با همه شعار آزادياي كه دولتمردان يازدهم ضميمه تبليغات انتخابات رياست جمهوريشان كردند و با پيروزي در انتخابات بر آن پاي فشردند و مدام بر «باز شدن فضا» تأكيد كردند، اين روزها كسي حقي براي انتقاد و اعتراض به دولت فضاي باز يازدهم ندارد. اين حق نداشتن از اين رو نيست كه دهان زبان براي انتقاد، بسته و قلم براي نقد اعتراض شكسته باشد كه اين هر دو در شكل ظاهري خويش گشودهاند و ميگويند و مينويسند اما مهم آن است كه با منتقدان در دولتي كه مدعي است با آمدنش آرامش بر جامعه حاكم و فضا از بستگي درآمده و باز شده، چه برخوردي ميشود و به قول همين اصلاحطلبان آيا آزادي بيان كه هست، آزادي پس از بيان هم هست يا خير!
مجبور كردن يك مجري اجتماعي تلويزيون به عذرخواهي از رئيسجمهور به خاطر يك شوخي با سياست خارجي دولت يازدهم، خبري بود كه در هفته گذشته در ميان اخبار پر سر و صداي توافقنامه ژنو و آنچه گزارش رئيسجمهور به مردم خواندند، گم شد و به چشم نيامد. اصل آن است كه مجريان صداوسيما در هر زمينهاي خود را صاحبنظر تلقي نكنند اما اصل بزرگتر آن است كه فضا آنقدري تنگ و بسته و يكسويه نشود كه اين شوخي ساده نيز تحمل نشود و كار به عذرخواهي از آنتن زنده تلويزيون و تمجيد و تعريف از دولت برسد.
اين اتفاق صرفاً يك نشانه از روندي است كه قرار است در چهار سال آتي شاهد آن باشيم؛ روندي كه اگر هم اينك اصلاح نشود، به حتم مسيري خطرناك از برخوردهاي تند و غيرموجه با منتقدان و معترضان دولت را در برخواهد گرفت؛روندي كه هيچ نگاهي غير از نگاه حاكم بر دولتمردان را نخواهد پذيرفت و حتي يك مزاح دوستانه و نه انتقادآميز را در اين باره تاب نميآورد!
آنچه نگرانيها بابت انتقادناپذيري دولت يازدهم را كمي تشديد ميكند، نوع برخورد اهالي رسانهاي حامي دولت با منتقدان است. در همه ماههاي گذشته منتقدان با بدترين واژهها و تخريبها توسط رسانههاي حامي مورد هجمه قرار گرفتهاند و وقتي منتقد از سطح اجتماعي بالاتري برخوردار است، كار به ترور شخصيت هم ميرسد. قياس همه منتقدان دلسوز توافقنامه ژنو با نخستوزير اسرائيل و همصدا دانستن منتقدان با صهيونيستها از شانتاژهاي روانياي بود كه رسانههاي حامي دولت آن را رقم زدند و حتي يك بار وزير خارجه نيز همان مسير را پيمود و تلويحاً مخالفان توافقنامه ژنو را «همصدا با رژيم صهيونيستي» دانست! محمد خاتمي نيز مخالفان گفت و گوي اوباما و روحاني را خشن و طالباني قلمداد كرد. گزارش 100 روزه رئيسجمهور روحاني نيز هيچ نشاني از حضور مخالفان نداشت و سه مجري همسو و بلكه بسيار علاقهمند به رئيسجمهور با ادبيات و نگاه تملقآميز و با مديريت نهاد رياست جمهوري مقابل حسن روحاني نشستند تا هيچ صداي مخالفي شنيده نشود!
همه اينها زنگ خطري براي فضايي آزاد است كه در هشت سال گذشته براي انتقاد به رئيسجمهور و دولتمردان نهم و دهم وجود داشت؛ فضاي آزادي كه دانشجوي مخالف حتي عكس محمود احمدي نژاد را مقابل او آتش زد و كسي برخوردي با وي نكرد. نه اينكه آن برخورد با هر رئيسجمهوري مورد تأييد باشد، يقيناً چنين نيست، اما حرف آن است كه اجازه دهيم انتقاد و اعتراض از مسير درست خود بيان شود و در چند صدايي حاصل از بيان اقوال مختلف، جامعه به رشد برسد و دولت هم بتواند هنر تحمل شنيدن صداي مخالف را درك كند. تا وقتي فضاي امن ذهني براي مخالفان و منتقدان دولت يازدهم وجود ندارد و هجمههاي ترور شخصيت نسبت به آنان كه دولت را يار انقلاب و قابل اعتماد دانسته اما انتقاداتي را هم دارند، صورت ميگيرد، نميشود با تكرار «فضا باز است»، «فضا باز است»، «فضا باز است»، احساس آزادي را تجربه كرد. آزادي را مثل هوا بايد نفس كشيد، تعريف و اصرار نميخواهد. حلوا حلوا كردن كه دهان را شيرين نميكند!