سرانجام پس از پنج روز مذاكره، توافقي ميان هفت قدرت برتر جهاني يعني جمهوري اسلامي ايران و 1+5 شكل گرفت كه مسئله هستهاي ايران و بحث تحريمهاي ظالمانه عليه ايران را مورد بررسي قرار داد. اين توافق هرچند كه تاكنون با تحليلها و تفسيرها و حتي ترجمههاي متفاوتي مواجه شده، اما داراي محكماتي است كه نميتوان آنها را در متن و محتوا انكار كرد. دولتهاي غربي گرچه ادعا دارند كه اين توافق نتيجه فشارها و تحريمهاي بينالمللي بوده اما هنگامي كه به متن دقيق و اصلي توافق توجه ميشود، توافق را نتيجه مسائل ديگري مييابيم كه درست در نقطه مقابل ادعاهاي غربي قرار ميگيرد.
افزايش تعداد سانتريفيوژها با سنگين شدن وزن تحريمها
براي توضيح توافق ژنو كه نتيجه چه مسائلي در جهان بود، بايد كمي به سالهاي قبل بازگرديم؛ يعني 10 سال گذشتهاي كه غربيها از آن با عنوان يك دهه مذاكره با ايران نام ميبرند. در اثناي سال 82 كه تازه برنامههاي هستهاي ايران علني شده بود و كشورهاي غربي با فشار بينالمللي به دنبال مذاكره با ايران بودند، كمتر از 200 سانتريفيوژ در چرخه هستهاي كشور ميچرخيد. غربيها البته پس از دو سالي كه در برنامههاي صلح آميز هستهاي ما وقفه و تنش ايجاد كردند، اما عاقبت ره به جايي نبردند و جمهوري اسلامي ايران از سال 84 خصوصاً بعد از روي كار آمدن دولت نهم برنامه هستهاي خود را با شتاب علمي و مقاومت مردمي در پيش گرفت. اين در حالي بود كه افكار عمومي نسبت به خباثتهاي دولتهاي غربي پي برده بود و با وحدتي كه ميان ملت و دولت ايران در مسير پيشرفت به وجود آمده بود، نظام سلطه كاري غير از تحريم پشت تحريم از دستش برنيامد. به خوبي ميدانستند گزينه نظامي كه از قبل سال 84 بر آن تأكيد ميكردند، تنها در لفظ ميتواند براي آنها ابهت و اقتدار ايجاد كند و اين چماقي نبود كه بتوانند از طريق آن اراده دولت و ملت ايران را سركوب كنند. كار به آنجا رسيد كه روز به روز و ماه به ماه و سال به سال با سنگين شدن وزن تحريمها بر تعداد سانتريفيوژها اضافه شد و سياست ايستادگي و مقاومت در برابر تهديد و تحريم توانست تعداد سانتريفيوژها را از آن عدد سه رقمي سال 82 به بيش از 19 هزار در سال 92 برساند و در كنار اين با دستيابي به سانتريفيوژهاي نسل جديد، حيرت جهانيان را برانگيزد.
پيروزي منطق مقاومت بر بيمنطقي تهديد و تحريم
غرب به تدريج با مشاهده اين وضعيت به اين يقين رسيد كه اگر بخواهد سياست سوخته تهديد و تحريم در كنار مذاكره را براي ايران به كار ببرد، به هيچ نتيجهاي نخواهد رسيد و حاصل آن تنها افزوده شدن بر تعداد سانتريفيوژها در چرخه هستهاي ايران و وحدت روزافزون ملت و دولت ايران بدون تحمل آن سختي مورد انتظار ناشي از تحريمها و تهديدها است. شايد نقطه اوج اين درك و فهم از طرف غربي را بتوان در ايام انتخابات دهم و يازدهم رياست جمهوري ايران مشاهده كرد كه غربيها بيشترين تلاش را براي سرعت بخشيدن به استراتژي تهديد و تحريم به كار بردند اما نتيجه درست برخلاف انتظارات آنها شد. در سال 88 گرچه حوادثي در كشور رخ داد و خيابانهاي تهران آبستن فتنهاي عميق شد، اما همان زمان هم فعاليت صلحآميز هستهاي ايران در حال رشد بود و پروژه براندازي با شكست مواجه شد. در سال 91 هم كه ميتوان اوج تهديدها و تحريمها را خصوصاً از طرف امريكاييها مشاهده كرد و مشخص بود كه آن هم پروژهاي براي انتخابات سال 92 است، شكست سختي نصيب دشمنان انقلاب شد و ملت ايران برخلاف انتظار آنها با حضوري حماسي پاي صندوقهاي رأي ثابت كرد كه تا پاي جان حاضر به مقاومت و ايستادگي است و تسليم تحريم و تهديد نميشود.
