وقتي صحبت از اظهار نظر و تصميمگيري بزرگترها ميشود خودمان را بزرگتر از همه ميدانيم در حالي كه وقتي از مدرسه به خانه برميگرديم و كيف و لباسهايمان را سرجايش نميگذاريم. حتي اتاقمان را تميز نميكنيم، تختمان هميشه نامرتب است و در بيشتر موارد مادرمان با صبر و حوصله اتاقمان را به حالت اولش برميگرداند. حالا با اين شرايط اسفناك انجام امور شخصي چطور ميتوانيم ادعا كنيم كه بزرگ شدهايم و استقلال ميخواهيم؟
با اين شرايط چطور انتظار داريم بزرگترها روي ما يك حساب ديگر باز كنند؟ مگر نه اين است كه پدر و مادر بايد در رفتار ما تغييراتي ببينند تا به اين نتيجه برسند كه فرزندشان بزرگ شده است و در انجام برخي كارها ميتواند مستقل عمل كند؟
ما به عنوان يك جوان ميتوانيم با رفتار خود و انجام برخي كارها مسئوليتپذيريمان را تقويت كنيم. مسئوليت مثل درسهايي نيست كه در مدرسه ياد ميگيريم. نميتوانيم آن را از روي يك كتاب بخوانيم و امتحان بدهيم و نمره قبولي بگيريم. براي مسئوليتپذير شدن بايد به وظايفي كه داريم توجه نشان دهيم و به آنها عمل كنيم.
هميشه كه نبايد منتظر بمانيم تا كسي از ما كاري بخواهد. خود ما هم ميتوانيم شروعكننده باشيم. براي مثال ميتوانيم جدولي از كارهاي روزانه خانه تهيه كنيم و كارها را بين اعضاي خانواده تقسيم كنيم. اين كار دو فايده دارد؛ يكي اينكه حس همكاري را در بين افراد خانواده تقويت كردهايم و ديگر اينكه موفق شدهايم مسئوليتپذيري را ياد بگيريم.
طبق اين جدول هركس در خانه وظيفه دارد كاري را كه براي او در نظر گرفته شده است خوب و كامل انجام دهد. ما به عنوان برنامهريز ميتوانيم از كساني كه كارشان را درست انجام ندادهاند، توضيح بخواهيم و جريمهاي را براي آن شخص در نظر بگيريم. حتي اگر خودمان هم كارمان را درست انجام نداده باشيم بايد جريمه شويم. ما بايد با مشكلات روبهرو شويم و سعي كنيم راهي براي حل آنها پيدا كنيم. اگر كاري را شروع ميكنيم آن را به اتمام برسانيم. رها كردن نيمهكاره كارها در بيشتر موارد باعث ميشود ديگر به سراغ آن نرويم.
براي خريد كتاب مورد علاقهمان يا بعضي از وسايلي كه نياز داريم بايد مقداري از پولمان را پسانداز كنيم. اين يكي از مسئوليتهايي است كه بايد ياد بگيريم خودمان انجامش دهيم.
انجام كارهاي شخصي مانند مرتب كردن تختخواب و تميز كردن اتاق، قدم مثبتي است براي يادگيري مسئوليتهاي مهمتر و جديتر كه با آن مواجه خواهيم شد. انجام كارهايي هر چند كوچك شروع خوبي است براي كارهاي بزرگ و سخت.
براي اينكه در برخي كارهاي خارج از خانه هم مهارت كسب كنيم، بهتر است راه انجام بعضي كارها را از بزرگترها بپرسيم و با راهنمايي آنان، اين كارها را انجام دهيم؛ مثل كارهاي بانكي خودمان يا پرداخت قبض.
بعضي از جوانان فكر ميكنند مهم نيست در محيط خانه چه رفتاري داشته باشند و به هر حال در جامعه يك شهروند مسئوليتپذير و ماهر خواهند بود، اما حقيقت اين است كه محيط خانه يك جامعه كوچك است و فقط فردي ميتواند در جامعه رفتاري مناسب داشته باشد و موفق عمل كند كه در خانه مسئوليتپذيري و رفتار درست را ياد گرفته و تمرين كرده باشد و در خانه هم مسئوليتپذير باشد. اين افراد ميتوانند در جامعه هم به عنوان يك شهروند قانونمند، مسئوليتپذير و خودساخته ظاهر شوند.