واليبال ايران به رغم تمام شايستگيها و ظرفيتهاي بالايي كه بازيكنان كشورمان داشتند از نداشتن تجربه بينالمللي ضربه خورد، مربيان زيادي زحمت كشيدند تا ايران را از سطح آسيا بالاتر ببرند، مربياني ايراني و دلسوز كه همين عدم آشنايي با شرايط ديدارهاي بزرگ بينالمللي، بزرگترين ضربه بود براي نتيجه نگرفتن آنها، اما از حدود سه سال قبل واليبال ايران با حضور خوليو ولاسكو مربي مشهور و نامدار واليبال جهان پوست انداخت و نتيجه آن شد كه همه سالهاي سال در پي آن بوديم.
ولاسكو با تفكرات خاص خود به واليبال ايران چهرهاي جهاني داد، ولاسكو كه قاعده بازي در مقابل بزرگان واليبال دنيا را خوب ميدانست واليبال ايران را به جايي رساند كه علاوه بر آقايي بي برو برگرد در آسيا حال شانه به شانه رقباي بزرگ جهاني ميايستد و ديگر حريفي ساده تلقي نميشود.
حضور موفق در مسابقات جهاني، پيروزيهاي ارزشمند در رقابتهاي ليگ جهاني و حضور در مسابقات قهرماني قارهها در ژاپن كه با موفقيت تاريخي ديگر همراه بود همه مؤيد اين نكته است كه حضور ولاسكو بيترديد همان مهره گمشدهاي بود كه واليبال سالهاي سال در پي آن بود. اين نه حريف ما كه سخن تمامي علاقهمندان به واليبال و حتي كارشناسان و خبرگان بزرگ اين رشته ورزشي است. البته نبايد فراموش كرد كه تيمملي براي موفقيتهاي بيشتر راه طولاني و سختي پيش رو دارد، راهي كه هم ولاسكو به سختي آن آگاه است و هم تمامي دلسوزان واليبال. اما اينكه برخي خود را بالاتر از آنچه كه هستند تصور كنند و بخواهند با مصاحبههاي آنچناني و جوابهاي دو پهلو به سؤالات مغرضانه، زحمات سرمربي موفق و بزرگ واليبال ايران را زير سؤال ببرند از آن دست جريانات و اتفاقاتي است كه جامعه واليبال حتماً مقابل آن ميايستد.
اينكه بيان شود ديگر خوب بازي كردن كافي نيست و بايد برومند شويم يا اينكه مثلاً فلان ايراد فني را از تيمملي بگيريم حرفهاي تكراري و ايرادهايي است كه ميتوان حتي در كوچه و خيابان و از زبان بچهها نيز شنيد، اما همين بهانهها اين روزها مستمسك عدهاي شده تا ولاسكو و تيمملي را به وسيله آن بكوبند و درست برعكس اهالي كوچه و خيابان كه از سر دلسوزي اين مسائل را بيان ميكنند اين آقايان كاملاً مغرضانه و با هدف مشخص سعي دارند تا نتايج به دست آمده توسط ولاسكو را ثمره تلاشهاي قبلي معرفي كنند.
فراموش نكردهايم كه دو سال قبل جرياني سعي در به دست گرفتن سكان هدايت فدراسيون واليبال و درپي آن بركناري ولاسكو از سرمربيگري تيمملي را داشت كه خوشبختانه با درايت اهالي واقعي واليبال موفق نشدند تا هم داورزني با قدرت به كار خود ادامه دهد و هم ولاسكو بماند و با ايران پلههاي آقايي در واليبال را يكي پس از ديگري بالا بروند.
امروز هم اولين زمزمههاي جرياني ديگر به گوش ميرسد كه رد پاي آن را ميتوان در برخي مصاحبهها و اظهار نظرها مشاهده كرد. آنها كه به جاي كمك دادن به سرمربي موفق تيمملي و همفكري با او هر روز بيشتر فاصله گرفتند و با هزاران ادعا خود را تافته جدا بافته خواندند و با بيان حرفهاي سخيف و ايرادهاي مندرآوردي سعي دارند عملكرد ولاسكو و تيمملي را زير سؤال ببرند.
آنها كه اگر همچنان در رأس كار باقي ميماندند تيمملي هرگز چهرههاي نامآوري چون غلامي، تشكري، ميرزا جانپور و... را به خود نميديد و كسي جرئت ميدان دادن به جواناني چون قاسمي و موسوي را نداشت، اما حضور ولاسكو باعث شد تا او با درايت و دانش خود علاوه بر رشد واليبال ايران هر روز ستارهاي را نيز معرفي كند.
بهتر است اين آقايان به ظاهر دلسوز توجه داشته باشند كه ايراد بيجهت وارد كردن به تيمملي مشكل آنها را حل نميكند. بايد با قطار پيشرفت واليبال همراه شوند چون در غير اينصورت خيلي زودتر از آنچه كه تصورش را كنند از يادها ميروند.