اعضاي خانوادهاي به احترام ماه محرم از قاتل پسرشان اعلام گذشت كردند. متهم كه پسر جواني به نام بابك است، هفت سال قبل هنگام شوخي با اسلحه شكاري مرتكب قتل پسرعمويش شده بود.
به گزارش خبرنگار ما، چند روز قبل زوج ميانسالي به واحد مددكاري زندان قزوين رفتند و از قاتل پسر جوانشان به احترام ماه محرم و ايام عزاداري سالار شهيدان اعلام گذشت كردند.
مادر مقتول با چشماني گريان به آقاي كشاورز، مسئول مددكاري گفت: هفت سال قبل پسرم احمد به دست پسرعمويش به قتل رسيد. در اين مدت بزرگان و ريشسفيدان تلاش زيادي كردند تا از ما رضايت بگيرند. با اينكه شوهرم راضي به گذشت بود اما من اصرار بر اجراي حكم قصاص داشتم. تا اينكه تصميم گرفتم به احترام امام حسين (ع) از قصاص قاتل پسرم اعلام گذشت كنم. وي ادامه داد: ما به متهم زندگي دوباره داديم تا فرصت داشته باشد با انتخاب راه درست اشتباهات گذشته خود را جبران كند. در پايان، اين زن و مرد رضايتنامه كتبي خود را به مسئول مددكاري زندان قزوين ارائه كردند.
وقوع حادثه در 7 سال قبل
شامگاه 29 تيرماه سال 85 مأموران پليس شهرستان خرمدشت از طريق مسئولان بيمارستاني در جريان مرگ مشكوك پسر 16 سالهاي به نام احمد قرار گرفتند. تحقيقات اوليه نشان داد احمد در يكي از باغهاي اطراف شهر با اصابت گلوله تفنگ شكاري به سرش كشته شده است. از طرف ديگر مشخص شد لحظه حادثه پسرعموي احمد هم در باغشان كه در همسايگي باغ آنها بوده، حضور داشته و بعد از حادثه به طور ناگهاني ناپديد شده است.
پدر مقتول در اولين تحقيقات به تيم جنايي گفت: مدتي قبل من و برادرم دو باغ را كه كنار هم بود، خريديم. فصل برداشت ميوه بود، پسرم همراه پسر برادرم- بابك- در باغها نگهباني ميدادند. از آنجايي كه باغها در بيابان بود و احتمال داشت شبها حيوانات وحشي حمله كنند ما براي آنها تفنگ سرپر شكاري خريديم تا هنگام خطر بتوانند از خودشان دفاع كنند. عصر روز حادثه پسركوچكترم سعيد به همراه احمد و بابك در باغ بودند كه احمد و بابك به خاطر موضوع جزئي با هم مشاجره ميكنند و حادثه اتفاق ميافتد. اين حادثه در روز تولد احمد رقم خورد.
سعيد هم وقتي مورد تحقيق قرار گرفت، گفت: هر سه در باغمان نشسته بوديم كه احمد و بابك با هم درگير شدند. بابك عصباني شد، به اتاقكش رفت و با تفنگ شكاري برگشت. او لوله تفنگ را روي شقيقه برادرم گذاشت و تهديد به شليك كرد. احمد به او گفت اگر جرئت داري بزن كه ناگهان بابك دستش را روي ماشه فشار داد و صداي شليك تفنگ در باغ پيچيد. وقتي احمد خونين نقش بر زمين شد، بابك به سرعت از باغ گريخت. من شوكه شده بودم و بلافاصله برادرم را به جاده رساندم و با كمك موتورسواري كه در حال عبور بود، او را به بيمارستان منتقل كردم اما پزشكان بعد از معاينه گفتند كه او فوت شده است.
دستگيري متهم و اعتراف به قتل
مأموران يك روز بعد از حادثه، متهم را در مخفيگاهش اطراف شهر شناسايي و دستگير كردند. بابك در بازجوييها با اظهار پشيماني به جرم خودش اقرار كرد. وي گفت: قصد كشتن احمد را نداشتم چون با هم دوست بوديم. وقتي با او درگير شدم، ميخواستم او را بترسانم اما ناخودآگاه دستم روي ماشه رفت و شليك شد. متهم بعد از تحقيقات تكميلي با درخواست اوليايدم در شعبه دوم دادگاه كيفري استان قزوين محاكمه و به قصاص محكوم شد.
رضايت اوليايدم در ماه محرم
حكم متهم بعد از تأييد در ديوان عالي كشور براي اجرا به شعبه اجراي احكام دادسرا رفت. در حالي كه متهم در انتظار اجراي حكم در زندان به سر ميبرد، اولياي دم مقتول راهي زندان قزوين شدند و در يك اقدام خداپسندانه و به احترام ماه محرم رضايتنامه كتبي خود را به واحد مددكاري زندان ارائه دادند. بنابراين متهم كه در چند قدمي چوبه دار قرار داشت، دوباره به زندگي برگشت تا اشتباهات گذشتهاش را جبران كند.