ابوي ميگويد: فشار، اثر نيرو روي يك سطح جاندار يا غير جاندار است اما بستگي دارد كه اين نيرو چگونه اعمال شود. يعني فشار هم خوب و بد دارد! هم كم و هم زياد دارد!
ميگويم: شير فهم نشدم. نميدانم چرا همه اين روزها مبهمتر صحبت ميكنند!
ميگويد: اگر كفش ورزشي ميخدار بپوشي، ميخ كفشهايت، با فشار وزنت در زمين فرو ميرود، در صورتي كه كفش معمولي به زمين آسيب نميرساند. اگر روي برف كفش اسكي داشته باشي، چون داراي سطح مقطع بزرگتري است فشارت بر سطح برف كاهش مييابد و خوب ليز ميخوري اما اگر به چاقو كه سطح مقطع بسيار كوچك تماسي با اجسام دارد اندك فشاري بياوري سبب برشي ميشوي كه حاكي از فشاري جدي است.
ميگويم: شير فهم شدم. با اين حساب چند نوع فشار داريم؛فشار ميخي، فشار ليزي، فشار برشي يا تيزي. به سطح مقطع خودت يا طرف مقابل ربط دارد.
ابوي ميگويد: ميدانم ميخواهي قصه را بپيچاني و برسي به استعفاي دكتر پژويان. از الان آخرت را ميبينم ولي به روي خودم نميآورم. يك وقت نگويي نفهميدم. حالا حرفت را بزن.
ميگويم: يا به دولت فشار ميآورند يا دولت به ديگران فشار ميآورد. در نوع اولش مثلاً دولت روي صندلي يكي ميخ ميگذارد يا يكي روي صندلي دولتيها ميخ گذاشته است. در نوع ديگرش انداختن پوست موز است كه منجر به ليز خوردن يكي از طرفين ميشود و مدل آخرش هم سر و كارت با تيزي است كه اگر برش داشته باشي جان سالم به در ميبري.
ابوي ميگويد: تو مو ميبيني و من پيچش مو. تو هنوز خام و احساسي هستي. بگذار روشنترت كنم. فشار را فرد، گروه و يك سازمان يا حتي دولت براي حفظ منافع خود يا تأمين آن، بدون توجه به اصول و راهكارهاي قانوني كشور از جايگاه خود وارد ميكنند تا نيازهاي خود را از هر راهي به دست بياورند. حالا ميخواهند دولتي باشند، مجلسي باشند، خصوصي باشند، عمومي يا هر چيز ديگر.
ميگويم: اين همان تعريف فشار درماني نيست؟
ابوي ميگويد: اين را ديگر از كجايت درآوردي؟ باز لابد رفتهاي كشورهاي جنوب شرقي آسيا!
ميگويم: آدم اگر تئوريسين اقتصادي دولت احمدينژاد بوده باشد مثل اين ميماند كه در دولت تدبير و اميد، كفش ورزشي ميخدار به پا كرده باشد، اما هنوز جا دارد براي كار كردن ولي وقتي ميروي در تلويزيون و با راغفر مناظره يارانهاي راه مياندازي و بعد ميگويند پيامكهاي مردمي به راغفر راغبترند، يعني اينكه پوست موز را زير پايت انداختهاند و نديدهاي و ليز خوردهاي، حالا هم ديگر علاجت تيزي است. اگر نميخواهي سر و كارت با تيزي باشد قبل از اينكه روي آن را ببيني خودت ميكشي كنار و درمان حاصل ميشود.
ابوي ميگويد: پس چرا همه اينقدر شل كن و سفت كن راه انداختهاند. اول مصاحبه ميكند و ميگويد فشار برخي دولتيها و شركتهاي بزرگ اقتصادي او را به سمت استعفا از شوراي رقابت برده، بعد تكذيب ميكند و ميگويد عوامل دولتي مرا مجبور به استعفا نكردند و سازمان تنظيم مقررات عامل اصلي استعفايم بود، حالا هم كه قرار شده روز يكشنبه دليل اصلياش را بگويد. ميخواهد چه كسي را بترساند؟ يا از چه كسي ميترسد؟
ميگويم: اينكه شل كن و سفت كن ندارد. بنده خدا گفته استعفايش را به رئيسجمهوري داده و ميداند كه ايشان با آن استعفا موافقت ميكند. اين دانستن موافقت، همان فشار درماني است ديگر. با فشار، دانا به بركناري شده و استعفا داده شده است.