
آلودگي فراگير و تمامنشدني هواي تهران كه نفس كشيدن را براي تهرانيها دشوار كرده، علاوه بر فعالان محيطزيست اين بار اعتراض هنرمندان را در پي داشته است؛ هنرمنداني كه براي ادامه فعاليت هنري خود مجبورند در تهران بمانند و هر روز اين آلايندههاي مرگبار را به ريههاي خود فرو ببرند.
در همين رابطه عزتالله انتظامي بازيگر سينماي ايران كه اين روزها به دليل آلودگي هوا در بيمارستان بستري شده است، در يادداشتي با تيتر «داريم خفه ميشويم، كسي نيست كاري بكند؟» اين چنين گفته است: «مگر استنشاق هواي تازه حق ما نيست؟ بالاخره نفس كشيدن حق طبيعي ما هست يا نيست؟ براي احقاق اين حق به كجا پناه ببريم؟ آخر داريم خفه ميشويم... اي خدا به دادمان برس... اگر تا يكي، دو سال پيش فقط تهران گرفتار آلودگي هوا بود، امسال تقريباً همه شهرهاي بزرگ ايران آلودهاند و مردم هواي آلوده تنفس ميكنند و در برخي از شهرهاي بزرگ ايران و تهران بيشتر روزهاي پاييز، آلودگي هوا از مرز هشدار ميگذرد. آسيبهايي كه اين آلودگي به مردم ميزند، قابل جبران نيست. هم جان مردم در خطر است و هم آرامش و امنيت روانيشان...»
آلودگي هوا كه اين روزهاي به قول استاد انتظامي به تهران محدود نشده و پا به اغلب مراكز استانهاي كشور نهاده است، مشكلي است كه مهمترين حق انساني را زير سؤال برده است و مردم ما در اين آلودگي تمام نشدني حتي نميتوانند نفس بكشند! در چنين شرايطي تهرانيهايي كه محل كار و زندگي و تحصيلشان در همين شهر تهران واقع شده است، چارهاي جز تحمل اين آلودگي مرگبار ندارند. پيشقدم شدن عزتالله انتظامي در اعتراض به آلودگي هواي تهران در شرايطي كه تعداد روزهايي كه تهران هواي پاك دارد به تعداد انگشتان دو دست هم نميرسد، جاي تشكر دارد. در چنين وضعيتي، چقدر خوب است كه ساير هنرمندان هم در اقدامي مشترك به اين تراژدي انساني كه سالانه هزاران تهراني و دهها هزار ايراني را با سايه مرگ روبهرو ميكند، اعتراض كنند و صداي مردمي كه در ازدحام اين ريزگردها، ديگر فرصت دم و بازدم را هم از كف دادهاند به گوش مديران و مسئولاني برسانند، مديراني كه انگار ديگر گوششان بدهكار آمارهاي مهار نشدني مرگ و مير سرطان نيست و پشت گوش انداختن پروژههاي مبارزه با آلودگي هواي برايشان اولويت بالاتري نسبت به اقدامي كاربردي براي مقابله با آلودگي هوا دارد. در اين بين حضور هنرمندان عرصههاي مختلف به خصوص چهرههاي تلويزيوني و سينمايي در اعتراض به آلودگي هواي تهران ميتواند بهانهاي باشد براي اينكه مديران براي لحظهاي هم كه شده، خواب خرگوشي خود را كنار گذاشته و تمهيدي براي برون رفت از اين تراژدي مرگبار آلودگي بينديشند.