کد خبر: 625307
تاریخ انتشار: ۱۸ آذر ۱۳۹۲ - ۲۳:۱۵
علي رضايي
كسي منكر اين نيست كه در عين گسترش روابط بين‌المللي مي‌توان به سرمايه‌ها و منابع داخلي هم تكيه كرد و حتي لازم است اين دو مقوله را با توجه به شرايط داخلي و خارجي در كنار هم پيش برد. ضرورت توجه به قدرت داخلي از همين باب است كه بارها مورد تأكيد قرار گرفته و با توجه به شرايط داخلي و خارجي، رهبر معظم انقلاب، مسئولان امر را بر اين اصل در كنار گسترش روابط بين‌المللي متوجه ساخته‌اند.
نگاهي به پيشرفت‌هاي كشورمان در طول سه دهه انقلاب نيز مؤيد اين مطلب است كه نقاط عطف پيشرفت در جمهوري اسلامي مديون همت و عزم جوانان ايراني است. فعاليت صلح‌آميز هسته‌اي، پرتاب ماهواره تحقيقاتي و انتقال موجود زنده به فضا، پيشرفت‌ها در زمينه شبيه‌سازي، سلول‌هاي بنيادي و تحقيقات درماني، پزشكي، تجربي و فيزيكي، پيشرفت‌هاي دفاعي و نظامي و ساخت ناوهايي كه امروز مأموريت‌هاي بين‌المللي برعهده دارند، همگي با اتكا به قدرت، سرمايه و منابع داخلي تحقق يافته است، آن هم در شرايط تحريم و اوضاعي كه بسياري از سلطه‌گران از ترس اين پيشرفت‌ها هزار مانع در مقابل ما ساخته‌اند.
يقيناً امروز هم ما مي‌توانيم با توجه به اين سرمايه‌هاي داخلي كه بسيار بيشتر از گذشته رو به شكوفايي است استفاده كنيم و مشكلات داخلي و خارجي خود را نيز با اتكا به آنها حل كنيم. اغراق و دور از انديشه نيست اگر در اين باب بگوييم قدرت داخلي ضامن پيشرفت‌هاي بين‌المللي است؛ دولتي كه در برقراري رابطه با ابرقدرت‌هاي زورگو ذوق‌زده شود و در حالي كه مي‌داند دولتي نظير امريكا در ارتباط با كشورهاي ضعيف‌تر از خود، «رابطه» و «سلطه» را يك امر طبيعي و موازي مي‌داند، در مسير اشتباه طي طريق مي‌كند و صحيح آن است كه به توسعه دروني و اقتدار درون‌زا با اتكا به نيروها و سرمايه‌ها و منابع داخلي توجه كند و روابط بين‌المللي را نيز با دولت‌هايي كه به اصل احترام و اعتدال در سياست خارجي قائل هستند و خدشه‌اي بر اقتصاد دروني ما وارد نمي‌كنند، پيش برد.
اگر به تاريخچه و چگونگي قدرتمندي دولت امريكا كه امروز بسياري براي تجديد رابطه با آن بسيار مشعوف هستند و در عين حال كه مي‌دانند سهم و نفوذ آنان با دولت امريكا در عرصه بين‌المللي مساوي نيست، توجه كنيم، مي‌بينيم ايالات متحده بعد از آنكه نخستين قدرت اقتصادي جهان شد، قدم در راه ارتباط مستحكم و سازماني با دولت‌هاي بزرگ گذاشت و اينچنين بود كه توانست نفوذ خود را بر پايه قدرت دروني بر نفوذ ساير دولت‌ها اشاعه دهد.
دولت امريكا حتي بعد از جنگ جهاني اول با آنكه جزو قدرت‌هاي پيروز محسوب مي‌شد اما با توجه به آنكه از قدرت مساوي با ساير قدرت‌هاي پيروز برخوردار نبود هرگز حاضر به عضويت در جامعه ملل نشد. ويلسون رئيس‌جمهور وقت امريكا با دفاع از دكتريني كه او آن را «ديپلماسي جديد» مي‌خواند، در آن ايام باب تازه‌اي در ديپلماسي امريكا گشود. در واقع ورود امريكا در جنگ جهاني اول در ششم آوريل 1917 و حضور ويلسون در پاريس جهت مذاكره در خصوص شروط قرارداد صلح پس از جنگ كه يكي از وجوه اصلي آن ايجاد جامعه ملل است، بنابر همان ديپلماسي جديد ويلسون است.
