اين ورود به موضوع آلودگي از آن جهت داراي اهميت ويژهاي است كه تاكنون با وجود اجراي طرحهاي گوناگون از سوي دستگاهها و بخشهاي متولي نه تنها بحث آلودگي هوا كنترل نشده بلكه در دورههاي مختلف زماني همچنان موضوع آلودگي هوا پيچيدهتر شده و در عمل اقدامات صورت گرفته يا مقطعي بوده يا كمكي به كاهش آلودگي هوا نكرده است.
برآوردها حاكي از آن است كه با وجود طرح جامع كاهش آلودگي هوا و مشخص شدن وظايف دستگاهها باز هم بسياري از مواد طرح جامع كاهش آلودگي هوا بياثر باقي مانده است؛ از توليدكنندگان سوخت و خودرو گرفته تا سازمانها و دستگاههاي ميانبخشي و نظارتي كه به رغم تلاشهاي بسيار، اثرات كمي بر كاهش و كنترل آلودگي هوا داشتهاند.
سوخت و خودرو؛ متهم اول آلودگي هوا
كشور ما به دليل داشتن منابع سوخت فسيلي جزو توليدكنندگان ماده اوليه يعني نفت خام به شمار ميرود. به دلايل مختلف تا سالهاي اخير حتي سوختهاي وارداتي نيز از آلايندگي بالايي برخوردار بودند كه اين امر سبب تشديد آلودگي هوا شده است، از سوي ديگر خودروها و وسايل نقليه به عنوان مصرفكنندگان اصلي سوختهاي فسيلي هستند كه به دليل احتراق ناقص و همخوان نبودن سوخت با سيستمهاي احتراق خودروها توليد آلودگي هوا خيلي بيشتر از ميزان استاندارد است، بر همين اساس اعلام شده بيش از 80 درصد از آلودگيها توسط منابع متحرك توليد ميشود، بنابراين برنامهريزي و تصميمگيري و تصميمسازي در اين موارد، بسيار اساسي و ضروري است تا بتوان منابع اصلي آلودگي هوا را تا حدودي كنترل كرده و روبه كاهش قرار داد. به واقع رصد منشأ آلودگي هوا سبب خواهد شد تا بتوان براي كاستن از ميزان آلودگي برنامهريزي حساب شده و دقيقي را انجام داد و اگر به اين مهم توجه صورت نگيرد، در اصل آلودگي هوا را جدي نگرفتهايم و ساير اقدامات صورت گرفته هم نتيجهبخش نخواهد بود چراكه زنجيره آلودگي هوا به صورت حلقههايي به يكديگر متصل شدهاند.
ناهماهنگي سازمانهاي متولي؛ عامل افزايش آلودگي هوا
سالهاست كه قرار است دستگاهها و بخشهايي كه متولي آلودگي هوا هستند با يكديگر هماهنگ شوند تا در اين هماهنگي رفتار يگانه براي كاهش آلودگي هوا از آنها بروز كند اما برآوردها حاكي از آن است كه متهمان آلودگي هوا خود از شاكيان آلودگي هوا به حساب ميآيند، به گونهاي كه اگر يك بخش به وظايف خود عمل نكند بار آن بر ساير بخشها سنگيني خواهد كرد و شانه خالي كردن از مسئوليت به نوعي سبب ميشود تا زنجيره به هم پيوسته از هم گسسته شود. شواهد گوياي آن است كه دستگاههاي متولي فقط در دور يك ميز آن هم در جلسات با يكديگر هماهنگ و همراستا هستند ولي در عمل اين هماهنگي به پاسكاري وظايف به زمين يكديگر ختم ميشود يا برعكس موازيكاريها به گونهاي است كه عملاً يك كار از لحاظ ارزشي به ضدارزش تبديل ميشود و باز هم بر زمين ميماند. به واقع نبود يك عزم جدي براي انجام وظيفه در بخش آلودگي هوا تبعات آن را بر همه شهروندان تحميل ميكند، به گونهاي كه جان همه شهروندان در معرض خطر جدي قرار ميگيرد.
قانون نحوه جلوگيري از آلودگي هوا 18 ساله شد
قانون نحوه جلوگيري از آلودگي هوا در سال 74 در مجلس شوراي اسلامي به تصويب رسيده است و سالها از اين قانون و ساير قوانين كه در رابطه با كاهش و مقابله با آلودگي هوا به تصويب رسيده ميگذرد و عملاً در جهت كاهش آلودگي هوا با توجه به افزايش جمعيت و توسعه شهري هيچ اتفاقي نميافتد مگر گذر زمان! در اين ميان قوانين و طرحهاي كاهش آلودگي هوا بهانهاي شدهاند براي مسئولان دخيل در بخش آلودگي هوا كه در مصاحبه و فرار از مسئوليت به آن موارد اشاره كنند. عملاً هيچ دستگاه يا بخشي در حوزه آلودگي هوا وجود ندارد كه بتواند از عملكرد خود دفاع كند و پاسخگوي مردم باشد. به واقع كوتاهي و ناكارآمدي سبب شده است تا فقط پوشش قوانين و بخشنامهها و دستورالعملها پرحجمتر شود و از سوي ديگر حجم و شدت آلودگي هوا هم بيش از گذشته زندگي شهروندان را در معرض خطر و تهديد قرار دهد و كلاف آلودگي هوا با توجه به پيچيدگي و گستردگيهاي عوامل ايجادكننده آن و پيامدهاي زيانبارش به يكي از ملموسترين معضلات زيستشهري تبديل شود كه راهكاري براي آن متصور نباشد.
ترافيك؛ نقطه عطف آلودگي هوا
معضل بار ترافيكي و نقش آن در آلودگي هوا بر كسي پوشيده نيست. پايتخت و كلانشهرها با بار ترافيك سنگين شناخته ميشوند. وجود ترافيك در شهرها به دليل نبود يا كمبود شبكههاي حمل و نقل عمومي خود عاملي شده است براي تشديد آلودگي هوا، به خصوص در كلانشهرها فرهنگ استفاده از وسايل نقليه عمومي و كمبود آن در اين زمينه سبب شده تا شهروندان سرگردان شوند. همواره معابر و مسيرهاي جديد ساخته ميشود و در كسري از زمان خودروها اين جادهها را به اشغال خود درميآورند، استفاده از وسايل نقليه شخصي و تكسرنشين خود بر ميزان بار تردد معابر افزوده و عملاً بحث ترافيك نقطه عطف آلودگي هوا به حساب ميآيد. حركت چندين ميليون خودرو و گير افتادن در گرههاي ترافيكي به جز اتلاف وقت و افزايش آلودگي هوا چيزي جز ضرر و زيان براي شهر و شهروندان به همراه نداشته و ندارد و بايد گفت خودكشي آرام را در سايه آلودگي هوا تجربه ميكنيم؛ تجربهاي كه هماكنون برخي از آمارها گوياي آن است كه معضلي همچون آلودگي هوا مرگ چندين هزار نفر را رقم زده است. رفتهرفته با تشديد آلودگي هوا و برخورد اينگونه با آن بايد شاهد خودكشي دستهجمعي باشيم چراكه تكتك ما در افزايش و تشديد آلودگي هوا نقشآفرين هستيم. با اين حال انتظار ميرود با دستور رئيسجمهور، دستگاههاي متولي به خود آمده و درجه حساسيتشان را بالا ببرند چراكه فردا ديگر براي تصميمگيري جهت كاهش آلودگي هوا دير است.