تمامي اين وقايع منجر به نتيجهگيري معقولي از طرف غربيها شد كه پس از تبديل گزينه نظامي به فشار و مذاكره، اين گزينه را نيز به مذاكره محترمانه و تلاش براي رسيدن به توافق عادلانه با طرف ايراني تبديل كنند. چراكه به تجربه و مشاهده فهميدند استمرار و مداومت بر فشارهاي ظالمانه در برابر اراده ملت ايران، به بطالت گذراندن فرصتها است و هيچ بردي براي غرب به بار نميآورد. اين مسير كه تا حدودي سياستهاي غرب را به عقلانيت نزديك كرد، در نهايت منجر به تصميم براي مذاكراتي جدي در شرايط احترام متقابل شد؛ مذاكراتي كه گرچه ميتوانستيم چندين سال قبل در صورت حفظ يكپارچگي ملت بعد از انتخابات سال 88 به آن دست يابيم اما سرانجام در آذرماه سال 92 پس از روي كار آمدن دولت يازدهم در مسير وحدت و مقاومت ملت، شاهد آن هستيم و همه دنيا ديدند كه منطق ايستادگي و گفتوگو بر بيمنطقي تهديد و تحريم پيروز است.
عبرت ساير دولتها و ملتهاي مستقل از مقاومت ملت ايران
مذاكرات اخير به روشني نشان داد غرب كه زماني تنها بر گزينه نظامي تأكيد ميكرد عاقبت به اين درك و فهم بينالمللي رسيد كه نه تنها گزينه نظامي كه گزينه تهديد و تحريم و فشار و مذاكره و حتي ترور دانشمندان هستهاي هم راه به جايي نخواهد برد. راهبرد مقاومت ملت ايران، غرب را به اين نتيجه رساند كه در برابر ايران تنها بايد از مسير يك مذاكرات جدي و همراه با احترام متقابل وارد شود؛ يعني همان كه در ژنو شاهد بوديم و در نهايت به توافقي منجر شد كه اميدواريم در آينده هم بتوان از آن به عنوان نتيجه برد- برد ياد كرد.
نتيجهاي كه از توافق به دست آمده مشاهده ميشود اين باور را به يقين قطعي تبديل ميكند كه امروز اگر ميان ايران و 1+5 توافقي حاصل شده است، نتيجه مقاومت ملتي است كه با وجود برخي سختيها اما حاضر به تسليم نشد و در مسير مقاومتي كه در طول دولت نهم و دهم و سير مذاكرات قبلي شاهد بوديم، امروز توانستيم غرب را به زانو زدن در برابر اراده خود وادار كنيم. اين درسي است كه ساير دولتها و ملتهاي مستقل بايد از آن عبرت گيرند و با نگاهي به وضعيت وابستگي برخي از دولتهاي جزيرهاي و حاشيهاي خليج فارس در كنار دست برتر ايران در خاورميانه كه ناشي از راهبرد مقاومت است، بيدار شوند و بدانند كه تنها راه پيروزي در برابر بيمنطقي زور، منطق مقاومت و گفت و گو است. يقيناً در چنين حالتي دشمنان، تصور استفاده واقعي از لفاظي گزينه نظامي را به ذهن هم راه نميدهند زيرا به خوبي ميدانند در اين صورت، ملتي كه منطق مقاومت در برابر زيادهخواهي را انتخاب كرده، بنابر فرموده مقام معظم رهبري در برابر هرگونه تعرضي آنچنان سيلىاى به متعرض خواهد زد كه هرگز فراموش نكند.