1- روش و زاويه نگاه هر دو ويژهنامه در بررسي عملكرد دولت طي 100روز سپري شده دقيقاً به سبك و سياق رئيسجمهور صورت گرفته به گونهاي كه «بيان راهكار انجام شده توسط دولت براي حل مشكلات داخلي» و «ارائه نقشه راه دولت براي ماههاي آتي كشور» جاي خود را به توصيف وضعيت موجودكشور با چاشني تخريب دولت نهم و دهم و سياه نمايي اوضاع جامعه داده است. همين مولفه، كاركرد ويژهنامههاي مذكور را از لحاظ كيفي به سطح نازل «رپرتاژآگهي» تقليل داده است.
2- در ويژهنامههاي اعتماد و ايران نه تنها محتواي مطالب بيشتر حول «طرح موضوع و نه حل مسئله» شكل گرفته بلكه اصل مطالبات مردم كه همان «مرتفع شدن مشكلات و معضلات معيشتي جامعه با تكيه بر توانمنديهاي داخلي» است، مورد غفلت واقع شده است.
3- درحالي اعتماد در صفحه نخست خود درج ميكند «ژنرالهاي روحاني در100روز گذشته چه كردهاند» كه بايد گفت معمولا ژنرالها به كارهاي خارق العاده و بزرگ دست ميزنند، پس چرا اعضاي كابينه يازدهم به هيچ كار محيرالعقول و قابل تحسيني دست نزدهاند و اگر دست زدهاند چرا دو ويژهنامه مذكور نتوانستهاند از آنها نامي ببرند وتنها به درج مطالب پوپوليستي و عوام فريبانه پرداختهاند. بايد تأكيد كرد كه آنچه در صفحات اين دو ويژه نامه آمده نه تنها اقدامات چشمگير و تحولآفريني نيست بلكه فعاليتهايي است كه در قامت اقدامات يك سرباز هم نميگنجد.
4- ازلحاظ كمي غالب مطالب منتشر شده بيشتر حول مسائل سياسي و فرهنگي ميچرخد تا موضوعات اقتصادي كه اولويت مردم در طول دو سال اخير است، به عنوان نمونه در فهرست ويژه نامه ايران سه چهارم مطالب را موضوعات غير اقتصادي به خود اختصاص داده است.
5- در پايان بايد پرسيد اگر حاميان احساسي دولت اعتدال ابراز ميكنند كه نبايد در يك فرآيند 100روزه انتظار معجزه و شقالقمر از دولت داشت پس چرا به انتشار ويژنامههاي پرزرق و برق و گرانقيمت همت گماشتهاند؟