با اين حال در همان دوران امريكا هنوز آمادگي حضور قوي در عرصه بين‌المللي و رابطه با قدرت‌هاي بزرگ  كه داراي منافع ملي متضاد بودند را نداشت و به همين خاطر و با توجه به اختلافات بين ويلسون و تمايل عميق اكثريت امريكاييان و مخالفت سناي امريكا و رد قرارداد جامعه ملل، امريكا بر همان سياست سابق و پرهيز از عضويت در جامعه ملل ادامه داد. شايد يكي از دلايلي كه باعث شد امريكا در سال 1919 تبديل به نخستين اقتصاد جهاني شود، همين عامل يعني اتكا به قدرت و توسعه دروني بود. درست بعد از همين سال بود كه ناگزير سرمايه‌هاي امريكايي راه اروپا را در پيش مي‌گيرند و امريكا پس از جنگ جهاني دوم و انحلال جامعه ملل و تشكيل سازمان ملل متحد، خود را قدرت برتر دنيا دانست و امروز شاهديم كه نفوذ سياسي امريكا به خاطر نفوذ اقتصادي است كه اين كشور به همراه همپيمانان خود به رغم وجود مشكلات فراوان در عرصه اقتصادي، در پي ارتقاي سطح و بهبود آن قدم برمي‌دارد. هر چند امريكا در جريان كسب قدرت از ابزار استعمار و استثمار و ظلم و جنايت و خيانت در لباس خدمت كه بزرگ‌ترين آن انفجار بمب‌هاي هسته‌اي در پايان جنگ جهاني دوم بود، استفاده كرده است اما اين واقعيت كه اقتصاد درون‌زا پشتوانه ديپلماسي و سياست خارجي امريكا و ساير قدرت‌هاي بزرگ است را نمي‌توان انكار كرد.
امروز بر دولتمرداني كه براي كسب افتخار كاذب در مسير رابطه با امريكا لحظه‌شماري مي‌كنند، واجب است تا لااقل كمي به تاريخ چگونگي قدرتمندي امريكا و ساير قدرت‌ها در عرصه جهاني توجه كنند. جمهوري اسلامي ايران كه تاكنون با پشتوانه اقتصاد درون‌زا و قدرت داخلي بدون ذره‌اي استعمار و استثمار و جنايت عليه كشوري توانسته از تحريم‌ها عبور كند و به اين حد از پيشرفت برسد، چگونه است كه عده‌اي تصور مي‌كنند از اين پس براي عبور از پل پيشرفت ناگزير به رابطه با امريكا هستيم؟!
اصل اقتصاد درون‌زا و تكيه بر سرمايه‌ها و منابع داخلي، اصلي انكارناپذير است كه بدون شك بايد پذيرفت تمام قدرت‌هاي بين‌المللي عصر حاضر از اين مسير توانسته‌اند به قدرت بين‌المللي تبديل شوند نه از مسير رابطه نابرابر با دولتي كه انتهاي آن با نوازش سلطه نو و وابستگي و وادادگي ختم خواهد شد.
يقيناً با سرعت پيشرفت واقعي و باثبات كه طي ساليان اخير در ايران شاهد بوده‌ايم شايد اگر از اين سرعت نكاهيم، در آينده‌اي كه جمهوري اسلامي ايران در اوج استقلال و مقاومت به يك قدرت اقتصادي تبديل شده است، بتوانيم روابط مستحكم بين‌المللي با قدرت‌هايي كه از روي نياز رو به ما آورده‌اند، برقرار كنيم. نه آنكه اكنون در شرايطي كه مي‌دانيم به ضرر است به فكر تجارت و بازرگاني با امريكايي باشيم كه غير از سلطه بر كشورهاي ضعيف‌تر از خود، به هيچ اصل ديگري فكر نمي‌كند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار