16 سال از حماسه ملبورن ميگذرد، 16 سال از گلزني استادانه خداداد عزيزي و فرياد جواد خياباني گذشته است ولي اين بار براي صعود به جامجهاني مشقت كمتري كشيديم، نه خداداد داشتيم و نه كانگوروها برايمان شاخ شده بودند، فقط كرهجنوبي بيش از حد احساس بزرگي ميكرد كه با هنرنمايي فوتباليستهاي ايراني حساب كار دستشان آمد.
انگار همين ديروز بود، ويهرا تيمش را جمع كرد و برد استراليا. تمامي ستارههاي آن زمان بودند. دايي، باقري، خداداد، عابدزاده، استيلي و... همه يك هدف داشتند؛ رسيدن به جامجهاني 1998. اين وسط سرمربي برزيلي كه هيچ شناختي از فوتبال كشورمان نداشت و در سه بازي آخر هدايت تيمملي را بر عهده گرفته بود، شاگردانش را راهي ميدان كرد. ديگر جزئيات بازي برگشت با استراليا را خودتان بهتر ميدانيد. دو گل باقري و عزيزي، رؤياي رسيدن به بزرگترين آوردگاه فوتبال جهان را برايمان به حقيقت تبديل كرد. شادماني و پايكوبي مردم تا پاسي از شب ادامه داشت و همين شد كه با گذشت 16 سال هنوز هم تا حرف ملبورن ميشود همه با خوشحالي و غرور از مصاف با استراليا حرف ميزنند.
خرداد امسال نيز يك بار ديگر صعود به جامجهاني را جشن گرفتيم، با اين وجود شيوه رسيدنمان به برزيل با فرانسه زمين تا آسمان متفاوت است. براي آنكه بليت برزيل را بگيريم، مجبور بوديم هر سه بازي آخر را با پيروزي پشت سر بگذاريم، كاري كه خيليها به محقق شدنش اميدي نداشتند ولي مليپوشان با همدلي و اتحادي بينظير سه برد پياپي كسب كردند تا ديگر دلهره بازي پليآف و نتايجي كه ديگر تيمها ميگيرند را نداشته باشيم. پيروزي بر كرهجنوبي آن هم در سئول دشوارترين نتيجهاي بود كه كرش و شاگردانش به خوبي از پس آن برآمدند. اين در حالي است كه در سال 76 از صعود مستقيم به جامجهاني 1998 بازمانديم. همين مسئله موجب شد تا عملاً اميدهايمان نقش بر آب شود به ويژه آنكه در مقابل (حريف اولمان در پليآف) هم كم آورديم. به استراليا كه رسيديم نااميد بوديم، كانگوروها بازيكنان سرشناس زيادي داشتند و سابقهشان در جامجهاني نيز بيشتر بود. خلاصه اينكه براي گرفتن جواز رفتن به فرانسه مرديم و زنده شديم تا به حسرت 20 سالهمان پايان دهيم.
نكته ديگري كه بايد به آن اشاره كرد نقش سرمربيان است. ويهرا پس از بركناري مايليكهن در شرايطي روي نيمكت ايران نشست كه آشنايي به فوتبال ايران نداشت. خودش هم به اين قضيه معترف بود و پس از پيروزي مقابل استراليا اعتراف كرد كه برنامهاي براي اين بازي مهم نداشته و فقط از بازيكنانش خواسته تا نهايت سعيشان را بكنند.
اين شرايط را با وضعيت فعلي مقايسه كنيد. كارلوس كرش با كارنامهاي درخشان به ايران آمد و از همان روز اول براي تيمملي برنامه داشت. از برنامه تمريني گرفته تا بازيهاي تداركاتي، جامملتهاي آسيا و جامجهاني. اگرچه فدراسيون فوتبال بارها و بارها نتوانست به خواستههاي كرش جامهعمل بپوشاند اما سرمربي اسبق تيمملي پرتغال هرگز دست از تلاش نكشيد. او با دعوت از بازيكنان ايراني شاغل در ليگهاي خارجي جان دوبارهاي به تيمملي داد. اشكان دژآگه و رضا قوچاننژاد كشفهاي كرش هستند، هرچند كه دژآگه در سه بازي آخر مصدوم شد و نتوانست سايرين را همراهي كند اما گوچي به خوبي جواب اعتماد سرمربي را داد و گل سرنوشتساز ايران به كره را به ثمر رساند. بدون شك اگر شرايط بهتري براي موفقيت تيمملي در راه رسيدن به جامجهاني فراهم ميشد دستيار پيشين فرگوسن نتايجي به مراتب بهتر از اين نيز ميگرفت. حضور او روي نيمكت وزن تيمملي را بالا برد. كرش به بازيكنانش اعتماد ميكرد و آنها هم براي روسفيد كردن او از هيچ كاري مضايقه نكردند.
از جامجهاني 98 تا 2014، 16 سال فاصله است. عملكرد ايران در برزيل پيشرفت فوتبال مليمان را در اين سالها ثابت ميكند و عيار واقعيمان را نشان ميدهد.