‌يابد. از همين روي، عصب‌شناسان توصيه مي‌كنند تنها زماني به تصميم‌گيري مبادرت كنيد كه از خشم رهايي يافته باشيد.
نگاه دوم، «رويكرد روانشناختي» است. روانشناسان با مطالعات خود نشان داده‌اند كه خشم و ساير هيجانات منفي، موجب «مسموم شدن مغز» به سبب انباشته شدن آن از «افكار منفي» مي‌شود. يعني زماني كه فرد خشمگين و عصباني يا دچار ترس شده است، تنها آن دسته از اطلاعات از ناهشيار و حافظه بلندمدت ذهن به سطح هشيار ذهن و «حافظه فعال» او راه مي‌يابند كه با هيجانات تجربه شده ( خشم يا ترس) همخواني دارند. آشكار است كه در چنين شرايطي فرد تصميمات خود را بر اساس آن دسته از اطلاعات (كه معمولاً تحريف شده و ناقصند) اتخاذ مي‌كند و ناخودآگاه خود را از اطلاعات دقيق و مناسب محروم مي‌سازد. شواهد نشان داده‌اند كه ذهن آدمي مستعد ارتكاب «خطاهاي شناختي» ( نظير بزرگنمايي، پيشگويي نادرست، تعميم نابجا، استناد غلط و...) است. احتمال وقوع اين خطاها به هنگام تجارب هيجاني قوي بيشتر مي‌شود، بنابراين تصميماتي كه در چنين شرايطي گرفته مي‌شوند، بيشتر نادرست هستند.
چاره اجتناب از پيامدهاي حاصل از تصميمات اتخاذ‌شده به هنگام خشم و عصبانيت اين است كه در چنين شرايطي از اتخاذ تصميم بپرهيزيم و تصميمات را تنها در شرايطي اتخاذ كنيم كه در آرامش، ايمني و خلق مناسب به سر مي‌بريم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار