
ضداروپايي،( anti- European)، به معناي جريان سياسي بر ضداروپا نيست بلكه به آن دسته از جريانهاي سياسي گفته ميشود كه با اصل اتحاديه اروپا موافق نيستند و هر كدام با روشها و ايدههاي خاص خود به دنبال فروپاشي اين اتحاديه هستند تا آن كه كشورهاي اروپايي به وضعيت قبل از اتحاديه بازگردند. عمده جريان ضداروپايي برخاسته از احساسات مليگرايي است كه احزاب راستگراي افراطي پرچمداري آن را به عهده دارند. حزب جبهه ملي فرانسه به رهبري مارين لوپن و حزب براي آزادي هلند به رهبري گرت ويلدرز از جمله احزابي هستند كه در اين جريان ضد اروپايي قرار دارند و نمونه متفاوت اين دو در يونان ديده ميشود به نام سيريزا. تفاوت در اين است كه آن دو حزب بر مبناي مليگرايي و در قالب احزاب راستگراي افراطي قرار ميگيرند اما سيريزا حزبي چپگرا و در نقطه مقابل احزاب راستگرا قرار ميگيرد تا چه رسد به راستگراي افراطي. با وجود اين تفاوت ايدئولوژيكي، باز ضداروپايي بودن نقطه اشتراك اين احزاب است هر چند كه آن راستگراي افراطي بر اساس مليگرايي ضداروپاست و اين چپگرا بر اساس مخالفتش با يورو.
اين احزاب با هر منطق سياسي هدف مشترك ضداروپايي دارند و رشد آنها موجب نگراني جريانهاي سياسي در اروپا شده كه با تمام توان به دنبال حفظ و تقويت اتحاديه اروپا هستند. انريكو لتا، نخستوزير ايتاليا، از جمله كساني است كه رشد جريان ضداروپايي او را نگران كرده و به اين دليل، معتقد است كه «رشد پوپوليسم بزرگترين پديده سياسي- اجتماعي تهديدكننده در اروپاي امروز است. ما بايد به اين امر توجه داشته باشيم و در غير اين صورت، ما بعد از انتخابات مي 2014 پارلمان اروپايي با تركيب بيشترين ضداروپايي خواهيم داشت». نگراني افرادي مثل لتا وقتي قابل توجه ميشود كه از يكسو به موفقيت احزاب ضداروپايي در انتخابات يك سال اخير توجه شود و از سوي ديگر، حركت اين احزاب براي اتحاد بيشتر مورد ارزيابي قرار بگيرد. انتخابات پارلماني اتريش در 28 سپتامبر در وضعيتي مشابه ديگر انتخابات پارلماني كشورهاي اروپايي انجام شد. احزاب راستگراي افراطي اتحاد آينده اتريش، BZÖ، و حزب آزادي اتريش، FPÖ، توانستند با شعارهاي پوپوليستي و مليگرايانهاي مثل «اتريش براي اتريشيان» يا «كسي كه به دروغ پناهنده شود از كشور اخراج ميشود»، حداقل 30 درصد آرا را به دست آورند. بايد توجه داشت كه جبهه ملي مارين لوپن در دور نخست انتخابات رياست جمهوري فرانسه 18 درصد آرا را به دست آورد و مجله لو نوول آبزرواتور در ارزيابيهاي اخير خود چنين نتيجه گرفته كه جبهه ملي لوپن پيشتاز انتخابات اروپايي خواهد بود. حزب آلماني آلترناتيو براي آلمان، AFD، همانند اين احزاب راستگراي افراطي نيست اما همانند حزب يوناني سيريزا با شعار ضديورو وارد انتخابات پارلمان فدرال آلمان، بوندستاگ، شد. اين حزب با كسب 9/4 درصد آرا نتوانست به بوندستاگ راه يابد اما همين ميزان نتيجه با توجه به سابقه بسيار كوتاه هفت ماه اين حزب، تعجب و شگفتي بسياري را برانگيخت. پيروزي اين احزاب با مباني مختلف اما مشترك در جهت ضد اروپايي است كه به پديده قابل توجه سياسي در اتحاديه اروپا مبدل شده و اكنون به نظر ميرسد كه بعد از مرحله داخلي توجه خود را متمركز بر هدف قارهاي و كرسيهاي پارلمان اروپا كردهاند.
AFD بعد از انتخابات سپتامبر اعلام كرد كه هدف بعدي درخشش در انتخابات پارلمان اروپا در شش ماه بعد است و ديدار مارين لوپن و گرت ويلدرز در ماه اكتبر نيز به همين انتخابات ارتباط داشت. جان ليچفيلد در مورد ديدار اين دو نوشت: «هر دو بلوند هستند. هر دو وجه كاريزماتيك دارند و هر دو ضدمهاجرت و ضداروپايي هستند... با توجه به اينكه احزاب راست افراطي و پوپوليست در سرتاسر اروپا تهديدي بر آشفتگي در انتخابات اروپايي ماه مي آينده هستند، آقاي ويلدرز و خانم لوپن معتقدند كه اكنون وقت ايجاد يك اتحاديهضداروپايي است.» روشن است كه اين احزاب ضداروپايي تمام تلاشخود را به كار ببرند تا آن كه بتوانند بيشترين كرسي را در پارلمان اروپا به دست آورند تا در آنجا قوانين مورد نظر خود را در زمينه مهاجرت يا سياستهاي مالي اتحاديه وضع كنند و اين وضع نميتواند مورد قبول جناحهاي موافق اتحاديه اروپا باشد. به عبارت ديگر، احزاب ضداروپايي با به دست آوردن هرچه بيشتر كرسيهاي پارلمان اروپا يك گام بيشتر به طرف فروپاشي اتحاديه حركت ميكنند و از آنجايي كه نگرش مليگرايانه يا ضداتحاديه در آنها قوي است، يك پيروزي قاطع در پارلمان اروپا به معناي اتحاديه در پارلمان اروپايي خواهد بود. اين دورنمايي است كه حتي احتمال ضعيف آن هم نگراني جدي در ميان سياستمداران اروپايي ايجاد كرده و بايد تا ماه مي 2014 صبر كرد و ديد نگراني آنها تا چه ميزان محقق خواهد شد و اينكه گام نخست و جدي براي فروپاشي اتحاديه از سوي اين احزاب برداشته خواهد شد يا نه.