
دولت امريكا يك ماه قبل، 16 روز به تعطيلات رفت تا آن كه نمايندگان بعد از روزها بحث و جدل در دقيقه 90 به لايحه بودجه باراك اوباما، رئيسجمهور امريكا و بالا رفتن سقف بدهي دولت او رأي مثبت بدهند. ضربالاجل اوباما پايان روز پنجشنبه 17 اكتبر بود تا آن كه رأي مثبت كنگره را به دست آورد و در غير اين صورت بايد فكري براي بازپرداخت اصل و بهره بدهي دولتش ميكرد؛ كاري كه به راحتي نميتوانست انجام دهد. سرانجام كنگره ساعاتي قبل از پايان يافتن اين ضربالاجل لايحه بودجه اوباما را تصويب كرد و با افزايش سقف بدهيهاي دولت امريكا تا حدود 17 تريليون دلار، حداقل تا 7 فوريه 2014 اجازه نفس راحتي را به اوباما داد. با وجود اينكه اوباما با اين رأي توانست كارمندانش را دوباره بر سر كار بياورد، اما بر كسي پوشيده نيست كه اين وضعيت موقتي است و فقط تا سه ماه ديگر دوام دارد اما بعد از اين چه؟
واقعيت اين است كه امريكا سال 2013 را با اين وضعيت گذرانده به اين صورت كه دعوا بر سر بودجه از قبل اين سال شروع شد و با توجه به 7 فوريه 2014، حتي يك ماه بعد از سال آينده ميلادي نيز ادامه خواهد داشت. اين مناقشه بين دولت و كنگره موجب شده تا دولت امريكا نتواند لايحه بودجه يكساله خود را به تصويب كنگره برساند و به صورت مرحله به مرحله و بعد از تنشهاي سنگين كنگره را مجبور كند تا به لايحه بودجه موقتي رأي مثبت بدهد. طرف مقابل دولت، در ظاهر كنگره است اما در واقع، اين اكثريت جمهوريخواه هستند كه به اين وسيله در مقابل دولت دموكرات قرار گرفتهاند. به عبارت ديگر، مناقشه بر سر بودجه تقابل سنگين بين دو جناح دموكرات و جمهوريخواه در امريكاست كه در اين شرايط سنگين مالي، هر يك سعي دارد طرف مقابل را مجبور به تسليم در برابر خواستههاي خود كند. تقابل بين اين دو حزب در داخل امريكا و از نظر شهروندان اين كشور پوشيده نيست و نظرسنجيها هم واكنش آنان به اين نحو رفتار دو حزب را نشان ميدهد. طبق نظرسنجي موسسه پيو، ميزان رضايت شهروندان امريكايي از عملكرد رهبران دو حزب جمهوريخواه و دموكرات به ترتيب 31 و 20 درصد بوده و در برابر، رضايت از اوباما 43 درصد بوده است. نكته قابل توجه اين است كه 74 درصد از امريكاييها در اين نظرسنجيگفتهاند اگر اعضاي كنگره در انتخابات آينده كنگره دوباره كانديدا شوند متحمل شكست خواهند شد. مقايسه بين اين نظرسنجي با نظرسنجي وضعيت مشابه در طول سالهاي 1995 تا 1996 نكته قابل توجهي را نشان ميدهد. آن سالها زمان رياست جمهوري بيل كلينتون بود كه باز مناقشه بر سر بودجه با كنگرهاي از اكثريت جمهوريخواه ايجاد شد و نظرسنجيدر آن زمان نشان داد كه 30 درصد امريكاييها از عملكرد كنگره راضي بودهاند اما اكنون، ميزان رضايت مردم امريكا از عملكرد كنگره تنها در حد 12 درصد بوده است. كاهش شديد رضايت عمومي از عملكرد كنگره در نزد افكار عمومي امريكا حداقل بيانگر نارضايتي عمومي از كنگره است كه البته از وجوه مختلفي قابل توجيه است كه يكي از آنها مربوط ميشود به شرايط مالي. بايد توجه داشت كه با وجود مناقشه دولت كلينتون با كنگره بر سر بودجه اما شرايط مالي آن موقع با وضعيت فعلي تفاوت كامل داشت چون امريكا در آن موقع دچار بحران مالي نشده بود و حتي نسبت به سالهاي بعد از كلينتون از شرايط بسيار بهتري برخوردار بود. امريكا در وضعيت فعلي هر چند توانسته با رشد نزديك به 2 درصدي از شرايط بهتري نسبت به سال 2009 و شروع كار اوباما در آن سال برخوردار باشد اما باز اين رشد بينگراني نيست و بسياري از تحليلگران اقتصادي در داخل و خارج از امريكا آن را بيثبات ميدانند.
16 روز تعطيلي دولت امريكا به رشد لرزان اقتصادي امريكا ضربه زد و گذشته از 24 ميليارد دلار خسارت بر اقتصاد امريكا، موجب كاهش رشد اقتصادي در فصل پاييز شد. اين خسارتها ناپايداري وضعيت اقتصادي در امريكا را نشان ميدهد و اين چيزي است كه مردم امريكا به صورت روزمره حس ميكنند و به اين جهت ديگر تحمل اين دست مناقشات بين دو حزب را ندارند. اين وضعيت اقتصادي مردم امريكا را متوجه نكتهاي اساسي در زندگي خود كرده و آن اينكه زندگي آنها تا چه ميزان در گرو مناقشات دو حزب است و به نوعي، اختلافات بين دو حزب دموكرات و جمهوريخواه زندگي آنها را به گروگان گرفته است. به همين جهت است كه نظرسنجي اخير گالوپ نشان ميدهد كه از هر 10 نفر، حداقل 6 نفر موافق ايجاد يك حزب جديد هستند. اين نظر سنجي حاكيست كه 60 درصد امريكاييها بر اين باورند دو حزب اصلي حاكم بر امريكا چنان عملكرد بدي دارند كه نياز به حضور حزب سومي در حكومت وجود دارد. اين رقم بالاترين اندازه را از زماني كه نظرسنجي درباره اين مسئله از 10 سال پيش آغاز شد، نشان ميدهد. فقط 26 درصد از شركتكنندگان در نظرسنجي گالوپ گفتهاند احزاب دموكرات و جمهوريخواه به اندازه كافي نماينده خواستههاي مردم هستند كه رقمي بسيار ضعيف است.
افكار عمومي امريكا با تمايل به حزب جديد اميد به ايجاد فضاي تازه سياسي را منعكس كرده است اما مشكل كار در اين است كه اين تمايل و اميد تا چه ميزان امكان تحقق دارد. تاكنون چندين حزب در امريكا ايجاد شدهاند و افراد مستقل نيز سعي به ورود در عرصه سياسي داشتهاند اما همگي محكوم به شكست شدهاند. شكست اين تلاشها نشانگر عمق انسداد سياسي است كه به وسيله دو حزب مسلط دموكرات و جمهوريخواه در امريكا ايجاد شده و ايجاد فضا و نفس تازه سياسي را به هيچ حزب و شخصيتي نميدهد. از اين رو، مردم امريكا باز بايد اين نحو گروگانگيري را تحمل كنند و تنها ميتوانند شاهد بازيهاي سياسي اين دو حزب باشند.