طولاني شدن روند رسيدگي به پرونده فساد در فوتبال رفته رفته اين گمانهزني كه قرار است همه چيز ماستمالي شود را بيشتر به واقعيت نزديك ميكند. مدتهاست كه از اين ماجرا ميگذرد، هيجانها و التهابها فرو نشسته و حتي طرفين اصلي دعوا نيز ديگر فراموش كردهاند كه چگونه براي هم شاخ و شانه ميكشيدند.
مدتها از ماجرا گذشته و حتي امروز ميتوان اذعان داشت كه حالا جاي متهم و شاكي هم عوض شده. چرايياش را هم نبايد زياد جستوجو كرد، چون از اول هم چيز خاصي از اين جريان مشخص نبود. فقط و فقط تنها چيزي كه ديده و شنيده ميشد سروصدا و داد و بيداد طرفين بود كه در شهري پيچيد و همه مات و مبهوت نظارهگر بودند.
مدتها از اين جريان ميگذرد، علي دايي به كميته انضباطي فراخوانده ميشود، اما بدون هيچ سند و مدركي جلوي قاضي حسنزاده مينشيند و حرفهاي قبل خود را تكرار ميكند. به اين مسئله توجه داشته باشيد كه در همان روزهاي ابتدايي عليپور از مستنداتي توسط دايي حرف ميزد كه بسيار قابل تأمل بودند اما اينكه چرا حالا بعد از دو ماه و نيم سرمربي پرسپوليس بدون سند و مدرك به كميته انضباطي ميرود سؤالي است كه اگر شما پاسخ آن را پيدا كرديد حداقل به ما نيز بگوييد.
جالبتر از رفتار سرمربي پرسپوليس، حرفهاي رئيس كميته انضباطي است كه پس از دو ماه و نيم ميگويد حواشي اين پرونده بيشتر از اصل پرونده است و اين يعني اينكه شايد نبايد منتظر اتفاق خاصي بود چون بنا به قول قاضي حسن زاده پرونده چنداني وجود ندارد.
دو ماه و نيم از جريان ميگذرد، اتهامي زده شد، حرفهايي رد و بدل شد اما آنچه كه همه منتظرش بودند اعلام نشد، فقط جسته و گريخته شنيده شد كه مثلاً حكم صادر شده و در اتاق فلان رئيس خاك ميخورد يا اينكه فلان رئيس اعلام كرد كه حكمي نديده و اصلاً در جريان ماجرا نيست.
دو ماه و نيم پيش بود كه عليپور رئيس منشور اخلاقي گفت كه به شدت پيگير جريان هستيم. اين را گفت و رفت؛ رفت به سكوتي 75 روزه. در عوض خيليها به او تاختند و اينكه چرا جناب عليپور بعد از ديدن مدارك قابل تأمل سرمربي پرسپوليس به ناگاه سكوت كرد و رفت و ديگر خبري از او نشد باز هم سؤال است كه اگر شما پاسخي براي آن پيدا كرديد به ما نيز بگوييد.
امروز و فردا كردن و كش دادن قضيه و زمانبر شدن پرونده كافي است كه همه چيز فراموش شود. گفتيم كه امروز متهم اصلي دو ماه و نيم پيش خود شاكي است، شاكي از اينكه به او اتهام زده شده و با آبرويش بازي شده. طبيعي است حتي مجرمترين و گناهكارترين آدمها نيز وقتي ببينند كه مرجع و جايي براي رسيدن به تخلفاتشان وجود ندارد بعد از مدتي مدعي ميشوند و ادعاي آبرو ميكنند. حالا بگذريم از اينكه متهم اين پرونده از جمله آدمهاي با شخصيت و بزرگ اين فوتبال است. طبيعي است كه شاكي هم ميتواند متهم قلمداد شود وقتي نه كسي از او مدركي ميخواهد و نه ضربالاجلي مشخص ميشود پس ميتواند متهم نام بگيرد هر چند كه ميگذريم شاكي اين پرونده هم از جمله بزرگان و نامداران اين فوتبال است. اصلاً بگذريم، گويا قرار است همه چيز ماستمالي شود، نه متهمي وجود داشته و نه شكايتي صورت گرفته، اصلاً به قول رئيس كميته انضباطي دو ورق پرونده بوده و كلي حاشيه، اصلاً همهاش حاشيه بوده است و حاشيه را بايد ماستمالي كرد.